بسم الله الرحمن الرحىم
سال های اول طلبگی، وقتی از دنیای پر زرق و برق اطراف دل کندیم و به دامان حجره و مدرسه پناه بردیم ، در دعاهای قنوتمون از تَه دل میخوندیم :
إلهی هب لنا کمال الإنقطاع إلیک و أنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک حتى تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل إلى معدن العظمة و تصیر أرواحنا معلقة بعز قدسک ....
وقتی یه کم با درس و بحث و صرف و نحو آشنا شدیم ، دعای قنوتمون هم تغییر کرد. توی این سالهای صرفی و نحوی معمولا دعای قنوتمون این بود :
ربنا لا تکلنا إلی انفسنا طرفة عین ابدا ...
چند سال بعد همزمان با شروع شرح لمعه و اصول فقه ، وقتی به قول حضرت علامه طباطبایی علیه الرحمه در دستگاه با عظمت امام زمان روحی فداه پذیرفته شدیم (البته ظاهرا انشاءالله) و لباس سربازی دین رو به تن کردیم ... دعای قنوتمون شد :
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد إذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمة...
دو سه سال بعد ، وقتی در محضر شیخ اعظم ، شیخ مرتضی انصاری ،رضوان الله تعالی علیه ، زانو زدیم و به خوندن کتاب رسائل و مکاسب مشغول شدیم ، دعای قنوتمون این شده بود :
ربنا اغفر لنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا ...
این سالهای به اصطلاح .... هم ، با فرو رفتن و غرق شدن در زندگی و مسائل روزمرّه،معمولا دعای قنوتمون اینه که :
ربّنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین ...
از انقطاع إلی الله ی که دنبال میکردیم رسیدیم به ربنا ظلمنا انفسنا ...
اگه قرار باشه همین سیر نزولی رو طی کنیم ، دعای چند سال بعدمون حتما این خواهد بود که: رب ارجعون لعلي أعمل صالحا فيما تركت
(پناه بر خدا ...)
+
نوشته شده در دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۸ساعت 21:8  توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام
|