بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

با خودم فکرمیکردم که شاید تنها کشوری باشیم که با انگ و تهمت و
افترا و دروغ و خلاصه با هر بهانه ای رؤسای جمهور سابق را از صحنه خارج کرده ایم.
بنی صدر، شهید رجایی رحمت الله علیه ،مقام معظم رهبری مدظله ،
آقای هاشمی رفسنجانی،آقای خاتمی،آقای احمدی نژاد و اینک آقای روحانی رؤسای جمهور
این کشور به اصطلاح متمدن و بافرهنگ بوده و هستند.
بنی صدر ملعون اما در زمان ریاست جمهوری خلع شد.
شهید رجایی رضوان الله تعالی علیه در زمان ریاست جمهوری به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
مقام معظم رهبری دامت برکاته در زمان ریاست جمهوری به رهبری منصوب شدند.
سه شخصیت دیگر اما هر کدام پس از اتمام دوره و علی رغم خدمات فراوان،به
بهانه هایی از گود خارج شدند.
آیا حقیقتا ارزش این سرمایه های عظیم انقلاب کمتر از خودروی فرسوده ای
است که پس از طی دوره مفید کارکرد، در چرخه بازیافت قرار می گیرد؟
آیا ابتکار مقام معظم رهبری مدظله،که پس از پایان مسئولیت این
شخصیتهای مهم،آنان را در سمتی منصوب فرمودند نباید سرمشق و الگویی برای برخی مدعیان
ولایت پذیری و ولایتمداری باشد که به هر بهانه ای به افراد حمله نکنند و کینه نهفته
خود را پس از اتمام مسئولیت ایشان بروز و ظهور ندهند؟
آیا شهدای بزرگواری چون بهشتی و باهنر و مطهری و صیاد شیرازی و احمدی
روشن و کاظمی و صدها عزیز از دست رفته دیگر از آسمان هفتم به زمین آمده بودند که
پس از شهادت ، عزیز ملت شدند؟
آیا در حیات ایشان کسی شناختی از ایشان داشت؟
آیا در حیات ایشان ،تهمتها و نسبتهای ناورا به این عزیزان زده نمی شد؟
آیا برخی مراجع معظم تقلید که حتی صدا و سیما در حیات ایشان از پخش مجالس
و سخنرانی هایشان امتناع می کند پس از ارتحال به درجه آیت الله العظمی ملقب نمیشوند؟
.
.
.
حرف برای گفتن زیاد است ....
باید تکلیف خودمان را با خودمان روشن کنیم.
تا زمانی که مرده پرستی بر زنده پرست بودن اولویت دارد راه به جایی
نمی بریم.
چه خوش گفت شاعر که :
در حیرتم از مرام این مردم پست - این طایفه زنده کش و مرده پرست - تا هست به ذلت بکُشندش به جفا - گر مرد به عزت ببرندش سر دست
شاید اگر قرار بود در این مقوله صفحه ای در کتاب رکوردهای گینس باز شود ، به برکت قلم برخی افراد و تندروی برخی گروهها، رتبه اول از آن ما می شد.
___________________________________________
بعد نوشت:
پر واضح است شهدای گرانقدر با قطره قطره خون خود جان و روح تازه ای در
کالبد انقلاب می دمند و انکار این واقعیت ، همچون انکار روشنایی آفتاب است در ظهر
روز تابستان.
2- در خانه اگر کس است یک حرف بس است
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:8  توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام
|