بسم الله الرحمن الرحیم
امسال هم مثل سال گذشته توفیقی دست داد تا همراه با دوستان عزیز دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی سفری کوتاه به تهران و قم داشته باشیم.اگر چه جای خالی دوست عزیزم جناب آقای حجتی نیا به خوبی حس میشد و هیچ چیزی نمیتوانست جای خالی ایشان را پر کند.
به هر حال (و به قول طلبه ها علی ایّ حالٍ ) سوار قطار شدیم و به مقصد محمدیه قم حرکت کردیم.بین راه ناگهان خبر رسید که به جای محمدیه قم توی ایستگاه ورامین پیاده میشیم.دم دمای صبح بود که به ورامین رسیدیم و به سمت نمایشگاه کتاب تهران حرکت کردیم.
نمایشگاه کتاب تهران ظاهرا شلوغتر از سالهای پیش به نظر میرسید.حضور گشتهای ارشاد و پلیس امنیت اخلاقی در ورودیهای نمایشگاه جالب توجه بود.اما ....
یک روز رو در نمایشگاه گذروندیم.کتابهایی رو که قبلا تعریفشون رو از رفقا شنیده بودیم از جمله کتاب دا (خاطرات سیده زهرا حسینی ) ، حکایت زمستان و خاکهای نرم کوشک ( نوشته سعید عاکف ) و ... رو تورقی کردیم و خریدیم. شلوغی غرفه فروش کتاب دا خیلی جالب و دارای پیام بود و اون این که مردم عزیز مثل همیشه تشنه شنیدن و دیدن واقعیات انقلاب و دفاع مقدس هستند به شرط آن که با زبانی مردم پسند و هنرمندانه گفته شود نظیر بسیاری از فیلمهای آقای حاتمی کیا ....
بگذریم....
نمایشگاه رو هم سیاحتی کردیم و برای عتبه بوسی آستان سید بزرگوار حضرت عبدالعظیم حسنی راهی شهر ری شدیم.شب رو در دانشکده علوم و حدیث سپری کردیم و از مهمان نوازی وصف نشدنی مسئولان دانشکده شرمنده شدیم.
بعد از صرف صبحانه برای بازدید از برج میلاد دوباره به سمت شهر شلوغ و پر دود و دم تهران حرکت کردیم.برج میلاد هم همانند شهر تهران بسیار شلوغ بود.همایش دندانپزشکان که در برج میلاد برگزار میشد بر شلوغی آن افزوده بود.پس از هماهنگیهای لازم وارد برج میلاد شدیم و در کمتر از چند دقیقه به بالای برج رسیدیم. خانم محترمی که به عنوان راهنما با گروه بود از خصوصیات برج میلاد توضیحات مختصری رو ارائه کرد.
پس از بازدید از برج میلاد به عشق زیارت مضجع نورانی خواهر کریمه امام رئوف علیهما السلام ، حضرت فاطمه معصومه به سمت عُشّ آل محمد (علیهم صلوات الله) شهر مقدس قم حرکت کردیم.قرار بود نماز مغرب و عشاء رو در محضر حضرت آیت الله سبحانی باشیم که به خاطر ترافیک و شلوغی مسیر متاسفانه توفیق رفیقمان نشد.
صبح روز بعد دیداری با حضرات آیات استادی و صافی گلپایگانی ترتیب داده شده بود و از نورانیت محضر این بزرگواران وجودمون رو اندکی صفا دادیم.
مسجد مقدس جمکران ، بیت آیت الله بروجردی قدس سره ، رادیو معارف،پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی - دانشکده دانشنامه نگاری، دفتر تبلیغات قم ، شنا ، زیارت حرم نورانی حضرت امام خمینی قدس سره و.... جزء برنامه های دیگر سفر بود.
اگر چه به خاطر برخی مشکلات قدری رفقا خسته شدند اما انصافا سفر خوب و فراموش نشدنیای بود. جناب آقای کاتبی،آقای واحدخواه ، آقای توکلی ، آقای ظهوریان و ... برای بهتر برگزار شدن این سفر سنگ تموم گذاشته بودند.
چند تا عکس از خاطرات سفر

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی مدظله مثل همیشه متین و متبسم...

حضرت آیت الله استادی مد ظله در کمال تواضع و بر خلاف رسم متعارف ، خود قبول زحمت فرموده و به دیدن دوستان آمدند.توصیهها و نصیحتهای ایشان مثل همیشه متفاوت و از سر دلسوزی بود.
تهران- برج میلاد - آفتاب از پشت برج میلاد سرک میکشید ...
قم المقدسه - بیت نورانی حضرت آیت الله بروجردی علیه الرحمه همچنان بوی فقاهت و معنویت میدهد...
قم المقدسه- گذر خان -فروشگاه لباس روحانیت - جهت خرید لباس (دشداشه و عبا) برای یکی از رفقای تازه معمّم
قم المقدسه - مسجدالرضا علیه السلام - محل اسکان گروه
یکی از رفقای عزیز هنگام جلسه با مسئولان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی قم ، فارغ از حال و هوای جلسه به بستن و مرتب کردن عمامه خود مشغول است.

دو نفر از جوانهای حاضر در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام که شیفته اخلاق نیک دوست عزیزم آقای حاجی پور شده و سوالات شرعی خود را با ایشان مطرح و پاسخ مناسب دریافت کردند...
یکی از دوستان بسیار عزیز و شوخ طبع که هیچ گاه در سفر خنده و تبسم از صورت ایشان جدا نمیشد .از خاطرات خوش سفر ، دعاهای سفره ای بود که ایشان پس از اتمام غذای خود میخواندند در حالی که هنوز دیگر رفقا مشغول صرف و تناول غذا بودند.

شهر ری- خوابگاه دانشکده علوم حدیث - نماز جماعت مغرب و عشاء به امامت آقای موسوی دوست عزیزم- به خاطر گرفتن عکس از فیض اقتداء به ایشان محروم شدم.البته به نماز جماعت بعدی رسیدم.

مرقد منور حضرت امام خمینی علیه الرضوان - رفقای عزیز و همراهم - معممین حجج اسلام سینایی - حاجی پور و گرامی (متاسفانه من توی این عکس پرخاطره نیستم.)

تهران از بلندای برج میلاد - دود و دم شهر مانع از دید میشد...
دوست صمیمی و عزیزم جناب آقای گرامی که افتخار همراهی ایشان را پیدا کردم.

دوست عزیزم آقای کفشگر پس از یک خواب دلچسب عصرگاهی

استاد حکیمی همچنان به دنبال سوژه و گرفتن عکسهای هنری از بالای برج میلاد

قم المقدسه - از فرسنگها فاصله میشود و میتوان بوی مسجد مقدس جمکران را استشمام کرد.اللهم عجل لولیک الفرج فرجا عاجلا قریبا کلمح البصر او هو اقرب...

قم المقدسه - کوه خضر - عصر یک جمعه دلگیر- دعای سمات و بوی غربت و غریبی و فراق
+
نوشته شده در جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 23:6  توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام
|
+
نوشته شده در دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 21:1  توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام
گفتند فاطمیه کدام است ؟ کوچه چیست ؟
افسانه باشد این همه !!!
گفتم خدا کند ...
+
نوشته شده در یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 21:4  توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام
|
بسم الله الرحمن الرحیم
امیرمؤمنان علی علیه السلام :
نشستن در مسجد برای من بهتر از نشستن در بهشت است؛ زیرا در بهشت خود را خشنود می سازم و در مسجد پروردگارم را.

طبق سنوات گذشته مراسم اعتكاف ماه رجب در سال ۱۳۸۹ در مسجد جامع گوهرشاد و در جوار حرم مطهر رضوي برگزار مي گردد.
ثبت نام اولیه از تاریخ ۱۳۸۹/02/ ۲۱لغایت ۱۳۸۹/03/۸و فقط از طریق سایت اعتکافانجام خواهد شد. طبق اعلام سایت اعتکاف مدت اعلام شده قابل تمدید نمی باشد.
علاقه مندان اعتکاف جهت ثبت نام بر روی لینک زیر کلیک کنند.
http://www.etekaf.ir
+
نوشته شده در جمعه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 14:26  توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام
|
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز مجبور شدم سیستمم رو ببرم دکتر . به خاطر برخی معاینات و تعمیرات احتمالا تا یک هفته ای امکان وبگردی رو پیدا نکنم.
بعد از ۲-۳ سال امروز برای اولین بار با dial up کانکت شدم. حدود یه ساعتی که کانکت بودم سه چهار مرتبه اینترنتم قطع شد.علاوه بر این که سرعت پائین اون واقعا اعصاب آدم رو یه جورایی می کرد.
واقعا adsl هم برای خودش نعمتیه.
+
نوشته شده در یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 7:29  توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام
|
بسم الله الرحمن الرحیم
شیخ اجل سعدی شیرازی و همت عالی
(به بهانه روز سعدی و نیز سال همت مضاعف و کار مضاعف)
نخستین روز اردیبهشت ماه از سوی نهادهای فرهنگی به روز سعدی نامگذاری شده است.
در برخی از شروحی که بر کتاب گلستان سعدی نوشته شده خواندم: شیخ اجل سعدی شیرازی فقط برای نوشتن دیباچهی گلستان خود ۸۰ بار این چند صفحه را بازنویسی نموده و نتیجه آن شده است که اکنون کمتر کسی است که گلی از گلستان معطر سعدی شیرازی نچیده باشد .
همان دیباچه معروف یعنی:
بِسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت
هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیات است و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
از دست و زبان که برآید کز عُهده ی شکرش به در آید
اِعملوا آلَ داودَ شکراً وَ قلیلٌ مِن عبادیَ الشکور
بنده همان به که ز تقصیر خویش
عذر به درگاه خدای آورد
ور نه سزاوار خداوندیش کس نتواند که به جای آورد
باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده، پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه ی روزی خواران به خطای منکر نبرد.
ای کریمی که از خزانه ی غیب
گبر و ترسا وظیفه خوَر داری
دوستان را کجا کنی محروم تو که با دشمنان نظر داری
فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدین بگسترد و دایه ی ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات را در مهد زمین بپرورد و درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر کرده و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع، کلاه شکوفه بر سر نهاده و عُصاره ی نائی به قدرتش شهد فائق شده و تخم خرما به یُمن تربیتش نخل باسق گشته.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری
در خبرست از سرور کائنات و مفخر موجودات و رحمت عالمیان و صَفوت آدمیان و تتّمه ی دور زمان محّمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم.
شفیعٌ مُطاعٌ نبیٌ کریمٌ قسیمٌ جسیمٌ بسیمٌ وسیمٌ
چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان
بلغَ العلی بِکمالِه کشفَ الدُّجی بِجَمالِه
حَسنتْ جَمیعُ خِصالِه صلّوا علیه و آله
أبر و باد و مـَه و خورشيد و فـَلـَك در كارند تـا تو نـانى به كف آرىّ و به غفلت نـخورى
همـــه از بهــر تـــو گشـتـــه فـرمـانـبـــردار شرط أنصـاف نباشـــد كـه تـو فـرمـان نبـرى
.....
دراین مدت که ما را وقت خوش بود
ز هجرت ششصد و پنجاه و شش بود
مراد ما نصیحت بود وگفتیم
حوالت با خدا کردیم و رفتیم
+
نوشته شده در چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 0:45  توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام
|