تبليغاتX
طلبه ای از مشهدالرضا ع (رسم زمانه)

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز جمعه ۸/۸/۸۸ پس از زیارت حرم مطهر شمس الشموس ، آفتاب خراسان علیه افضل صلوات المصلین، فرصتي پيدا کردم تا سري به دفترچه سروده هاي شخصی ام بزنم . در بين آنها، اين دو بيت بيش از همه، با حال و هواي اين ساعتم تناسب داشت :

برايت شعر گفتن يک بهانه است

غم هجران تو رسم زمانه است

تو اندر جمع مايي ، حيّ و حاضر

به دنبال تو گشتن ، جاهلانه است.

اللهم عجل لوليک و وليّنا الفرج

 

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 9:16 بعد از ظهر | لينک  | 

الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمؤمنين و الائمه المعصومين عليهم السلام

 

نبوت از ولايت شور دارد

محمّد (صلي الله عليه و آله و سلّم) از خدا دستور دارد

علي (عليه السلام) اندر غدير خم ولي شد

خدا را شكر مولامان علي (عليه السلام)  شد

(از مجموعه دوبیتی ها و سروده های شخصی)

عید غدیر علاوه بر این که عید امامت و ولایت است برای بنده ، خاطره شیرین و فراموش نشدنی ای را نیز به همراه دارد. ۱۲ سال پیش در چنین روز فرخنده ای ، به دست مبارك مرحوم حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني قدس الله نفسه الزكيه، افتخار ملبس شدن به اين لباس مقدس و مبارك را پيدا كردم. روحش شاد و با مواليانش محشور

 

سايتهاي مرتبط با موضوع غدير خم
کتابشناسی غدیر خم

اعمال غدیر ...(در ادامه مطلب )   


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 2:55 قبل از ظهر | لينک  | 

هو الفتّاح


خوشا سرما و وضع بي مثالش

خداوندا ! چرا کردي زوالش؟ (۱)

اگر چه سوز سرما داد مي‌داد

نبودم فکر اين گرماي مرداد

زمستانت دو چندان لرز کرديم

کنون هم، فرودين را فرض کرديم

***

خدايا ! باز از آن سرمات بفرست

که تا پنجاه سالش گشت فهرست

ز لطف بي حدِ برخي وزيران

سفر کرديم تا اعماق دوران

سفر کرديم تا پنجاه و اندي

بدون هيچ آسيب و گزندي

***

خدايا! لطف تو از حد فزون است

ولي اين حَرّ و بَردَت بي شگون است

زمستان گازمان را ناز مي‌بود

به تابستان ز برق و آب کمبود

در اين گرماي طاقت گير مرداد

ز قطعيّ مُدام برق ، فرياد

***

فيوز برقمان از جا پريده

فِر و يخچالمان آسيب ديده

گمانم باز تا پنجاه سالي

کسي گرماي تا اين حد نديده

***

به شبها فازمان نول است يا رب!

سبوي صبرمان فول است يا رب!

عزیزی گفت دعواهای هر سال

همیشه بر سر پول است یا رب!

***

به روزش برق و آبي نيست ما را

به شب تا صبح بي تابيست ما را

اگر قطعيّ برق و آب داريم

خدا را شکر شبها خواب داريم

***

وزير برقمان فرمود پاييز

نمایم رفع، اين قطعيّ ناچيز!!!

خدايا ! اي خداي برج مينو

نگه دار اين وزير نفت و نيرو

دو چندان کن تو توفيقاتشان را

فزوني بخش احساساتشان را

***

اگر چه آب و برقي نيست ما را

اگر چه حال جان سوزي است ما را

اگر گازي اگر برقي نداريم

تو را يا رب ، کماکان دوست داريم 

با تشکر از :
سایت خبری تحلیلی فردا نیوز fardanews.com 
و سایت ایران حال iranhall.com 
به خاطر انعکاس این مطلب.

                                             ************
بعد نوشت :
(۱) با کسب اجازه از خواجه شیراز به خاطر الگو برداری از شعر زیبای خوشا شیراز و وضع بی مثالش ...
(*) دوستان و رفقایی که اینترنت پرسرعت ارزان و یا قدری حوصله و وقت مجانی و رایگان دارند ، همچنین مدیران دولتي که روزانه ۲۵ دقیقه کار مفید می کنند و از اینترنت رایگان بیت المال در ساعات کاری اداره نهایت استفاده را می برند ، برای بر طرف شدن هرگونه ابهام و سوء برداشت ، لطفا پی نوشتهای این لینک  را نیز بخوانند.
(*) چند روز پيش با عزيزي که در نيروگاه بزرگ برق مشهد خدمت مي‌کرد گفتگو مي‌کردم. ايشان از تلاشهاي شبانه روزي عزيزان شرکت برق و نيروگاه مشهد ناگفته‌هايي داشت .  از اين که تمام سعي و تلاش کارکنان نيروگاه آن است که با وجود فرسوده بودن دستگاههاي شبکه برق و از رده خارج بودن برخي از آنها خاموشي‌ها را به حداقل برسانند و فشار کمتري بر مردم وارد شود. از همين جا به همه خادمين ملک و ملت  خسته نباشيد عرض مي‌کنيم.
(*) صرفه جويي را فراموش نکنيم. صرفه جويي کم مصرف کردن نيست، درست مصرف کردن است. صرفه جويي هنر است، به خصوص در ساعات اوج مصرف.( از سري شعارهاي آقاي ايمني)

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 3:23 قبل از ظهر | لينک  | 

                    

  العجل ای ماه عالم تاب من

العجل ای هوش من ای خواب من

العجل ای واژه های ناب من

العجل ای شاه ، اي ارباب من

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 4:25 قبل از ظهر | لينک  | 

 يا ابا صالح المهدي ادركني

سر تا سر این عالم هستی وطن ماست

هر جا دل ما رفت همان نقطه تن ماست

خاک کف نعلین جگرگوشه ی زهرا ( علیهماالسلام)

حقّا كه همي نافه و مشك ختن ماست

(مجموعه اشعار و سروده های شخصی)

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 6:0 قبل از ظهر | لينک  | 

تقديم به ساحت مقدّس حضرت فارس الحجاز اباصالح المهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف

امروز آدينه بیستم ارديبشهت ماه سال نوآوري و شكوفايي است.
صداي مناجات سحرگاهي از حريم ملكوتي حرم امام رئوف عليه السلام گوش را نوازش مي‌دهد.
هوا نيز به خاطر بارش باران رحمت الهي كه ديشب بر اين شهر باريدن گرفته بسيار خنك و دلپذير است.حس غریبی دارم... این ابیات از سرچشمه فیّاض فيض حضرتش در وجودم جوشيد.

يا فارس الحجاز ! محتاج توأم

ای دوست! ز انتظار گفتن تا کی؟

صد طعنه از این و آن شنُفتن تا کی؟

در محفل ما تو حاضري، مي‌دانم

در جمع، نهان بودن و جُستن تا كي؟

گفتي كه نخواب، تا سحر راهي نيست!

بيدار بماندن و نخُفتن تا كي؟

از داغ فراق ، سينه ها تنگ آمد!

اين درد ، به سينه‌ها نهفتن تا كي؟

گفتند كه جمعه‌اي ز در مي‌آيي!

هر جمعه ، غبار كوچه رُفتن تا كي؟

صبرم به سر آمد،دلم از غصه گرفت!

گفتي كه نگو نگو ، نگفتن تا كي؟

اي دوست! ز انتظار گفتن تا كي؟

صد طعنه از اين و آن شنُفتن تا كي؟

 

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 5:12 قبل از ظهر | لينک  | 

تقدیم به محضر نورانی و مبارک امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

اثري نفيس از استاد فرشچيان

امروز دست رد به دیده پرخواب می زنم

امروز کوچه را به سحر آب می زنم

امروز بهر دیدن روی چو ماه تو

صدها هزار طعنه‌ي بر ، آفتاب مي‌زنم

( ابيات بالا قطعه اي است از شعر مفصّلي كه در روز جمعه ۱۳/۲/۸۷ به عشق حضرت صاحب العصر والزمان روحي لتراب مقدم اصحابه الفداء سروده و تقديم محضر مبارك آن حضرت شد.
يا من يقبل اليسير و يعفوا عن الكثير، اقبل منى اليسير واعف عنى الكثير انك انت الغفور الرحيم )

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 12:1 بعد از ظهر | لينک  | 

 به بهانه سفر مقام معظم رهبری روحي فداه به استان فارس     

                              يار شيرين 

عمّامه سيــاهت ، سيمـــاي همچــو ماهت

 وآن غمزه نگاهت،گرديده قاتل من

 

صــوت خوش اذانت ، شيــريني زبـــانت

لعل لب و دهانت،جان برده از گِل من

 

آن جــادوي کلامت ،کرده مـرا غــلامت

بادا فداي نامت،اين جان غافل من

 

سر داده‌ام به کويت ،مستم من از سبـويت

آشفته‌ام ز رويت ،اي شاه عادل من

 

از دست چرخ گردون،دلْ‌خسته‌ام چو مجنون

کابوس جام زهري،باشد سلاسل من

 

اي سيّد خراسان ،از روي لطف و احسـان

خطی بکش ز بطلان بر فکر باطل من

 

هر کس اسير مويي ، دربند مـــاه رويي

مژگان هر دو چشمت،تيري است بر دل من

 

اي آيت زمانه ، يک روز بي بهـــــانه

آيا شود ز احســـــان ، آيي به منزل من؟

 

در اين سراي فاني، هرکس به يک زباني

عشقي گزيده ليکن ، عشق تو حاصـل من

 

اي سيّـــد حسيني ، اي نائـب خميني

تمثــــال بي‌مثـالت ، چون شمع محفــل من

 

يک لحظه با تو بودن،زنگار دل زدودن

يک لحظه بي تو بودن ، زهر هلاهــل من

 

تو عدل مرتضايي، از نسل مصطفايي

آغــوش مهـــربانت ، همواره ساحل من

 

من پيرو ولايم ، آواره و گـــــدايم

تنها ثمـر همين است ، زين عمر عاطل من

 

در ظلمت و سياهي ، اي آيت الهـي

يک شب خودي نشان ده، اي ماه کامل من

 

چشمان پر زآبت،جان را کند کبابت

اي گوشه دو چشمت ،مانند ساحل من

 

سيّد امين خوبم ، وصفت چگونه گويم؟

اوصاف بي‌حد تو، وين ذهن جاهل من

 

با تشکر از  سایت خبری تحلیلی شیعه آنلاین برای انعکاس این مطلب

دوستان عزیز در پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی

و نیز وبلاگ طلب وصل کانون رهپویان وصال شیراز

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 7:49 بعد از ظهر | لينک  | 

نه با چپ چپم من نه با راست دشمن

 

- نه دنبال «باران»

- نه مجذوب «ياران»

- نه در «اعتدالم »

- نه با «ائتلافم»

- نه «ميهن پرستم»

- نه با حزب «سازندگي» عهد بستم

- نه «سبزم» نه زردم

- نه با «توسعه» در نبردم

- نه دنبال عشق و «مودت»

- نه دنبال «توليد» ثروت

- نه «فرزند ايران»

- نه حزب «جوانان»

- نه «روحانيون» را رئيسم

- نه در «جامعه» كاسه ليسم

- نه دنبال احزاب «پاكم»

- نه «خرداديان» را هلاكم

- نه در حزب «كارم»

- نه بر پله هاي «ترقي» سوارم

- نه با جمع «نسوان»

- نه در حزب «ايران»

- نه با «اتحادم»

- نه با «اعتمادم»

- نه اندر «رفاهم»

- نه دنبال حزب و سپاهم

- نه «همبستگي» را مريدم

- نه «آزادگان» را مرادم

- نه با چپ چپم من

- نه با راست دشمن

- اصولي و اصلاح گر هم نيم من

- من اينم كه هستم ، بگويم كيم من؟

- من ايرانيم

- در ركاب امينم

- سرا پا دو گوشم

- به هوشم

- به بانگي ز سيد علي مي‌خروشم

- پي يك اشاره

- دوباره ، سه باره

- پياده ، سواره

- به فرمان رهبر

- نهم سر

- روم پاي صندوق ، يك بار ديگر

- به ياد شهيدان

- شهيدان دوران

- كه رفتند تا ما بمانيم و ايران

- ببندم ز اعماق جان عهد و پيمان

- كنم با ولي زمانه

- يكي بيعتي جاودانه

- روم پاي صندوق بيعت

- كنم ياد از پير امّت

- به ياد امامم

- به عهدي كه با رهبر خويش بستم بمانم. بمانم . بمانم .

 

کاربر گرامی:

در قسمت اول ابیات بالا سعی شده در هر مصراع به یک حزب یا گروه فعال سیاسی اشاره شود. لذا توجه به این نکته برای درک بهتر ابیات ضروری به نظر می رسد.

 

لینک مطلب در فردا نیوز fardanews.com

لینک مطلب در سفیر لینکsafirlink.com

لینک مطلب در سایت خبری میزان ( ویژه انتخابات )mizan.ir

و با تشکر از مسئولان سایت خبری تحلیلی رجا نیوز rajanews.com

 

 

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 9:18 بعد از ظهر | لينک  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چند مدتي است ظاهرا از سرما و افت فشار گاز و ... خبري نيست(!) (الحمدلله) ، بي مناسبت نديدم ، حال كه همه چيز به خوبي و خوشي(؟) تموم شد يكي از سروده‌هاي شخصي‌ام را براي تغيير ذائقه دوستان ذكر كنم . اما لازم مي دانم پي نوشتهاي آن را بر خلاف قاعده و اصول رايج ، در ابتدا ذكر كنم.

پي نوشت۱- دوستان عزيزي كه با طنز و اشعار طنزگونه آشنا هستند به خوبي مي دانند كه در اين سروده ، هدف ، بزرگنماييِ اتفاقات و ناديده گرفتن خدمات دولتيان نيست.

پي نوشت ۲- اميدوارم بعد از پايان دولت مهروز ،دولتيان محترم ، اين گونه اشعار را به حساب هر ۹ روز يك بحران ، برنشمارند.

 

خدايا گازمان را نيست فِس فِس

درون سينه‌هامان هست خِس خِس

مرا دادند يك پنجاه هزاري (۱)

كه بهر خانه‌ام گيرم بخاري

***

بخاري‌هاي نفتي را بياريد

كه تا عصر حجر را ياد آريد

عيالم گفت با اين پول دولت

ببايد رفت از بهر طبابت

يكي ديگر چنين گفتا كه سرما

بود واجب‌تر از دارو در اينجا

خودم در فكر آنم تا كه با آن

روم مكّه ، شوم از نو مسلمان

***

نمي‌دانم كه با اين پول يامفت

كدامين درد را بايد دوا گفت

***

خدايا گاز با افت فشار است

ز سرما خانه‌هامان همچو غار است

ز صحبت‌هاي شيرين وزيران

زمستان هم براي ما بهار است

***

نمي‌دانم چه شد آن قيمت نفت

كه بايد بر سر اين سفره مي‌رفت

نه نفتي آمد و نه قيمت نفت

همانها هم كه بود از سفره‌مان رفت

***

شده سيب‌زميني قيمت جان

كجا شد گوجه ، تخم‌مرغِ ارزان؟

وزيري ليك جاي فكر درمان

به جاي عذرخواهي از دل و جان

به منبر رفت و با صد آه و افغان

بگفتا مشكل است از گاز ارزان

اگر این گاز هم مانند سیمان

شود نایاب اندر کل ایران

شود حل مشکل قطعی به زودی

ندارد گاز ارزان ، ذره سودي

***

از اين بابت خدا را شُكر گويم

كه باعث شد ثنايش را بگويم

*** 

بعدنوشت ۱- اشاره به حاتم بخشي دولت براي كمك پنجاه هزار توماني بلا عوض!!! به خانواده هایی كه گازشان دو روز تمام قطع شده باشد.(از هیچی که بهتره.)

از دوستان عزيز در سايت خبري تحليلي فردا نيوز fardanews.com ، سردبير محترم و همكارانشان براي انعكاس اين مطلب در سايت فردانيوز تشكر ميكنم.

قطع مجدد گاز در مازندران بنا بر گزارش رجا نیوز rajanews.com

لینک مطلب در تارنمای مجله خانواده سبز ksabz.net

لینک مطلب در سایت خبری(اطلاع رسانی) ایران حال iranhall.com

لینک مطلب در نفت نیوز naftnews.net 

وب سايت شخصي محسن نريمان nariman-babol.com

لينك مطلب در روزنامه بشير bashirnews.ir

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 8:0 بعد از ظهر | لينک  | 

تقديم به پيشگاه منور و مقدس حضرت صاحب الامر و الزمان روحي لتراب مقدمه الفداء

اللهم عجل لوليك الفرج

برای آمدنت تا سحر نمی خوابم

ز شوق دیدن تو ای قمر ، نمی خوابم

برای آن که کنم روی ماهت استهلال

در این فضای مه آلودِ پُر خطر ، نمی خوابم

اگر که خواب رود این دو چشم بی سویم

برای دادن کفاره اش ، دگر نمي خوابم

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 9:20 بعد از ظهر | لينک  | 

                       عید سعید غدیر خم عید اکمال دین و اتمام نعمت مبارک و فرخنده باد.

 

                                 عيد سعيد غدير خم مبارك و فرخنده باد.

 

                                                 و غدير از راه رسيد .

 

غديرخم؛ بركه‌اي خشكيده ؛ گودالي كوچك كه اينك به يمن حضور بزرگ‌ترين مرد تاريخ ، شهرتي جهاني يافته است . محلی كه شاید تا ديروز بسیاری از اهالي شهرهاي اطراف هم از وجودش بي‌خبر بودند.

 

شايد اگر كساني كه پس از نزول آياتي چون « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»...بارها خود را مضحکه خاص و عام کردند و صحنه‌هاي نمايش و طنز و سريال به راه انداختند و بهترين ، برجسته‌ترين،گرانبهاترين و با ارزش‌ترين خاتم‌هاي خود را براي نزول ولو آيه‌اي مشابه اين آيه با اكراه فراوان صدقه دادند؛ امّا هيچ وقت آيه‌اي در شأن پليدشان نازل نشد ، اگر اين بار هم مي‌دانستند قرار است غديرخم اینگونه به واسطه برادر و وصی پیامبر آخرالزمان شهرتي ابدي و جهاني پيدا كند ، آن را محو و نابود مي‌كردند و يا در آن جا براي خود كاخ‌ها و برج‌ها و خانه ها و آرامگاه ها مي‌ساختند و البتّه كه مي‌كردند و مي‌ساختند ، امّا خداوند اراده فرموده كه غدير ، همين گودال كوچك، همين بركه ي خشكيده ، جاودانه شود.

 

امّا چرا غديرخم ، چرا گودالي كوچك ؟ چرا بركه‌اي خشكيده و گمنام ؟

مگر نمي‌شد براي مردي كه ولادتش در خانه‌ي خدا ، چشم دشمنان بدخواه را كور و زبان بدگويشان را تا ابد بست ، مردي كه شهادتش در بهترين محلّ و بهترين زمان و بهترين حالت ، حرمتي مضاعف و بلكه صد چندان به نماز و مسجد و محراب و سحرگاه بخشيد ، مردي كه حضورش و برق ذوالفقارش در جنگها باعث دلگرمي سپاهيان اسلام بود و هر ضربه‌ي شمشيرش افضل از عبادت ثقلين شمرده شد... مگر نمي‌شد جشن ولايت و امامتش هم در اوج عزّت و شكوه و در بهترين و مشهورترين نقطه اتّفاق بيفتد؟ مگر در مكّه و مدينه و طوس و كوفه و شام جایی نبود که بتواند ميزبان اين بزرگ‌ترين جشن تاجگذاري عالَم خلقت باشد ؟

 

چرا ، مي‌توانست. امّا خداوند بار ديگر اراده اش چنين تعلّق گرفته بود كه محلّي را به واسطه‌ي حضورِ بزرگ مردي از گمنامي درآورد و نامش را ابدي نمايد .

 

خداي متعال اراده فرمود تا بار ديگر شَرَفُ المَكانِ بِالمَكينِ را به رخ دوستان مغرض و دشمنان ناآگاهشان بكشاند .

همان كساني كه براي بزرگي و علوّ مرتبه دنيوي به بهانه‌هاي مختلف خود را به پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلّم پيوست مي‌كردند تا از اين راه ناني و نامي و مقامي كسب كنند ؛ امّا زهي خيال باطل ! چرا كه نه تنها ناني و نامي و مقامي نصيبشان نشد كه لعن و نفرين ابدي نيز دچارشان شد . «اَللهُمَّ الْعَن اَوَّلاً ثُمَّ العن الثانِيَ و الثالِثَ و الرّابِع»

 

و اين همان غدير خمي است كه به بركت قدوم مبارك أمير المؤمنين ، يعسوب الدين ، سيد المسلمين ، إمام المتقين ، قائد الغر المحجلين ، فاروق الأمة ، منارة الهدى ، إمام الأولياء و به يمن برازندگي خلعت ولايت و رهبري بر قامت بلندبالاي ايشان اكنون بر خود مي‌بالد.

 

سروده زير جزء اولين سروده هاي شخصي اين جانب است كه حدود 12 سال قبل در همين روز مبارك و فرخنده سروده شد. پيشكش به همين مكان و همان امام .

 

 

غدير است آن‌خواب شيرين ما

 

غديــر است رؤياي ديرين ما

غديــر است هنگـــامهء راستي

 

غدير است پيمـانهء آشـتي

غــديــر است دريـاي بي منتها

 

غديــر است صحراي بي انتها


غدير است هنگام جشن وسرور

 

غديـر است بر شيعه روز غرور
 

غـــديـر است دنبـالهء بعثتش

 

غدير است معناي قد قامتش

غــدير است بر خاكيان دُرّ پاك

 

غدير است بر بذردين،آب‌وخاك

غديـر است گودال بيعت به حق

 

غـديـر است روز تجـلّي حق

غدير است الحق ،ره مستقيم

 

غديـر است فهمِ الف لام ميم

غـدير است آغـاز راه بشـر

 

غـدير است معناي قرآن به سر

غدير است چون‌چشمه‌اي‌پرخروش

 

غديراست هنگامهء جنب ‌وجوش

غديـــر است باد خوش نوبهار

 

غدير است آن تحفهء كردگـار

غــدير است آن لحظهء بي مثال

 

غدير است آن حبـل بي انفصال

غـديـر است فرياد هل من نصير

 

غدير است اي شيعه،اين البصير؟

غــديـــر است معناي قالوا بلي

 

غديـر است مصداق توبوا اِلي

غــــدير است اندر حرا متصل

 

غدير است از غير او منفصل

غديـر است معناي نام علي(ع)

 

غدير است اندر علي(ع) منجلي

غـدير است معناي باران عشق

 

غديراست صحراي سوزان عشق

غدير است مقصود دلدادگان

 

غدير است فريـاد آزادگان

غدير است روز خوش زندگي

 

غــديـر است معناي آزادگي

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 9:36 بعد از ظهر | لينک  | 

                                مشهد الرضا عليه السلام

 

اين روزها ملائكه‌ي آسمان ، آرام و بي‌صدا از يكديگر نشانی مشهد را مي‌گيرند . آرام به زمين مي‌آيند تا مبادا همان آدم‌هايي كه روزي مأمور سجده‌ي بر آنها شده بودند ، از وجودشان مطّلع شوند و چشمهاشان در چشم آنها افتد، اگر چه ايشان در آن مقطع حسّاس خلقت انسان ، زبان به شكايت و مخالفت با اين فرمان انقلابي خداي بزرگ نگشودند ، امّا شايد بعضي‌ از اين كه چرا بعد از اين همه سال عبادت و بندگي و سر بر آستان يار نهادن ، بايد اين چنين بر موجودي ضعيف و ناشناخته سجده كنند، در تعجّب بودند و اين روزها بهترين فرصت است براي به دست آوردن دل خداي خويش ، تا به نحوي از آن افكار باطني خود ابراز ندامت كنند و اكنون پس از گذشت هزاران هزار سال از آن ماجرا ، آرام و بي سر و صدا مي‌آيند و هر كدام با كنار زدن ديگري مي‌كوشد تا با لمس و مسح و بوسه‌ي بر خشت‌ها و آجرها و سنگ‌فرش‌ها و گلدسته‌ها و گنبد منور حريم رضوي ، در بهشت قرب الهي درجه‌اي بر درجات خود بيفزايد و وسيله‌اي یابد براي مباهات بر ديگري....

 

در يكي از همين روزهاي بهشتي بود كه دلم هواي صحن و سراي باصفاي مولاي رئوفم را كرد ، يا علي گفتم و راهي شدم ؛ اما نه با پاي تن كه با پاي دل . هنوز چند قدمي مانده بود تا توفيق تشرف به حريم ملكوتي‌اش را پيدا كنم كه خنكي نسيم خوش آمدي اش را حسّ مي‌كردم و روحم به وجد مي‌آمد . ناخودآگاه دلم پر كشيد و وقتي به خود آمدم خودم را بر بالاي گنبد زيبايش حس كردم . همراه با كبوتران عاشق و ترانه‌خوان حرم ، دور گنبد طلايي و نوراني‌اش چرخيدم و سلامي دادم ، سلامي كه با هر حرفش جاني تازه مي‌گرفتم و لطافت عليك ايشان را به وضوح احساس مي‌كردم . مقابل پنجره فولادش بست نشستم ، آهسته آهسته دستهايم را در شبكه هاي زرد آن چنگ كردم ، فريادي زدم و با تمام وجود او را و محبّت و نگاهش را طلب كردم و او با همان وقار و زيبايي هميشگي‌اش كه بارها و بارها و بارها در لحظات سخت آن را تجربه كرده بودم آرامم كرد و پدرانه در آغوشم كشيد و اطمينانم داد به آنچه كه در طلب آن بودم ....

و من قلب شدم ، دل شدم و روحم دوباره پر كشيد . اما اين بار احساس سبكي عجيبي مي‌كردم . سبك شده بودم سبكِ سبك . سبكتر از پَرِ پروانه‌ها و بال كبوتران گِرد حريمش . اوج گرفتم و ملتمسانه نگاه مهربانش را براي هميشه آرزو كردم و از اين نگاه آن چنان آرامشي يافتم كه مثل و مانندش را هيچ‌ كجا نيافته و نخواهم يافت.

اين ابيات نيز از چشمه فياض فيض ايشان در وجودم جاري گشت.اگر عيبي و ايرادي بر آن وارد است كه هست بي شك از نقص و كوچكي و ترك خوردگي ظرف وجود من است.

 

  امروز رضـا (ع) ميآيد از عرش برين                 تا گام نهـد به ناز بر فرش زميـــن

  از جانب كاظمين،هفتم كوكب (ع)                  آينــد به توس با امام نهميـــن (ع)

معصومه(س)دوان دوان ز قم مي‌آيد              تا مژده دهد به زائر زار و حــزين

كي زائر غمــــديده‌ي نالان، لختي                 بيـــدار شو و جمال جانـــانه ببين

      بيچاره كسي كه اندر اين مهمـــاني              رفته است سراغ سفره‌اي بهتر از اين

 

 بعد نوشت: از تشبیهی که در ابتدای این نوشته کردم و گفتم مشهدالرضا علیه السلام این روزها بوي بهشت ميدهد از ساحت مقدس آقا امام رئوف علیه السلام پوزش ميطلبم چرا كه صحيح آن بود كه بنويسم : بهشت اين روزها بوي مشهدالرضا عليه السلام مي‌دهد.و

 

          

 

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 10:50 بعد از ظهر | لينک  | 

 

                       

متاسفانه دیروز ظهر با خبر شدم که پدر گرامی یکی از دوستان عزیز سبک بال به میهمانی حضرت حق شتافت و ....

از همین جا این ضایعه مولمه را به ایشان و بیت مکرمشان تسلیت عرض میکنم و از همه کاربران محترم این وبلاگ درخواست میکنم جهت شادی روح این عزیز و همه کسانی که در این میهمانی الهی بر ما سبقت گرفتند و ما نیز روزی به آنها ملحق می شویم(انشاءالله) حمد و سوره ای قرائت کنند ....

 این چند بیت فی البداهه به ذهنم خطور کرد که آن را تقدیم میکنم به روح بلند پدر این عزیز

امروز فضای خانه پر  غم شده بود                               امروز پـــــدر مسافر ِ یَم شده بود

امروز دگــــــــر پدر سر سفره نبود                               امـــــروز دلم اسیر ماتم شده بود

بر سفـــــــره ما آب و غذا بود ولی                              این بار نمک از سر آن کم شده بود

من مادر خویش را همی می دیدم                               کز داغ پدر قامت او خم شده بــود

 

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 10:2 قبل از ظهر | لينک  | 

نيمه شعبان سالروز ظهور نور مبارك 

نيمه شعبان سرود زندگي است نيمه شعبان فرار از بردگي است

نيمه شعبان سلامي از خــــدا                      بر همه افراد شهر بنــدگي است

نيمه شعبان اميــــد خستگان       مقصدي‌برجاده‌هاي‌خستگي‌است

نيمه شعبان چو كالائي گــران نوبـر بـازارهـاي كهنه‌گي است

نيمه شعبان چو حصني استـوار                 قلعه‌اي با سردر همبستگي است

نيمه شعبان چنــان يك سرپناه   آخرين اميد در بيچـارگي است

نيمه شعبان به سـان مشعــلي                   در افق‌هاي سياه زندگــي است

نيمه شعبـان بـراي مسـلمـين  سـالـروز خلقت آزادگـي است

نيمه شعبان بـراي دين حــق بيرقي بر قلّـهء دلـدادگـي است

نيمه شعبان سر آغــاز فـرج                     برسپاه مسلمين آمــادگـي است

نيمــه شعبان بـه‌ سـان دشمني  بهر بي‌درديّ واشرف‌زادگي است

نيمه شعبان غدير و بعثت است  جلوهء خم در كمال سادگي است

نيمه‌شعبان چو خورشيدي منير                نوربخش عمر ظلمت ديدگي است

نيمه‌شعبان نه‌يك روزاست وبس  بلكه با تـاريخ در پيوستگي است

نيمه شعبان،خدا داند كه چيست  بر ثُـرائي قدر آن در تيرگي است

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 8:22 بعد از ظهر | لينک  | 

 

 

 

خوشا اندر سحرگاهان،كني همراهـي يـاران

                                        

                                   

                              دعاي ندبه‌اي خواني،شـوي همچون دل افكـاران

 

 

به ياد حضرت مهدي (عج) زداغ غيبت كبري                                                           

                                ز چشمانت روان سازي،سرشك اشك چون باران

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 11:25 قبل از ظهر | لينک  | 

 

 

 

 

عمّامه سيــاهت ، سيمـــاي همچــو ماهت

 

وآن غمزه نگاهت،گرديده قاتل من

 

 

 

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 11:22 قبل از ظهر | لينک  | 

 

 

صوت قرآن تو در جان من است            

                             يـاد تو شمع شبـستـان من است

 

پندهايت جـملگـي آويز گـوش

                             يك‌به‌يك،مشق دبستان من است

 

دست هاي گرم ولرزانت كنون

                              قــوت بــازو و دستـان من اسـت

 

عطر خوب خستگيهايت مدام

                              تا سحر گـه،روح و ريحان من است

 

وان طنين دلنشين خنـده ات

                               بـلبلي ،انــدر گلستــان من است

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 11:16 قبل از ظهر | لينک  | 

 

 

 

اي يار من ،دلدار من، اي رهبر بيدار من

 

اي نام تو چون مرهمي،بر اين دل بيمار من

 

اي مهر من اي ماه من،اي قافله سالار من

 

باشد دعا بر جان تو ،از بهترين اذکار من

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 6:19 قبل از ظهر | لينک  | 

 

 

سـاعتي بـا خـود نـمودم خلوتــي         تــا نــمايم با خــدايـم  بيعتــي

                     

فـكـر كـردم در نهاد خويشــتن              كو خـراب از دست ناپاكـيّ تـن

 

سـاعتي تنها شــدم با اصل خويش       تا بيابــم روزگـار  وصل خويش

               

سـاعتي بنهادمي پــا در  ركـــاب          صورتم  از اشك ديده شد خضاب

 

ساعتي در هاي و هوي  و هــمهمه       ســاعتي در اضطراب  و واهــمه

 

همهمـه در جسم و جان اين حقـير   عالَمي پنهـان در اين جسم صغير

 

سـاعتي خلوت نمودم با خـــــدا            وندر آن ساعت  ز غير او جــدا

 

سـاعتي در جستجويِ خـــويشتن            لب نهاده بر سبـوي خـــويشتن

 

تشنه ام ‌، چون تشنه كامي بي رمق        تشنــــه كامي درپي اسرار حـق

 

 (خواننده عزیز لطفا برای دیدن ادامه شعر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 7:25 بعد از ظهر | لينک  | 

 

 

 

سـَـيّدي از آل ياسـين اسـت ايـن   

 

                                            بلبل قرآن، گـــل دين اسـت  اين

 

سالـها خـون جگر خوردست  وي                                       

                                           پاســـدار مرز آئين اســت ايــن

 دست بيضا دارد اندر آستين

                                       خار چشم دشمن و كين است اين

                                       (سلامتی رهبر عزیزمون صلوات )

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 6:51 بعد از ظهر | لينک  | 

يگانه اختري تو به عالم  ،فداي هر مويت            

 

                      فداي چشمهاي تو و خطّ و خال و ابرويت

 

هزار حيله زنم من ، چنان نسـيمِ بـــهار            

                      

                              مگر كــــه تا  بزنم بوسه ، بر سر و رويـت

 

فدای نام بلندت علی خامنه ای

ببین که گشته چو مجنون ثرایی از بویت

روش تحقيق روش تحقيق روش تحقيق روش تحقيق در علوم اسلامي روش تحقيق در علوم اسلامي

نوشته شده توسط طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام در ساعت 6:50 بعد از ظهر | لينک  |