موسوي و بازي خداحافظي
معمولا در بازي هاي خداحافظي دوستانه رسم بر اين است که همه ، دست به دست هم مي دهند تا زمينه را براي گل زني صوري و نمادين فردی که آخرین بازی خود را انجام می دهد فراهم کنند. يک تباني مقدس قبلي بين مربيان دو تيم، يک پنالتي ساختگي ، يک ضربه مسقيم آزاد از قبل طراحي شده ، يک پاس گل مثلا اشتباه به بازيکن حريف، يک بي توجهي دروازه بان و... همه و همه باعث مي شود تا چنين فردي پس از سالها بازي و تلاش ، با خاطره اي خوش زمين فوتبال را ببوسد و آن را براي هميشه ترک کند. ...
از چند ماه پيش از انتخابات رياست جمهوري دهم که زمزمه هاي حضور مهندس ميرحسين موسوي در ميدان رقابت انتخاباتي شنيده شد تا لحظه اعلام قطعي حضور وي، برخي آگاهان سياسي و البته بي طرف ، معتقد بودند حضور ايشان در صحنه انتخابات يک انتحار سياسي خواهد بود. البته همانگونه که عرض شد اين عقيده برخي آگاهان سياسي بي طرف بود. چرا که برخي نخبگان طيف موسوي ، اگر چه در کارداني و سياست و صحنه گردانيشان شکي نيست اما حبّ و علاقه مفرطشان به شخصيّت آقاي موسوي و بغض به رقيب و علاقه به شکست وي ، مانع از آن شده بود تا واقعيّات را آن گونه که هست بررسي و تجزيه و تحليل کنند و مصداق عيني : حب الشيء يعمي و يصم شدند . در آن طرف هم حب و علاقه به پيروزي رقيب جدّي آقاي موسوي باعث شده بود تا نظرات کارشناسانه رقيب موسوي هم نتواند براي همه مورد اعتماد و وثوق باشد.
به هر حال آقاي موسوي با ناديده گرفتن اين نظرات، حضور خود را در انتخابات اعلام کرد و عملا دست به خودکشي و انتحار سياسي زد. عزيزي مي گفت اگر جبهه اصلاح طلب ، مطمئن از پيروزي در انتخابات بود ميبايست ليدر اصلي خود يعني سيد محمد خاتمي را پيش ميانداخت نه اينکه علي رغم اعلام قبلي و در کمال ناباوري ايشان از حضور در انتخابات انصراف ميداد.اگر اصلاح طلبان مي دانستند و يا حتي اگر احتمال قوي و قابل قبول عندالعقلا مي دادند که پيروز انتخابات خواهند بود چرا سيد محمد خاتمي خود را کنار کشيد؟ چرا ايشان همچون مربي زيرک فوتبالي که يک فصل تيمش را با موفقيت!(البته به زعم هوادارانش) هدايت نموده تصميم مي گيرد تا با پرهيز از ريسک بزرگ سرنوشت ساز و با همان خاطره خوش! از صحنه کنار رود و نگذارد که شيريني قهرماني ليگ احيانا با شکست در بازي پيش رو ، در کام و خاطره هوادارانش تلخ شود و به فراموشي سپرده شود.
حقيقت آن است که خاتمي و حزبش با علم به عدم کسب موفقيت در انتخابات ، ميرحسين موسوي را پيش انداختند و ميرحسين تنها با اعتماد به طناب خاتمي وارد چاه شد. طنابي که پوسيدگي آن به دفعات در انتخابات مجلس قبل و نيز انتخابات رياست جمهوري نهم و انتخابات شوراها و... به عيان ديده ميشد.اما گوش شنوا و چشم بينايي براي درک آن نبود!
بگذريم. موسوي هر چه بود و هر چه فکر مي کرد و احيانا با تکيه بر استخاره هايي که گرفته بود وارد عرصه انتخابات شد. ما نيز حضورش را به فال نيک گرفتيم و معتقد بوديم حضور وي در زمين سبز فوتبالِ سياست مي تواند حداقل به پر شدن صندليهاي ورزشگاه کمک کند.
او پس از ساليان سال بازي در عرصه فوتبال سياست ،وارد زمين شد اما به ناگاه متوجه شد که اين بازي، آخرين بازي او و به عبارتي بازي خداحافظي اوست. لذا سعي کرد اين "آخرين بازي خود را" با موفقيّت به انجام برساند و سپس براي هميشه از ميدان خداحافظي کند. انصافا احزاب موافق وي هم براي تدارک بازي خداحافظي ايشان سنگ تمام گذاشتند و ميبينيم که ابدا حاضر نيستند به هيچ قيمتي آقاي موسوي با تجربهاي تلخ از فوتبال سياست خداحافظي کند.شايد قبول اين واقعيت که شکست موسوي شکست فکر تيم موسوي است آنها را چنين سراسيمه کرده است.
معمولا در بازي هاي خداحافظي دوستانه رسم بر اين است که همه ، دست به دست هم مي دهند تا زمينه را براي گل زني صوري و نمادين فردی که آخرین بازی خود را انجام می دهد فراهم کنند. يک تباني مقدس قبلي بين مربيان دو تيم، يک پنالتي ساختگي ، يک ضربه مسقيم آزاد از قبل طراحي شده ، يک پاس گل مثلا اشتباه به بازيکن حريف، يک بي توجهي دروازه بان و... همه و همه باعث مي شود تا چنين فردي پس از سالها بازي و تلاش ، با خاطره اي خوش زمين فوتبال را ببوسد و آن را براي هميشه ترک کند.اما از آنجا که گل زني در سياست، آن هم در اين شرايط حسّاس، عواقب و پيآمدهاي خطرناک و جبران ناپذيري به همراه دارد ، ظاهرا تيم رقيب را برآن داشته که به هيچ قيمتي حاضر نشود تا فرصت گل زني هر چند ساختگي را براي وي فراهم کند. در اين بين اما مربيان، دست اندرکاران و همه بازيکنان تيم آقاي موسوي همچنان اصرار دارند که در اين بازي خداحافظي، وي گلي را به نام خود ثبت کند و آنگاه براي هميشه از صحنه کنار برود.
از طرفي داور آگاه ، باهوش ،کاردان و کاربلد که در طول ساليان سال داوري هاي خود و حضور در کلاس بزرگترين داور قرن معاصر، بسيار اين صحنه ها را ديده و قضاوت کرده است هم اعلام کرده که ابدا و به هيچ قيمتي حاضر نيست تسليم بي قانوني ها و بدعتهاي بازيکنان و مربيان و عوامل پشت پرده بازي شود و مصرانه خواستار احقاق حق است.ولي ظاهرا آقاي موسوي با شناخت نادرستش از داور مسابقه همچنان به گلزني در دقايق پاياني بازي اصرار و سماجت دارند.
اما جناب آقاي موسوي: بد نيست اين را بدانيد که هواداران شما که در ايام انتخابات به طرفداريتان برخاسته بودند از سه حال خارج نيستند .
دسته اول بزرگان و نخبگان و اهل علمي بودند که با تکيه به سوابق و کارنامه شما در دوران دفاع مقدّس و توفيق اجباريتان در کسب مدال گرانبهاي "نخست وزير دفاع مقدّس"و با ناديده گرفتن و اغماض کريمانه نقاط ضعفتان در اين مدت، گرد شما جمع شده بودند.
اين دسته با توجه به عملکرد شما در اين روزها که ظاهرا مي خواهيد فراقانوني عمل کنيد و پا را از قانون فراتر گذاشته ايد و خودتان قانون شده ايد و پياپي با صدور بيانيه هاي رنگ به رنگتان به قول معروف با دست پس مي زنيد و با پا پيش مي کشيد،به يقين از گرد شما پراکنده شده اند.
گروه دوم افراد ساده دل ، معتقد ، مؤمن ، پاک و بي غل و غشي بودند که به شال و دستبند سبز شما دل بسته بودند . اين گروه فکر ميکردند با راي به شما ، راي به اجداد طاهرينتان ميدهند و مي توانند با اين کار همچنان موجبات رضايت اين بزرگواران را فراهم کنند.چنانکه اين اعتقاد و اثر آن را نمي توان در کسب آراي مردمي آقاي خاتمي در دوران رياست جمهوري هفتم و هشتم ناديده انگاشت. اين دسته هم با ديدن اين اوضاع و رويارويي شما با قانون پس از حوادث اخير ، احتمالا در تصميم خود براي حمايت از شما تجديد نظر کرده اند.
بنده خود مکرّرا با اين دو دسته ، ساعتها به بحث و گفتگو نشسته ام.
و اما دسته سوم کساني هستند که در طول 30 ساله پربرکت انقلاب اسلامي، شما را همچون ساير خدمتگذاران نظام، مزدور رژيم ميخواندند . براي آنها ، من و شما و ديگر مسئول عالي رتبه و مدير مياني و پاييني فرقي نمي کند. آنها همه کساني که به فرموده رهبر معظم انقلاب روحي فداه ، در درون نظام باشند را مزدور رژيم ميخوانند. اين دسته اما اکنون که به زعم باطل خود صحنه را براي اجراي افکار شيطانيشان و انعقاد نطفه پليد دشمني و تفرقه و ... مهيا ديده اند به طرفداري از شما برخاسته اند. اينان در حقيقت چون جيره و مواجبشان از طرف برخي اسپانسرهاي قَدَر تامين مي شود موقعيت را براي پنهان شدن در پس بيانيه هاي رنگ به رنگ شما فراهم و مناسب ديدهاند.اما اين دسته چه به خواستههاي خود برسند و چه نرسند به محض قطع شدن مواجب معيّنشان شما را در بدترين شرايط متصوّر، ترک خواهند گفت و شما نزد آنها همچنان همان مزدور رژيم خواهيد ماند.
اين وسط شما ميمانيد و يک بازي خداحافظي،که اصرار داريد در آن يک گل نمادين هم که شده بزنيد.
به عقيده من اما هنوز فرصت باقي است. اگر چه احتمال گل زني تان در اين بازي خداحافظي و البته سرنوشت ساز صفر است اما مي توانيد با تصميم به موقع و صحيح کاري کنيد که حداقل کارتان به کميته انضباطي کشيده نشود. مي توانيد در اين بازي خداحافظي حداقل از گرفتن کارت قرمز جلوگيري کنيد.
اصلا اگر موفق به گل زني نشديد مي توانيد حداقل نامزد بازيکن اخلاق زمين شويد.
آقاي موسوي! شما چه بخواهيد و چه نخواهيد، چه بپذيريد و چه نپذيريد، بازي خداحافظيتان را انجام داديد، اما خاطره گرفتن کارت قرمز در بازي خداحافظي ، به مراتب بدتر و تلخ تر از خاطره خداحافظي بدون گل زني است.
آقاي موسوي! شايد هنوز هم براي بازي خداحافظي آبرومندانهتان دير نشده باشد.
سايتهايي که اين پست را انعکاس داده اند :
سایتهای خبری تحلیلی : رجا نیوز ، رهوا ، مهر ايلام ، ثانيه نيوز ، نهال نيوز ، آفتاب، شکوه ، تبيان ، راسخون ، رييس جمهور ما، و...
بسم الله الرحمن الرحيم
هاشمي و تاريخي که تکرار نشد

خطبههاي تاریخی اين هفتهي نماز جمعه تهران به امامت رهبر معظّم انقلاب روحي فداه ايراد شد. همان گونه که انتظار ميرفت، رهبر معظّم انقلاب بار ديگر از منبر مقدّس نماز جمعه، صحبتها، بيانات، نصيحتها ، دستورات و ارشادات خود را با مردم و مسئولين در ميان گذاشتند.
در خطبههاي مبسوط رهبري معظّم انقلاب، نکات برجسته و مهمّي به چشم ميخورد که مسلّماً هر فرد، حزب و گروهي سعي مي کند آن چه بيشتر با سليقه و روش حزب و گروه خود تناسب دارد را بزرگتر و برجسته تر تصوير نمايد.
مهم ترين درسهايي که از کلاس نماز جمعه امروز گرفته شد به عقيده من اين موارد است:
1- عظمت ولايت فقيه به رخ جهانيان کشيده شد.
همه يک بار ديگر شاهد بوديم که خوابهاي باطلي که برخي از دشمنان نظام ، چه در درون نظام و چه در بيرون نظام پس از انتخابات دهم رياست جمهوري براي اين انقلاب ديده بودند،با ايراد خطبههاي شورانگيز مقام معظّم رهبري تعبير نشد و يک بار ديگر قدرت و اقتدار ولايت فقيه به رخ جهانيان کشيده شد. کساني که هنوز پي به اهميت ولايت فقيه نبردهاند و ولي فقيه را با پُستهاي ظاهري خود مقايسه ميکنند. آنها که ولي فقيه را فقط تا حدّ بالاترين منصب سياسي يک کشور پايين ميآورند و از رنگ و بوي خدايي و الهي آن و درک عظمت نهفته در اين عنوان مقدّس بيبهره و عاجزند. آنها که دست مبارک حضرت ولي عصر ارواحنا فداه را پشت سر ولايت فقيه نميبينند و يا نميخواهند که ببينند.
2- آقاي هاشمي رفسنجاني هم چنان ذخيرهي انقلاب هستند.
متأسّفانه در جريان انتخابات و به خصوص در مناظرات تلويزيوني شاهد بوديم که برخي از نامزدها با هدف قرار دادن چهرهي موجّه آقاي هاشمي ، سعي به جمعآوري آراء همج الرّعاع براي خود کردند.در اين بين برخي از بزرگان نيز بلافاصله با بافتن آسمان و ريسمان به هم و با مقايسهي آقاي هاشمي با طلحه و زبير سعي کردند بگويند :ميزان در جمهوري اسلامي (فقط)حال افراد است؛ اگرچه اين سخن، سخن بسيار صحيح و به جايي است، امّا اکتفا به اين سخن و ناديده گرفتن سوابق انقلابي افراد، يعني عدم حجّيّت و محلي از اعراب نداشتن صحبتهاي بزرگان در برهههاي حسّاس و خطير و بريدن و زير پا گذاشتن همهي ميراث گذشتگان. و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان.
برخي از بزرگان که بزرگترين فعاليت سياسيشان در طول 30 سال پس از انقلاب ، تنها حضور در پاي صندوقهاي راي و راي دان و شرکت در انتخابات بوده است اين بار خود، دچار فتنههاي زمان شدند و فراموش کردند که: ان الفتن اذا اقبلت شبهت و اذا ادبرت نبهت . شاهد بوديم که يک باره و ناجوانمردانه همهي سوابق انقلابي آقاي هاشمي را کنار گذاشتند و به فرمايش رهبري معظم انقلاب دچار توهّم شدند و سعي کردند با مقايسه مخفيانه و مرموزانهي جريان آيت الله منتظري با آقاي هاشمي، اين گونه وانمود کنند که تاريخ لا محاله تکرار شدني است.امّا شاهد بوديم که رهبر معظّم انقلاب با تأکيد بر جايگاه مقدّس نماز جمعه و اين که نماز جمعه باشگاه خصوصياي نيست که بتوان هرکس را در آن سهيم کرد، بار ديگر بر عظمت شخصيّت آقاي هاشمي تأکيد کردند و از اظهار نظرهاي صريح و خلاف تقواي برخي، اظهار ناخشنودي نمودند. البتّه واضح است که باز کساني که خود را به ظاهر پيرو ولايت ميدانند با توجيه و تأويل فرمايشات صريح مقام معظّم رهبري و رها کردن منطوق فرمايشات معظم له ، با توسل به الکنايه ابلغ من التصريح ، در مفهوم کلام ايشان براي اعمال و سخنان گذشتهي خود وجه و محملي بيابند .چه خوب است چهرهي واقعي کساني که خود را پيرو ولايت فقيه آن هم ولايت مطلقهي فقيه ميدانند براي مردم برملا شود.
از اين که رهبري معظّم انقلاب با درايت مثال زدني و سخنان صريح خود ، مانع بروز فتنه و تکرار تاريخ شهادت شهيد بهشتي شدند خاضعانه خداي متعال را شاکرم.
3- سياست سکوت در عملکرد رهبري جايي ندارد.
رهبري معظّم انقلاب يک بار ديگر به همه مسئولان نظام در هر جايگاهي که قرار دارند فهماندند که وقتي پاي مصالح و آبروي نظام در ميان باشد با هيچ کس قرابت و خويشاوندي ندارند و حاضر نيستند به خاطر آن چه که برخي آن را مصلحت نظام مي دانند و مي نامند سکوت کنند.
4- صدا و سيما عقب تر از زمان خود.
نکتهي قابل توجّه ديگر در فرمايشات مقام معظّم رهبري که تلويحاً بدان پرداختند، آن بود که صداوسيما متأسّفانه هم چنان عقبتر از زمان خود حرکت ميکند. همان گونه که رهبر معظّم انقلاب اشاره فرمودند اين مناظرات بايد از مدّتها قبل در جامعه و مشخّصاً در صداوسيما به عنوان رسانهي ملّي دنبال ميشد، نه آن که چند روز مانده به انتخابات آن هم با اين سطح از آزادي بيان و زير پا گذاشتن همه خطوط قرمز نظام در شکلي بي سابقه ، که خود موجب ملتهب شدن جوّ جامعه و به فرمايش رهبر معظّم انقلاب انفجار در جامعه شود.
اگرچه بعيد نيست صداوسيما هم چون گذشته با برجسته کردن همان تکّه از بيانات مقام معظّم رهبري پيرامون ابتکاري عمل کردن صداوسيما در خصوص انجام مناظرات و تکرار آن در بخشهاي مختلف خبري، اين ضعف اساسي عملکرد خود را بپوشاند و اين بخش از فرمايشات معظم له را تحت الشّعاع قرار دهد.
5- رجوع به مباني امام و انقلاب در هنگام شبهه.
نکتهي ديگر آن که جوانان عزيز و عامّهي مردم، سخنان هر مسئولي در هر منصبي را وحي منزل ندانند و سعي کنند با رجوع به مباني انقلاب و امام راحل قدس سره از جمله : پايبندي همه به قانون، استقلال کامل قوا ، عدم دخالت قواي سه گانه در وظايف و اختيارات يکديگر، حفظ حرمت و آبروي افراد، علني نکردن پرونده هايي که اتهام آنها در دادگاههاي صالحه به اثبات نرسيده است ، فصل الخطاب دانستن فرمايشات رهبري و ... ذرّهاي هم احتمال خلاف در گفتههاي مسئولان بدهند و براي پذيرش هر حرف و سخني از آنان، مدرک معتبر و محکمهپسند طلب کنند.
6- ميزانِ سنجش هر کس، خود اوست .
نکتهي آخر که بايد به آن توجه داشته باشيم آن است که ميزان و سنگ سنجش هر کس خود او و عملکرد اوست نه رفتار و عملکرد اطرافيان .بايد حساب آقاي هاشمي را از حساب برخي فرزندان احيانا ناخلف ايشان جدا کرد.
مطالعه تاريخ زندگي پيامبران الهي عليهم السلام که در رأس همهي انسانها از ازل تا ابد و الگو و سرمشق آنها هستند اين نکته را تاييد ميکند.
پيامبري چون آدم ابوالبشر عليه السّلام فرزندي داشت تروريست، آدمکش و حسود.چون قابيل که برادر خود را کُشت. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله فاصبح من الخاسرين . مائده/ 30.
پيامبراني چون هود ، نوح و لوط عليهم السّلام همسراني داشتند کافر ، ناسالم و خيانتکار: ضرب الله مثلا للذين كفروا امراه نوح و امراه لوط كانتا تحت عبدين من عبادناالصالحين فخانتا هما . تحريم/ 10.
پيامبري چون نوح عليه السّلام فرزندي داشت نااهل، برانداز و از اراذل و اوباش:یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح. هود/46.
پيامبري چون يعقوب عليه السّلام فرزنداني دارد، قاتل، دروغگو، دورو و مورد غضب پيامبر زمان خويش: قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ. يوسف/97.
و در رأس همه ، پيامبر اکرم صلّي الله عليه وآله وسلّم همسري دارند چون عايشه که عليه امام زمان خود قيام ميکند و باعث هتک حرمت به بدن مطهر امام زمانش ميشود.
امام حسن مجتبي و امام جواد عليهما السلام همسراني دارند جاسوس و خيانتکار.
امام هادي عليه السلام فرزندي دارند عيّاش ، شرابخوار و دروغگو به نام جعفر کذاب.
در مسير انقلاب اسلامي هم کم نبودند افرادي که خود، جزء بزرگان و پرچمداران حرکتهاي سياسي اجتماعي زمان خود بودند اما داشتن فرزندان ناخلف باعث نشد تا از شخصيّت بزرگ آنها ذره اي کاسته شود.
از زمان مشروطه نورالدين کيانوري ، تودهاي جنجالي و از رهبران حزب توده و نوه روحاني انقلابي شيخ فضلالله نوري از رهبران بزرگ مشروطه،
علي نقي منزوي فرزند شخصيّتي بزرگ چون مرحوم آقا بزرگ صاحب کتاب گرانسنگ الذريعه.
فرزند آيت الله لاهوتي نماينده امام در گيلان،
شيخ علي اکبر حکمي زاده نويسنده کتاب اسرار هزار ساله ، فرزند شيخ مهدي حکمي ميزبان مجالس مهم روضه آيت الله حائري و باني تجديد بناي مدرسه رضويه.
مجتبي طالقاني کمونيست فرزند آيت الله طالقاني ،
دو فرزند آيت الله محمدي گيلاني حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی که از وابستگان گروهک منافقين بودند و به دست خود معظم له محاکمه شدند.
برخي از منسوبين بيت مکرّم حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه که هر از چند گاهي شاهد افاضاتشان هستيم.
و الي ماشاءالله از نمونه هايي که همه و همه حامل درس و پيام بزرگي است که : ميزان و سنگ سنجش هر کس خود اوست نه اطرافيان او.
با تشکر از سایت خبری تحلیلی فردا نيوز ، اراده مردم ، و ... به خاطر انعکاس اين پست.
بسم الله الرحمن الرحيم
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ (سوره مبارکه آل عمران آيه شريفه ۱۳۹ )
آبادي بتخانه ز ويراني ماست.... جمعيت کفر از پريشاني ماست
قبل نوشت: به خاطر حفظ حرمت کانديداهاي محترم و عمل به فرمايشات مقام معظم رهبري مد ظله العالي در خصوص پرهيز از تخريب نامزدهاي محترم رياست جمهوري، در اين نوشته از همه جناحهاي مقابل دولت نهم و رقباي ايشان با عنوان "جناح رقيب" ياد خواهد شد.

اين روزها تنور انتخابات داغ تر از پيش شده و هر روز که به روز انتخابات دهم رياست جمهوري نزديک تر ميشويم بر شور انتخاباتي نيز افزوده ميشود.اين موضوع به خودي خود جاي هزاران شکر دارد چرا که مثل هميشه ،مردم در صحنه حاضرند و نسبت به آينده خود احساس تکليف ميکنند و ابدا حرف و نشاني از تحريم و عدم شرکت در انتخابات که از سوي شبکه هاي ماهوارهاي القا و دنبال ميشود در بين عموم افراد جامعه شنيده نمي شود و به چشم نميخورد.
در اين بين متاسفانه برخي دانسته و برخي نادانسته دست به کارها و اقداماتي ميزنند که سود آن عايد جناح رقيب ميشود.
هدف اين نوشته بررسي وجوه شرعي چنين اقدامات تخريب گرايانه اي نيست. چرا که با تاکيدات و فرمايشات مکرّر و صريح مقام معظم رهبري مد ظله ، کوچکترين شک و شبهه اي در حرمت انجام چنين اعمالي براي کسي باقي نميماند.
آن چه در اين نوشته به دنبال بيان آن هستيم ، توجه ، شناخت و پرهيز از حرکتي است که اين روزها مرموزانه و به تعبيري زيرکانه از طرف جناح رقيب صورت گرفته و متاسفانه در جامعه روز به روز در حال گسترش است. يعني آن چيزي که ما از آن به " تبليغات معکوس" ياد خواهيم کرد.
تبليغات معکوس در ما نحن فيه ، به تعبير من يعني: استفاده نادانسته از سرمايههاي خودي براي تبليغ ديگري.
خوشبختانه شيوههاي تبليغاتي ديگر جناح رقيب همچون مظلوم نمايي، ترور ساختگي ، ارديبهشت داغ و ... رنگ و لعاب خود را از دست داد و يا بهتر بگوييم با هوشياري و درک بالاي سياسي مردم ، مجالي براي عرض اندام در جامعه پيدا نکرد و به اصطلاح در نطفه خفه شد. اما شيوه ديگر تبليغاتي جناح رقيب که در دوم خرداد 76 تست شد و به خوبي جواب داد تبليغات معکوسي است که چندي است استارت آن توسط خود جناح رقيب زده شده است.
داستان از آن جا شروع ميشود که اين روزها درکليپها و بلوتوثهايي که بين مردم به صورت قارچ گونه تکثير ميشود ، صحنه هايي از همايش هاي انتخاباتي جناح رقيب با حضور زنان و دختراني نمايش داده ميشود که از پوشش اسلامي ايراني مناسبي برخوردار نيستند. اين زنان و دختران با شادماني وصف ناشدني و عمدتا با ظواهر غير اسلامي بسيار زننده و بعضا مختلط ، در مقابل کانديداهاي رياست جمهوري جناح رقيب و يا نمايندگان آنها به دادن شعار و تاييد و تشويق کانديداي خود مشغولند و در مقابل نه تنها کانديداي مدعو جناح رقيب و يا نمايندگان و سخنگويان آنها واکنشي نشان نميدهند بلکه تلويحا و بعضا تصريحا چنين اقداماتي را نيز تاييد ميکنند.
حتما خواهيد گفت انتشار اين کليپها و بلوتوثها با اين وضعيت مذکور ، مطمئنا به تنوير افکار عمومي و در نهايت به ضرر جناح رقيب تمام خواهد شد. اما در پاسخ بايد گفت : اگر چه مطمئناً برخي از متديّنان جامعه که ذرهاي گرايش به جناح رقيب داشته و يا دارند با ديدن اين تصاوير در تصميم خود تجديد نظر خواهند کرد و به جبهه حاميان دولت نهم روي خواهند آورد اما مشکل اين جاست که کساني باني اين مجالس و همايشها هستند که در تخريب وجهه انقلابي جناب آقاي احمدي نژاد از هيچ تلاشي فروگذار نکردند و در حالي که از يک طرف مدّعي ديوارکشي خيابانها و جدايي زن و مرد در صورت پيروزي جناب آقاي احمدي نژاد در انتخابات نهم بودند از طرفي در معظم تبليغات خود، از احقاق حقوق شهروندي و مدني و دادن آزاديهايي حتّي فراتر از قانون اساسي به مردم سخن ميرانند و از سويي به وعده به جمعآوري گشتهاي ارشاد و .... ميدهند و از آنجا که انسان و مخصوصا جوان فطرتا موجودي است آزادي خواه و گريزان از هر گونه حصار و محدوديت ، لذا با مشاهده اين تصاوير و فيلمها و در نظر گرفتن و قبول ناخودآگاه آن تخريبهاي ناجوانمردانه عليه دولت نهم، پيروزي جناح رقيب را براي خود همان بهشت موعودي ميداند که سالها به دنبال آن بوده و گويا اکنون آن بهشت موعود را در پيروزي جناح رقيب يافته است.
فراموش نکنيم سودي که از انتشار چنين کليپها و تصاوير و فيلمهايي در جيب گشاد جناح رقيب خواهد رفت به مراتب بيشتر از ضرر و زياني است که متوجه او خواهد شد و ضرر و زياني که به جبهه خودي وارد ميشود نيز قابل مقايسه با سودي که از تنوير افکار عمومي عايدمان ميشود نخواهد بود.
شايسته است با شناخت دقيق ترفندهاي تبليغاتي جناح رقيب ، بيش از اين آب به آسياب رقيب نريزيم و زغال منقل ایشان را گداخته تر نکنیم و در فرصت باقيمانده با الهام از آيه شريفه " و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنين" به تاييد و معرفي کارهاي صورت گرفته توسط دولت مردمي جناب آقاي احمدي نژاد بپردازيم.
به عقيده من، پيروزي به اصطلاح اصلاح طلبان در دوم خرداد 76 بيش تر از آن که به خاطر حرفهاي گفتني آنها بوده باشد به خاطر تبليغات معکوسي بود که در جبهه اصولگرايان نادانسته رخ داد، با اين تفاوت که در سال 76 آن گونه که امروز فن آوري بلوتوث و تلفنهاي همراه در دسترس مردم است در اختيارشان نبود و اين بدان معني است که "تبليغات معکوس در اين زمان مساوي است با وقوع يک فاجعه غير قابل جبران." يعني همان چيزي که جناح رقيب روياي ان را در سر ميپروراند.
با تشکر از سایتهاي خبری تحلیلی رجانیوز،شکوه ، مهر ايلام ، دولت نیوز ، خبر نویس ، کلمه نیوز ، اصولگرا ، رهوا، استقامت ، نهال نيوز ، پايگاه وبلاگ نويسان ارزشي و... به خاطر انعکاس این پست.
مهندس موسوي در گفت و گو با اشپيگل ( ارديبهشت 1388 )
من سفرهای استانی را ادامه ميدهم اما با شکل و ساختار جدید و متفاوت. به صراحت ميگویم من مردم را دنبال ماشینم نميدوانم...
بدون شرح
مهندس موسوي در آغازين لحظات ثبت نام براي رياست جمهوري

مادرم همیشه میگن : سالی که نکوست از بهارش پیداست ...

مادرم یه چیز دیگه هم میگن : میگن حالا که نه به داره و نه به بار ....

کاش صراحت لهجه آقای مهندس در بقیه کارهاشون مثل این یکی نباشه...

و در نهایت ای کاش سایتهای حامی مهندس موسوي،قبل از هر اقدامی با ایشون هماهنگ میکردند و یا حداقل صحبتهای ایشون رو يك بار مطالعه و یا گوش می کردند که دوستيشون دوستي خاله خرسه نشه و شايد هم ايشون بايد قبل از هر اقدامي،با عكاسان و خبرنگاران و البته طرفداران هماهنگ ميكردند.
با تشکر از سایتهای خبری تحلیلی:جانا ، رجا نیوز ، مهر ايلام ، استقامت ، روايت ، قلم پرس ، كلمه نيوز ، و ... به خاطر انعکاس این پست.
نامهاي سرگشاده به شهيد رجايي
آقاي رجايي،شما با آبروي نظام بازي كرديد!
سلام آقاي رجايي
اميدوارم حالتان خوب باشد.شايد الان كه اين نامه را ميخواني ميهمان و يا ميزبان يكي از حضرات معصومين عليهم السلام باشي. نمي دانم. خوش به حالت. به هر حال اميدوارم هر جا كه هستي شاد و سلامت باشيد اگر چه بعيد مي دانم با آن چه اين روزها در حال رخ دادن است و تو از آن آگاه هستي حال خوب و خوشي داشته باشي.
درست فهميدي، اين روزها دوباره نام تو بر سر زبانها افتاده ، اما چرا؟ نميدانم. اين جا وضع هميشه همين طور است، هر چند سال يك بار نام تو در بين مردم بر سر زبانها ميافتد و عكسهاي تو را به در و ديوار و چراغ برق و ... ميزنند. نميدانم خبر داري يا نه ، خانه ات هم شلوغ شده ، يكي ميآيد و يكي ميرود...
اين روزها خيلي معروف و مشهور شدهاي، خيلي، حتّي تصوّرش را هم نميتواني بكني، هر كس عكسي از دوران كودكي با تو گرفته آن را بزرگ كرده و در مقاله و فيلم و سي دي و شب نامه و عكس و بلوتوث و ... به اين و آن ميدهد. و واي به حال كسي كه عكسي با تو نگرفته باشد.
عكسهاي دوران رياست جمهوري كوتاه تو را كه نگاه ميكردم، غير از يكي دو مورد ، در بقيه عكسها، كت و شلوار و پيراهنت چندان با هم ست نبودند. مگر تو رئيس جمهور بزرگترين و قدرتمندترين كشور خاورميانه نبودي؟ چرا فكر آبروي نظام را نميكردي ؟ آخر چرا فكر نميكردي كه اين طرز لباس پوشيدن تو ضربه به آبروي نظام ميزند؟ و از ابهّت و شكوه ايران در انظار جهانيان ميكاهد؟مگر بيت المال در اختيار تو نبود؟ چرا اين قدر خساست به خرج ميدادي و با آبروي نظام بازي ميكردي؟

مدل مو و ريشت هم كه چندان تناسبي با جايگاه بزرگت نداشت .مگر نميدانستي كه خط ريش صورت تو آبروي نظام است؟چرا با آبروي نظام بازي ميكردي؟
راستي بعضي وقتها تلويزيونمان هم تكه اي از فيلم دوران رياست جمهوري تو را نشان ميدهد كه خانواده باصفاي خودت را پاي كرسي اي محقّر جمع كرده بودي. انگار نه انگار كه تو رئيس جمهوري. اصلا مشاورانت به تو گفته بودند كه رئيس جمهور يعني چه؟ فكر نميكنم. به گمانم تو آن وقت ها در افكار متحجّرانه! معلّمي خودت غوطهور بودي و نميدانستي و نميتوانستي درك كني كه رئيس جمهور يعني چه؟ تو فكر ميكردي رياست جمهوري يعني نوكري مردم، تو فكر ميكردي كه رئيس جمهور يعني خادم ملّت ، تو فكر ميكردي كه بين تو و پابرهنگان نظام هيچ تفاوتي نيست و اين تنها عناوين شماست كه با هم فرق ميكند. تو فكر ميكردي كه بهترين بندگان خدا كسي است كه سودش بيشتر به مردم برسد. و تو همچنان در همان افكار متحجرانه! خودت غرق بودي. اصلا تو را چه به رئيس جمهوري. من كه فكر ميكنم در نتيجه انتخابات آن زمان به نفع تو تقلّب صورت گرفته وگر نه چرا بايد اين مردم روشنفكر و آزادي خواه! تو را انتخاب ميكردند؟!
راستي پدرم نقل ميكرد كه يك بار كفش هاي خودت را در سازمان ملل درآوردي و پاهايت را به همه نشان دادي كه رژيم محمدرضا چه بر سرت آورده ؟ وقتي اين را شنيدم به تو و افكارت خنديدم و از طرفي دلم به حال نظامم سوخت كه چگونه آبروي آن را در مجامع بين المللي به بازي گرفته بودي. البته من هم با تو هم عقيدهام كه بايد از هر فرصتي براي تبليغ اسلام و نشان دادن چهره سياه رژيم محمدرضا استفاده كرد. اما باور كن كه اين راهش نبود. تو ميتوانستي از مشورت مشاوران و وزرايت استفاده كني و راه بهتري را انتخاب نمايي. راهي كه نه سيخ بسوزد و نه كباب. مگر پدر و مادرت از بچهگي به تو ياد نداده بودند كه: موش موشك آسّه برو آسّه بيا تا گربه شاخت نزنه؟ مگر نميدانستي كه كسي از همه سياستمدارتر است كه در عين حالي كه حرفش را زده، حرفش را نزده باشد.
![]()
راستي شنيدم و ديدم كه در مراسم تنفيذت هنگامي كه ميخواستي حكم رياست جمهوريت را از دست امام بگيري پيش پاي امامت! زانو زدي؟ اين هم نمونه ديگري از آن افكار متحجّرانهات.! مگر تو رئيس جمهور منتخب ميليوني اين ملّت نبودي؟ چه لزومي داشت كه آن گونه پيش پاي امام زانو بزني و دست ببوسي؟! فكر نمي كردي ديگران راجع به اين نظام چگونه فكر ميكنند و چه برداشت ميكنند؟ فكر نمي كردي كه ممكن است آبروي نظام با اين افكار و اعمال زشت و زننده ات زير سؤال برود؟
آقاي رجايي! نميخواستم با اين نامه مزاحم وقتتان شوم. ميدانم كه شما را از ميهماني و ميزباني اهل بهشت محروم كردم. اما چه كنم كه نمي توانم به اين سادگي از كسي كه با آبروي نظام! و كشورم بازي كرده بگذرم.
آخر تو كه نيستي تا ببيني اين روزها برخي به كت و شلوار و مو و ريش رئيس جمهورمان گير دادهاند و آن را باعث بيآبرويي نظام ميدانند. تو كه نيستي تا ببيني چه بر سر رئيس جمهورمان ميآورند . تو كه نيستي تا ببيني به خاطر مواضع ضد صهيونيستي رئيس جمهورمان چه هتك حرمتهايي ميكنند. تو كه نيستي تا ببيني بعضيها چقدر ولايي و ولايتي شدهاند.اين روزها همه براي آبروي نظام و انقلاب و رهبري به صحنه آمدهاند. اين روزها همه طبلها براي آبروي نظام به صدا در آمده است. اين روزها همه براي آبروي نظام ميخوانند. اين روزها ديواري كوتاهتر از آبروي نظام پيدا نميكني! حتّي خوانندگان و رقاصهها هم احساس تكليف ميكنند و براي آبروي نظام از هيچ حركتي فروگذار نميكنند.
راستي شنيدم كه در زمان رياست جمهوري تو هيچ گاه اتوبوس و ماشين و موتور و دوچرخهاي ... واژگون نميشد و تصادف نميكرد. چه دوران خوشي و چه مدينه فاضلهاي!
آقاي رجايي درست است كه در ابتداي نامه گفتم اين روزها خيلي معروف و مشهور شدهاي اما خدا ميداند كه تو ، تنها براي ما كه پائين شهري محسوب ميشويم شناخته شدهاي ، اين روزها تبليغات بالا شهر و پائين شهر از زمين تا آسمان تفاوت دارد. اين روزها لحن صحبت برخي در جمع خانواده شهداء با لحن صحبتشان در جمع دانشجويان و هنرمندان و... زمين تا آسمان فرق ميكند . البته اين ها همه به خاطر استفاده از فن مخاطب شناسي است كه من و تو آن را نميدانيم.
آقاي رجايي !دلم ميخواهد حالا كه اين نامه را با حوصله تمام خواندي من تنها يك دعا كنم و تو آمين بگويي!مطمئن هستم دعاي تو در پيشگاه خداوند مستجاب است: خداوندا هر كس با هر عنواني و در هر پست و مقامي كه با آبروي نظام و رهبري بازي ميكند اگر قابل اصلاح و هدايت ميداني اصلاح و هدايت و اگر قابل اصلاح نميداني خوار و رسوا بفرما.آمين.
راستي يك سؤال خصوصي ! آقاي رجايي! شما ساسي مانكن را هم ميشناسي؟
با تشكر از سايـتهاي خبري تحليلي: جانا ، رجا نيوز ، شكوه ، تابش نيوز ، رسانه ، كلمه نيوز ، قلم پرس ، رهوا ، انصار نيوز ، دولت مهر ، اصول گرا ، پايگاه وبلاگ نويسان ارزشي ، برنا نيوز ، ثانيه نيوز ، مهر ايلام ، حدا نيوز ، راسخون ، استقامت ، روايت ، مردم نيوز ، خانواده سبز ، برای ایران، منتخب دهم ، موسسه ولاء منتظر ، و... به خاطر انعكاس اين پست
به بهانه ۱۱ ذی قعده،خجسته زادروز موفور السرور ولي نعمتمان حضرت عالم آل محمد عليهم صلوات الله
بسم الله الرّحمن الرّحيم
چندي پيش خبري به نقل از معاون تبليغات و ارتباطات آستان قدس رضوي در رسانهها منتشر شد، مبني بر اين که آستان قدس، در حال انجام رايزنيهاي گستردهاي با دولت و مجلس است تا تعطيلي روز شهادت امام رضا عليه السّلام که در مجالس قبل تصويب شده بود، مجدّداً به تعطيلي روز ولادت آن حضرت عليه السّلام تغيير يابد. مهمترين دليل محکمه پسند ايشان،که البتّه و صد البتّه خواست همهي ملّت ايران، بلکه همهي ارادتمندان و دوستداران خاندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام است، برگزاري هرچه باشکوهتر جشنهاي ولادت ولي نعمتمان،حضرت عالم آل محمّد عليه و عليهم السّلام ذکر شده بود.
البتّه شکّي نيست که تعطيلي روز ميلاد پر برکت آن حضرت عليه السّلام نقش به سزايي در برگزاري هر چه باشکوهتر جشنهاي اين ايام خواهد داشت و مصداقي خواهد بود از مصاديق تعظيم شعائر الهي؛چيزي که همهي دلهاي پاک و محبّ خاندان نور و رحمت، از اعماق جان و دل به دنبال تحقق آنند.
امّا چند سؤال مهم!
با تشکر از سایت خبری تحلیلی شیعه آنلاین و پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی به خاطر انعکاس این مطلب
ادامه مطلب
- سلام
- سلام
- کلاس چندمي آقا پسر؟
- درس نميخونم، سرِ کار ميروم!
- چندسالته؟ 10 سال
- چند وقته سر کار ميري؟
-سه سال.
- چرا درس رو رها کردي؟
- چون پدرم مريضه، مجبورم براي خرج خانه شاگردي کنم.
- اوستا کارت روزي چند بهت مزد ميده؟
- هفتهاي دَه هزار تومان !!!
- هفتهاي 10 تومن؟
- بله فقط 10 تومن .
اين جملات،گفتگوي امروز من در اتوبوس شرکت واحد بود با پسري 10 ساله، که با ديدن لباسهاي کثيف و چروکش (که او را از همسالان خود جدا ميکرد) کنجکاو شدم از وضعيّتش با خبر شوم.
ادامه مطلب
در حالي که برخي شرکتهاي غربي از جمله کوکا کولا به پيروي از رژيم حاکمشان ، بارها به دين مترقّي اسلام و مقدسات اسلامی اهانت کرده و ميکنند ، اما متاسفانه شاهديم که تبليغات اين شرکتها به اندازهاي در فرهنگ ما رسوخ کرده که در جوار بارگاه ملکوتي امام رئوف عليه السّلام و در کنار نام مبارک امام هادي عليهالسلام ، مواردي اين چنين روشن و واضح به چشم ميخورد .
البته اين تنها يک نمونه از موارد دردآوري است که هر روزه چشم و دلمان را آزار ميدهد و مسئولان مربوطه هم ظاهرا در خواب خوش زمستاني فرو رفته اند. به فرموده حضرت امير عليه السلام "من نام لم ينم عنه ... " (کسی که از دشمن غافل شود، دشمن از او غافل نميشود...)
به راستي اين تابلو با اين ابعاد ، تبليغ شرکت آمريکايي صهيونيستي کوکا کولاست يا تابلوي يک موسسه خيريه منسوب به ائمه معصومين عليهم السلام؟! و آيا اين خوش رقصيها و خودباختگي ها آن هم در نهادهاي ديني مذهبي با آموزههاي ديني ما منافات ندارد؟
براي مشاهده نمونه ای از اهانتهای شرکت کوکا کولا به مسلمانان بر روي لينک زير کليک کنيد.
من نام لم ينم عنه ...
با تشکر از مدیر محترم سایت ایران حال ، پايگاه وبلاگ نويسان ارزشي و ديگر دوستان عزيز به خاطر انعکاس اين مطلب
سال های اول طلبگی، وقتي از دنياي پر زرق و برق اطراف دل کنديم و به دامان حجره و مدرسه پناه برديم ، در دعاهاي قنوتمون از تَه دل ميخونديم :
إلهي هب لنا كمال الإنقطاع إليك و أنر أبصار قلوبنا بضياء نظرها إليك حتى تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل إلى معدن العظمة و تصير أرواحنا معلقة بعز قدسك ....
وقتي يه کم با درس و بحث و صرف و نحو آشنا شديم ، دعاي قنوتمون هم تغيير کرد. توي اين سالهاي صرفي و نحوي معمولا دعاي قنوتمون اين بود :
ربنا لا تکلنا إلي انفسنا طرفة عين ابدا ...
چند سال بعد همزمان با شروع شرح لمعه و اصول فقه ، وقتي به قول حضرت علامه طباطبايي عليه الرحمه در دستگاه با عظمت امام زمان روحي فداه پذيرفته شديم (البته ظاهرا انشاءالله) و لباس سربازي دين رو به تن کرديم ... دعاي قنوتمون شد :
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد إذ هديتنا و هب لنا من لدنک رحمة...
دو سه سال بعد ، وقتي در محضر شيخ اعظم ، شيخ مرتضي انصاري ،رضوان الله تعالي عليه ، زانو زديم و به خوندن کتاب رسائل و مکاسب مشغول شديم ، دعاي قنوتمون اين شده بود :
ربنا اغفر لنا ذنوبنا و اسرافنا في امرنا ...
اين سالهاي به اصطلاح .... هم ، با فرو رفتن و غرق شدن در زندگي و مسائل روزمرّه،معمولا دعاي قنوتمون اينه که :
ربّنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخاسرین ...
از انقطاع إلي الله ي که دنبال ميکرديم رسيديم به ربنا ظلمنا انفسنا ...
اگه قرار باشه همين سير نزولي رو طي کنيم ، دعاي چند سال بعدمون حتما ....
(پناه بر خدا ...)
وقتي صدر و ذيل خبر ، ميلياردها ريالِ بيارزش!!! تفاوت پيدا ميكند.

برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی لینک زیر کلیک کنید.
به بهانه ی گوجه !!! ۱

اللهم لك الحمد على نعمك التي لاتعد و لا تحصى
اين روزها قطار عدالت جناب آقاي رييس جمهور آن قدر سرعت گرفته كه گويا خبر از مشكلات مردم در تهيّه مايحتاج روز مره خويش ندارند و يا اگر خبري هم دارند به علّت سرعت بالاي قطار ، اين امور ناچيز ! به چشم نميآيند.
چند روزی است که به دنبال پرکشیدن گوشت و مرغ و تخم مرغ و ... از سفره مردم ؛ گوجه !!! هم که گویا از خوراک قرار گرفتن دهک های پایین جامعه دل خوشی نداشته به تبع اسلاف خود( همان مرغ و تخم مرغ) از سفره مردم بينوا پر كشيده است. ( مرغ و تخم مرغ رفت، گوجه هم جدا)
گويا اين مردم ، همچنان بايد هر روز شاهد افتتاح طرحها و پروژههاي بزرگ عمراني و توليدي باشند اما براي تهيه مايحتاج روزانه خود كما في السابق در رنج و سختي.
علي رغم كارهاي فراوان صورت گرفته در اين زمينه و استشمام روحيه خدمتگزاري دولتمردان محترم كه رهبر معظم بارها بدان اشاره و تصريح فرمودهاند، آن چه در اين ميان كمتر به چشم ميآيد عمل به منويات و دستورات صريح و قاطع مقام معظم رهبري و قاطبه ائمه محترم جمعه كشور براي اجراي طرحهاي ضربتي برخورد با گراني و حل فوري مشكل گراني است.مسئلهاي كه در كمتر نماز جمعهاي به آن پرداخته نميشود و كمتر خطيب جمعهاي است كه در لابلاي خطبههاي عبادي سياسي خود توصيهاي دلسوزانه و از سرِ درد براي رفع مشكل گراني نداشته باشد. اگر بپذيريم كه ائمه محترم جمعه كشور نمايندگان مستقيم و بعضا غير مستقيم مقام معظم رهبري مدظله هستند پس به ناچار حرف و توصيه آنان، حرف دل و سخنِ ناگفته و پنهان مردم است كه از زبان آنان زده ميشود.
متاسفانه در اين شرايط ، تغيير يكي از كليدي ترين وزيران اقتصادي كابينه، آن هم در دولتي كه بيشترين همّ و غمّ و اصلي ترين شعارش حل مسائل اقتصادي مردم و بهبود وضعيّت معيشتي آنان است به دنبال تغيير وزراي تعاون، رفاه، رؤساي بانك مركزي و سازمان مديريت و برنامهريزي و... در كمتر از سه سال ، خبر از عدم موفّقيّت دولت در مسائل اقتصادي و نبود برنامهاي منسجم ، متقن ، مدون و كارشناسانه در سومين سال به دست گرفتن امور اجرايي كشور ميدهد و بعيد نيست با اين روند وزير مستعفي بعدي وزير بازرگاني باشد.
و گويا همچنان رسم بر اين است كه دولتها ، همه ناكارآمديهاي خود را ناشي از كارشكني هاي مخالفان دولت بدانند و ريشه گرانيهاي مرغ و تخم مرغ و گوجه و ... را در مافياي توتون و قليان ببينند و هر صدايي در هر جا و از هر سوراخي كه بلند ميشود را متاثر از همان مافيايي بدانند كه چند روز پيش آن را افشا كردهاند.
آقاي رييس جمهور: خوب ميدانيم و ميدانيد كه اين مردم شريف براي مرغ و تخم مرغ و گوجه و گوشت و... ، انقلاب نكردهاند اما اين را هم ميدانيم و ميدانيد كه در آموزههاي ديني رواياتي هستند با اين مضامين كه : لا دين لمن لا معاش له. و : اذا دخل الفقر مع باب دخل الكفر معه ؛ و : كاد الفقر أن يكون كفراً . و : إذا دخل الفقر إلى بلد قال الكفر خذني معك ، و يا در روايتي است كه معصوم عليه السلام فرمودند: لوكان الفقر رجلا لقتلته : فارغ از بحث سنديّت اينگونه روايات، آن چه مسلّم و واضح است اين است كه فقر، دريچه ورود كفر به زندگي است.
در روايتي عجيب كه به اميرالمومنين علي عليه السلام منسوب است آن حضرت به فرزندشان محمد حنفيه اين چنين ميفرمايند كه : يا بني إنّي أخاف عليك الفقر فاستعذ منه فإنّ الفقر منقصة للدين ومدهشة للعقل وداعية للمقت. (پسركم ! من از آن ميترسم كه تو روزي فقير شوي چون فقر باعث از بين رفتن دين و عقل ميشود و انسان را به گناه سوق ميدهد.) (اگر فقر در اين روايت و امثال آن را حمل بر ظاهر روايت و فقر مادي كنيم كه اكثراً چنين حملي را اولي ميدانند.)
با اين حال چگونه باور كنيم كه دولتيان محترم چشمشان را بر روي حقايق بستهاند و افزايش سفرهاي نوروزي! را دليلي بر بهبود وضعيّت معيشت مردم ميدانند؟! (گنه كرد در بلخ آهنگري ...)
چگونه در جامعهاي كه وزير رفاه آن(به تمسخر يا به حقيقت) سخن از خط شديد فقر زير ۲۸ هزار تومان ميزند و اين چنين اظهار ميكند كه قانوني براي اعلام خط فقر از سوي ايشان وجود ندارد و اعلام اين آمار و ارقام را بينتيجه و بيثمر ميدانند از مردم انتظار دين داري و دينمداري داريم؟!
به يقين اين مردم ، شريفتر و بزرگوارتر از آنند كه به خاطر مسائل اقتصادي و مشكلات عديدهي معيشتي دست از دين و ايمان خويش بردارند و همچنانكه در ششم ارديبهشت و قبل از آن در ۲۴ اسفند نشان دادند همچنان پشت سر رهبري فرزانه انقلاب دام ظله الوارف ايستادهاند و قدمي و لحظهاي از آرمانهاي انقلاب و خميني عزيز عقب نخواهند كشيد، اما از شما و دولتمردان محترمتان انتظار ميرود به جاي پرداختن به سريال ناتمام افشاگريها ، به فكر معيشت اين مردم و رفع مشكلات لاينحل روزمرّهي آنان نيز باشيد و اگر چنين مافيايي وجود دارد كه ظاهرا هيچ كس منكر وجود آن و امثال آن نيست ، كار را به دست قوه قضائيه بسپاريد تا از طريق مجاري قانوني براي رفع و دفع آن اقدام كنند مگر آن كه پندارتان اين باشد كه اين افشاگريها كارآمدتر از معرفي دستهاي پنهان و پشت پرده به قوه قضائيه است .
آقاي رييس جمهور! اميد ميرود در گزارش بعديتان به محضر ملّت شريف به جاي توصيف وضع اقتصادي كشور و بيان و توضيح كارشكني مخالفان و ناكارآمدي بعض وزرا و عذرخواهي از مردم، به بيان كارهاي صورت گرفته و اقدامات مفيد در اين باره بپردازيد و رشد مشهود و ملموس وضعيّت اقتصادي مردم عزيز را شاهد باشيم. انشاءالله
اللهم و ابعد عنا الفقر بحرمة محمد و آله الاطهار
بعد نوشت ۱: فکر می کنم این روزها گوجه آن قدر مهم شده که خودش بدون هیچ پسوند و پیشوندی می تواند بهانه ای برای این چنین نوشته هایی باشد.
بعد نوشت ۲: همچنانكه در خلال مطالب ذكر شد كارهاي صورت گرفته در مدت حيات دولت نهم فراوان و قابل تقديرند و اين نوشته در پي نفي آنها نيست . به قول طلبه ها: اثبات الشيئ لا ينفي ماعداه.
مشهد مقدس . چهارراه مقدم (شهید گمنام)- ۴/۲/۱۳۸۷


عکس ها از : خانم محمدی

سحر بيان مقام معظّم رهبري مدظله العالي و تسلّط ايشان به انواع فنّ بيان و تبحّرشان در استفاده از كلمات و خلق و ايجاد و ابداع واژگان و اصطلاحات نو و جديد به گونهاي است كه هر كس ميتواند به قدر توان خويش از آن حظّ و بهره برد، يك اقتصاددان از فرمايشات معظّمله به همان اندازه بهره ميگيرد كه يك سياستمدار از سخنان ايشان استفاده ميكند ؛ يك اديب از جمله جمله و كلمه به كلمهي فرمايشات معظّمله همان اندازه محظوظ ميشود كه يك فرهنگي و مبلّغ دين از فرمايشات ايشان نكات و راهكارهاي عملي برميگيرد.
آن چه در اين نوشته ميآيد در حقيقت برگرفته از اين اصل و ويژگي سخنان معظّمله است. دانشجو و دانشآموخته رشتههاي تجربي و فنّي برداشتي دارد كه كاملاً متفاوت با برداشت دانشجو و دانشآموخته رشتههاي انساني و طلبه علوم ديني است و در عين تفاوتِ برداشتها ، همه و همه قابل انطباق با فرمايشات معظّمله نيز خواهد بود.
لطفا برای مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
باتشكر از پايگاههاي خبري تحليلي :
شيعه آنلاين ، رجا نیوز ، املش نيوز ، ديلم نيوز ، و پايگاه وبلاگ نويسان ارزشي و... به خاطر انعكاس اين مطلب
پیام مقام معظم رهبری به مناسبت آغاز سال ۱۳۸۷ ( سال نوآوری و شکوفایی )
کلیک کنید.
ادامه مطلب

اينجا مشهدالرّضا عليه السّلام. اوایل تابستان،۱ مدّتي است كه گرماي هوا بر لطافت بهار غالب شده است . زير باد سرد كولر مشغول مطالعه و آماده شدن براي امتحانات آخر سال بودم كه صداي زنگ موبايل (تلفن همراه مصوب فرهنگستان) مرا به خود آورد. به سراغ گوشي رفتم و با تعجّب بسيار پيام تبريك نوروزي يكي از آشنايان كه در تهران به سر ميبُرد را ديدم. وقتي تاريخ ارسال sms (همان پيامك مصوّب فرهنگستان) را نگاه كردم متوجّه شدم مربوط به ايّام نوروز (يعني حدود سه ماه قبل) بوده، كه ظاهراً به دور از هياهوي پيشرفت تكنولوژي ، با پاي پياده !!! از تهران به زیارت حضرت رضا عليه السّلام آمده است!
از آنجا كه مسئولان محترم وزارت ارتباطات و فنّاوري اطلاعات (همان وزارت پست و تلگراف و تلفن سابق خودمان) شبانهروز در پي رفع و دفع مشكلات و رتق و فتق امور و توسعهي شبكهي ارتباطي كشور هستند و از هر پيشنهادي با آغوش باز! استقبال ميكنند و ابداً به دنبال تحقق بودجه مصوّب نيستند لذا چند راه براي حلّ اين مشكل اساسي و دائمي و كهنه پيشنهاد ميشود:
۱- گسترش مسابقات اس ام اسی راديويي و تلويزيوني !!!
براي كاهش بار ترافيك شبكه پيشنهاد مي كنيم مسئولان امر از مردم بخواهند از ارسال پيامكهاي غير ضرور مثل لطيفه و پيام هاي تبريك و تعزيت و... خودداري كنند تا برنامه هاي زنده و مسابقات جذّاب راديويي و تلويزيوني! (اعمّ از سراسري و استاني و محلّي و... ) كه روزانه ميليونها sms ارسالي را به خود اختصاص ميدهند و باعث افزايش بار ترافيك شبكه ارتباطي كشور و البته افزایش نجومی درآمدهای شرکت مخابرات ميشوند در كمال صحّت و سلامت انجام شوند.
۲- ظاهرا مسئولان امر امسال پيشنهاد كردند كه در ساعات پيك ، مردم يك ساعت زودتر پيامهاي تبريك خود را ارسال كنند اما با اين وجود اكيدا توصيه مي كنيم مردم عزيز حداقل 3 ماه زودتر براي ارسال پيامك خود برنامه ريزي كنند. (به عنوان نمونه اگر خداي ناكرده شخصي از نزديكانشان در بيمارستان بستري است از الان براي تسليت و مراسم هفت و چهلم ايشان پيامك بفرستند. و يا اگر قرار است تا چند ماه بعد عزيزي به جمع خانواده ايشان يا دوستانشان اضافه شود همين حالا پيام تبريكشان را ارسال كنند و قدم نورسيده را تبريك گويند و مطمئن باشند به موقع به دست ايشان ميرسد.)
۳- واگذاري روزانه و به روز! شماره به مردم براي افزايش آمار واگذاري ها ، بدون توسعه مناسب و متناسب زيرساختهاي مخابراتي و ارتباطي .( چيزي مثل واگذاري خودروهاي قسطي و توسعه روز به روز و سرسام آور ناوگان حمل و نقل كشور بدون افزايش و توسعه و تجهیز راهها و جادهها و پاركينگها و...)
۴- افزايش بيش از پيش هزينههاي مخابراتي و احتساب هزينههايي مثل هزينهي آسفالت خيابانها ، حفاظت از محيط زيست ، گسترش راهآهن و... در قبضهاي تلفن و اخذ عوارض و ماليات .
۵- انکار و طبیعی دانستن این مورد و موارد مشابه به بهانه گستردگی و پیچیدگی کار.
*****
۱- تابستان گذشته.
با تشکر از سایت خبری تحلیلی رجا نیوز برای انعکاس این مطلب
بسم الله الرحمن الرحيم
استاد بزرگوارمون (دامت بركاته) ميفرمودند:
اوايل انقلاب يكي از مراجع معظم در قم درس تازه اي رو شروع كرده بودند.بعضي از جريانها و گروهها كه دل خوشي از ايشان نداشتند و درس ايشان را مزاحم كار و كسب روزمره خودشون ميديدند چند نفر رو كه امروزه هم به عنوان روشنفكر در جامعه مطرح هستند با پول بسيار خوبي اجير كرده بودند تا سر كلاس اين مرجع تقليد معظم اشكالات بي جا و بيمورد مطرح كنند و كلاس رو از نظم و ترتيب و نهايتا از رونق بيندازند.ايشان ميفرمودند :
در يكي از همين روزها كه اتفاقا استاد بحث جدي و تازه اي رو شروع كرده بودند و بحث به جاهاي داغ و حساس خودش رسيده بود ، يكي از همين آقايان كه خودش رو در جمع طلاب جا زده بود بلند شد و خطاب به استاد با غرور تمام و اعتماد به نفس كامل گفت : حضرت استاد متاسفانه شما از " ما نحن فيه خارج شديد و بحثهايي كه الان مطرح ميكنيد ربطي به ما نحن فيه ندارد."
با اين اشكال ، همهمه اي بين طلبههاي حاضر در مجلس افتاد و همه منتظر جواب قاطع استاد بودند .
استاد كه ظاهرا اين آقا رو و جريان پشت سر اون رو به خوبي ميشناختند با خونسردي كامل فرمودند : بسيار خب ؛ شما لطف كنيد اول بفرماييد ما نحن فيه چه بوده تا بعد من توضيح دهم كه آيا از ما نحن فيه خارج شدم يا نه.
از اونجا كه مستشكل ، طلبه نبود و تنها براي بر هم زدن نظم جلسه و گرفتن دستمزد از پيش تعيين شده وارد كلاس شده بود و ابدا هيچ گونه آشنايي با بحثهاي طلبگي نداشت با اين جمله استاد مثل اينكه آب سردي روي سر و بدنش ريخته باشند ساكت شد و از كلاس بيرون رفت و ديگه هيچ وقت سر كلاس حاضر نشد.
الغرض: بعضي از اشكال هایی كه خيلي ها در پاي منبر و جلسه سخنراني و كلاس درس و يا نسبت به جهتگيريهاي سياسي و اقتصادي و فرهنگی و مسائل مطرح روز و امثالهم مطرح ميكنند هم مثل همين قضيه و اشكال خروج بحث از ما نحن فيه ميباشد و تنها كافيه به طرف بگين : ما نحن فيه چي بوده؟ اون وقت ميبينيد كه در جا ساكت شده و معلوم میشه كه هدف اون از اين پرسش و اشكال دونستن مسئله نبوده و اغراض سياسي و شخصي و ... پشت قضيه بوده است. به قول طلبه ها : فافهم و قس علي هذا.
با تشکر از سایت خبری تحلیلی رجا نیوز برای انعکاس این مطلب
بسم الله الرحمن الرحيم
آبي گل آلود و توري گشاد
ديوانهاي از رهي ميگذشتي ؛ در راه چاهي بديدي؛ همي خم شدي ؛ سنگي برداشتي و سنگ در چاه پيش رو وِل كردي و رفتي.
عاقلاني چند كه روزگاراني كلاس اكابر همي رفتندي از آن جا عبور كردندي؛ يكي از آن ميان بر قضيّه ديوانه و سنگ وقوف همي پيدا كردي و بالفور ديگران را خبر كردندي. آستين ها بالا رفتي تا سنگ از چاه در كردندي.
ساعتها و روزها و شبها تلاش همي كردندي امّا سودي نداشتي و نتيجهاي نگرفتندي. ديوانه از آنجا عبور كردندي و چشم بر عاقلان افكندي. ايشان را علّتِ كار پرسيدي . عاقلان جوابش دادندي. ديوانه پس از شنيدن جواب خنديدي و رفتي و بر خود باليدي كه اين چنين روزها ايشان را سرگرم كردندي و...
در گوشه اي از اين مرز پر گهر، در نيمه شبي از شبها، ديوانه يا ديوانههايي با سوء استفاده از فضاي آرام جامعه و جوّ موجود، سنگي برداشته و در چاهي انداختند .
ماجراي تاسّف بار و غيرقابل گذشت و اغماض اهانت به بيت مكرّم بنيانگذار نظام مقدّس جمهوري اسلامي ايران ، حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه. اهانت بيشرمانه به يادگار امام و نوه ي عزيز ايشان جناب حاج حسن آقاي خميني.
همو كه هر وقت دلتنگ امام راحلمان ميشويم يادآور چهره نوراني و ملكوتي امام عزيزمان است. او كه لحن و صلابت كلام و گفتارش ( هر چند در ابتداي راه) اما لحن و گفتار اماممان است . او كه همچون پدر مظلومش، هميشه و همه وقت با رفتار و گفتار و قول و فعل ، يار و ياور انقلاب و نظام و رهبري معظم بوده و هست. او که در یک کلام عطر و بوی خمینی می دهد.
در عظمت و عمق اين توهين و گستاخي بيشرمانه جاي شك و ترديدي نيست و كساني كه هنوز شك و شبههاي در عظمت آن دارند بايد لحظهاي به ضمير خودآگاه و ناخودآگاه خود رجوع كنند و ريشه مشكل را پيدا كنند.
در اين كه كوتاه آمدن و اغماض و ناديده انگاشتن چنين خطاهاي فاحشي ميتواند موارد مشابه و به مراتب بزرگتر و جبرانناپذيرتري را به دنبال داشته باشد هم جاي شك و شبههاي نيست.
متاسفانه ماجراي اين اهانت بيشرمانه با رحلت يار غار و محرم اسرار امام راحلمان حضرت آيت الله توسلّي تكميل شد . اگر چه معتقدیم حیات و ممات به دست خداست اما سخن به گزاف نگفتهايم اگر رحلت ايشان را متاثّر از همان اهانتي بدانيم كه ذكر شد. چرا كه براي چنين مريدي كه عمري در ركاب چنان مرادي به خدمت و كسب فيض مشغول بوده بسيار سخت و سنگين خواهد بود كه پس از گذشت نزديك به دو دهه از ارتحال مرادش، شاهد هتّاكي ناجوانمرداني باشد كه همه خطوط قرمز را زير پا گذاشته و با توهين به مقدّسات و تعرّض به اعتقادات ناب و خالص مردم در پي دستيابي به اغراض پليد خود هستند.
اما قضيّه در همين دو مطلب خلاصه نميشود. به نظر ميرسد افرادي كه تا كنون در سوراخهاي دِنج و راحت خود خزيده بودند و گاه و بيگاه براي ابراز وجود و خالي نبودن عريضه ، نظري هم مرحمت ميكردند ؛ از سوراخها و لانههاي خود بيرون آمدهاند و درصددند تا از اين واقعه و همزماني آنها به نفع خود و اربابانشان بهرهبرداري كنند.
كساني كه نه با نظام دل خوشي دارند و نه با رهبري معظم و نه با حضور ملّت در صحنههاي مهم ، درصددند تا با علم كردن چنين وقايعي و دامن زدن به شايعات، آن هم در روزهاي پاياني سال اتّحاد ملّي و در آستانه انتخاباتي مهم و سرنوشتساز و در اوج بحثهاي داغ هستهاي و صدور قطعنامه سوم شوراي امنيّت، شيريني حضور گسترده مردم و موفّقيّتهاي نظام را در كام ملّت تلخ و بياثر كنند و با برهم زدن نظم و آرامش موجود و يكپارچگي مثال زدني مردم،مانع از حضور گسترده آنها در انتخابات پيش رو گردند و يا حد اقل سرنوشت انتخابات را به نفع خود تغيير دهند. (خوابي كه هيچگاه برايشان تعبير نخواهد شد.انشاءالله)
آن چه امروز بيش از پيش ضروري به نظر ميرسد هوشياري مردم و مسئولان و ميدان ندادن به چنين افرادي است كه در پي گل آلود كردن آب و ماهي گرفتن از آن براي خود هستند.
بسم الله الرحمن الرحيم
قصد داشتم در نوشتهاي از تلاش هاي شبانه روزي جناب آقاي مهندس ضرغامي و همكارانشان در فرهنگ سازي و ارتقاي سطح فرهنگ جامعه تقدير و تشكر كنم.(هر چند صدا و سیما مستغنی از تعریف و تمجید و تشکر امثال من می باشد.) اما نمي دانم چرا سيل عظيم انتقادات آيات عظام و مسئولان عالي رتبه نظام كه هر روز در جرايد منتشر مي شود و تيتر بزرگ روزنامه ها و هفته نامه هاست نظرم را تغيير داد . لذا تصميم گرفتم بدون هيچ صحبت و غرضي تنها به انعكاس قطره اي از اين انتقادات بپردازم. شايد مسئولان محترم صدا و سيما به جاي توجيه و تفسير و دفاع از مديران زير مجموعه خود به هر قيمت، در پي اصلاح برآيند. انشاءالله
رهبر معظم انقلاب :
رهبر انقلاب در دیدار روز پنج شنبه با ذاکران اهل بیت به مناسبت میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها به شکل بی سابقه ای از صدا و سیما انتقاد کردند. (16 تير 1386 -... sharifnews.com. )
حضرت آيت الله سبحاني:
آيتالله جعفر سبحاني از استادان برجسته حوزه علميه قم در ديدار رييس سازمان صدا و سيما از پخش نماز جماعت به امامت برخي افرادي كه حتي قرائت حمد و سوره آنان صحيح نيست انتقاد كرد.( 6 خرداد 1386- rooznews.com)
حضرت آيت الله سبحاني:
آيتالله سبحاني در ديدار رييس سازمان صدا وسيما با انتقاد از برنامههاي بخش برون مرزي اين مركز، خواستار نظارت بيشتر بر شبكههاي عرب زبان شد.( edalatkhahi.ir- 3 خرداد 1386 )
حضرت آيت الله سبحاني :
آيت الله سبحاني از بدحجابي در صدا و سيما انتقاد كرد و افزود : در حالي كه نيروي انتظامي طرح مبارزه با بدحجابي را در كشور اجرا ميكند، افرادي در سيما حاضر ميشوند كه موازين اسلامي را رعايت نميكنند و اين با برنامهها و سياستهاي كشور همخواني ندارد.(edalatkhahi.ir- 3 خرداد 1386 )
حضرت آيت الله مكارم شيرازي :
آيت الله مكارم شيرازي از حرکت رسانه ملي به سوي سكولار شدن اظهار نگراني كرد.
متاسفانه امروز رسانه ملي به سمت سكولار شدن حركت مي كند و عقايدي در اين رسانه لانه كرده اند كه آهسته و بي سر و صدا، تلويزيون را به سمت سكولار جهت مي دهد و اين هشداري جدي براي مسوولان است. در روزهاي اخير شاهد برنامه هايي هستيم كه بعضي از هنرمندان دوران طاغوت را در سيما به عنوان الگو مطرح و به بينندگان معرفي مي كنند و اين با نظام ارزشي ما ناسازگار است.( 3 خردادماه 1386 ...edalatkhahi.ir)
حضرت آيت الله مكارم شيرازي :
انتقاد آيت الله مكارم شيرازي از تبليغ تجمل گرايي در صدا و سيما - آيت الله مكارم شيرازي از سريال ها و برنامه هاي تبليغاتي صدا و سيما انتقاد كرد و گفت: اين برنامه ها تجمل گرايي را تبليغ و باعث بروز مشكلات فرهنگي عديده اي بويژه در نقاط محروم و دور دست خواهد شد.( 12 آذر 1386- adlroom.com)
حضرت آيت الله مكارم شيرازي :
برخي از برنامه هاي راديو جوان در شأن جمهوري اسلامي ايران نيست.( روزنامه كيهان – 24/9/86)
حضرت آيت الله مكارم شيرازي :
بعضى از اشخاص به صدا و سيما نگاه تفريحى و بعضى نگاه سياسى دارند و مىخواهند افكار سياسى خود را به وسيله اين رسانه به خورد مردم بدهند.(فردا نيوز – 25 آذر 86)
حضرت آيت الله جوادي آملي:
صدا و سيما نبايد بيشتر برنامههاي خود را به برخي ورزشها كه سودي ندارند و هزينههاي بالايي هم در پي دارند اختصاص دهيد، چرا كه ايران با داشتن ظرفيت بالاي علمي و معنوي ميتواند جهان را هدايت كند.(edalatkhahi.ir)
دكتر احمدی نژاد رييس جمهور:
محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري در نامه اي به مقامات ارشد كشور از صدا و سيماي جمهوري اسلامي به سبب عدم پخش برنامه هاي خود از تلويزيون انتقاد كرده است.( ۰۹ دي ۱۳۸۴-ganjinews.com)
دكتر احمدي نژاد رييس جمهور:
رئيس جمهور در تماسي تلفني از عزت الله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما از پخش يک فيلم سينمايي انتقاد کرده است.(فردا نيوز – 20شهريور 86)
دكتر حداد عادل رييس مجلس شوراي اسلامي:
حداد عادل ديروز از صدا و سيما به علت پخش اظهارنظر يك نماينده مجلس گلايه كرد.(خبرگزاري آريا- 1۹ دي 1386)
حجت الاسلام والمسلمين عاملی امام جمعه اردبیل:
من اشتباهات صدا و سیما در زمینه اقوام را مرتبا یادداشت و به رهبر معظم انقلاب گزارش می کنم. استراتژی سکوت " در برابر قومیت ها دیگر پاسخگو نیست و اشتباهات صداو سیما یکی از دلایل عمده بروز حساسیت های قومی در کشور است. اگر وضعیت به گونه فعلی پیش رود در آینده ای نزدیک زبان آذری نماد مخالفت با نظام خواهد شد.( فردا نيوز – 21 آبان 86)
حزب اعتماد ملي:
اعتراض حزب اعتماد ملي به صداوسيما - از رييس سازمان صدا و سيما درخواست ميكنيم توصيه كنند حداقل در شبهاي احياء، اخلاق سياسي و ديني رعايت شود و به زيرمجموعههاي خودشان تذكرات لازم را درباره اخبار كذب تخريبكننده اصلاحطلبان بدهند.( فردا نيوز – 9 مهر 86)
حجت الاسلام لواساني، معاون فرهنگي بنياد شهيد، :
سکولاريسم و روزمرگي را دو آفت مهم رسانه هاي ديني است. (3 خردادماه 1386-. edalatkhahi.ir)
جامعه مدرسين حوزه علميه قم:
انتقاد شدید و بی نظیر جامعه مدرسین از صدا وسیما - در جلسه جامعه مدرسين مورخه 22/4/86 مراتب نگراني جدي جامعه مدرسين از روند برخي فعاليتهاي صدا و سيما بويژه در ترويج اختلاط بين زن و مرد - ترويج موسيقي، ترويج خشونت و... در قالب برنامههاي متعدد ابراز گرديد. در گذشته در موارد متعددي جامعه مدرسين با بررسيهاي كارشناسانه نظرات انتقادي و اصلاحي خود را با مسئولان و كارشناسان اين سازمان در ميان گذاشتهاند اما متأسفانه تغييرات چنداني در اين زمينه مشاهده نشده است. (سايت خبري نويد)
تشكل هاي دانشجويي:
دچار هاليوود زدگي شديد هستيد - روحیه اشرافی در صدا و سیما جاری است! (www.motalebe.ir... - ۱۵ آبان ۱۳۸۵)
مشاور وزير بازرگانى :
انتقاد از صدا و سيما به جهت عدم برنامه ريزي صحيح و كمتوجهي به فرهنگ سازي در استفاده بهينه از نان و...( - ۷اسفند۸۵ abrarnews.com- )
حجةالاسلام والمسلمين خاتمي رييس جمهور پيشين:
انتقاد خاتمي از صداوسيما - تمام رسانههاي نوشتاري هم در خدمت ما نبود و بخش قابل توجهي از آنها در دست جرياني قرار داشت که رسانههاي ديداري و شنيداري را اداره ميکرد. بنابراين يکي از مشکلات ما رساندن مطالب به مردم بود. طبيعي است که امروز وضع نامناسبتر است.(فردانيوز – 13شهريور 86)
حجة الاسلام والمسلمين موسوي لاري وزير پيشين كشور :
حجت الاسلام موسوی لاری از عملکرد صدا و سیما انتقاد کرد و گفت: صدا و سیما به عنوان رسانه ملی با جانبداری از یک جریان سیاسی و تخریب جریانات دیگر، کارکرد خود را تضعیف کرده و جایگاه ملی خود را حفظ نکرده است.
حجة الاسلام والمسلمين پناهيان( خطيب توانا و چهره محبوب جوانان)
صدا و سيما اگر به صورت علني مردم را به گناه دعوت مي کرد، اشکالش کمتر بود که اکنون براي گناه زمينه سازي مي کند. (چهارشنبه 26، دي 1386، iraneconomist.com)
حجة الاسلام والمسلمين پناهيان :
پخش فيلمهاي ماهواره بهتر از برخي سريالهاي داخلي-رسانه هاي غربي خوشبختي هايي را كه ندارند دائماً نمايش مي دهند و تلويزيون ايران بدبختيهاي جامعه را مبالغه آميز به تصوير مي كشد.وی در انتقاد از سريال «ساعت شني» گفت: با اصرار دوستان بخشي از اين سريال را ديدم و با خود گفتم مگر نظام ساقط شده است كه چنين چيزهايي از تلويزيون پخش مي شود! من با ديدن اين داستانها به ياد كتابهاي صادق هدايت و كافكا ميافتم.پناهيان با انتقاد شديد از نوع نگاه بيمار و عقده اي برخی فيلمسازان ايراني و هزينه هاي ميليوني ساخت آنها گفت: «این فيلمسازان عقده ها و آرزوهاي مبتذل خود را به تصوير مي كشند. آنها فهمي از معناي شيرين زندگي ديني ندارند. انسان پس از ديدن اين فيلمها بايد بسيار توبه كند تا پليدي هاي روحش پاك شود.» وی با انتقاد شديد از عملكرد مسولان صدا و سيما گفت : مگر كسي رذالت داشته باشد كه اجازه دهد چنين تصاويري (سريال ساعت شني) از تلويزيون پخش شود. بهتر آنست كه فيلمهاي ماهواره به نمايش درآيند چراكه مخاطب نسبت به داستانهاي ايراني تاثير پذيري بيشتري دارد.» وي در پايان گفت: «چاره اي نيست؛ وضعيت فعلي رسانه ملّي را مانند سرماي زمستان بايد تحمل كنيم تا بگذرد.» (سه شنبه 25 دی 1386-رجا نيوز)
حجة الاسلام والمسلمين پناهيان :
پايين آمدن سن علاقه دختران و پسران را در جامعه(كه مظاهر علنی فساد در آن مشخص نيست) صرفاً مرهون زحمات مديران صدا و سيما دانست!( سهشنبه ۱۱ دي ۱۳۸۶ – خبرگزاري قرآني ايران)
حجتالاسلام والمسلمين محمدتقي رهبر امام جمعه موقت اصفهان :
امام جمعه موقت اصفهان از برخي برنامههاي صدا و سيما به شدت انتقاد كرد و گفت : در اينگونه برنامهها هنجارشكني كاملا مشهود است. اين چه برنامهها و فيلمهايي است كه از سيماپخش ميشود، چرابازي درآوردهايد ؟ ( www2.irna.ir- ۸۶/۱۰/۱۴)
دكتر حسن عباسي:
در اين رسانه گاه، آگاهانه يا ناآگاهانه به جرياناتي كه كمپانيهاي صهيونيزم به دنبال آن هستند دامن زده مي شود.( molkemahdi.parsiblog.com)
آقاي محمد نوري زاد نويسنده و كارگردان :
محمد نوري زاد نويسنده و كارگردان طي مقاله اي از سیاست های عزت الله ضرغامی در سازمان صدا و سیما انتقاد کرد.
خانم پرستو گلستاني (بازيگر) :
صدا و سيما و سينما از ركنهاي تأثيرگذار در ميان اقشار مختلف جامعه هستند، اما تاكنون اين دو رسانه به وظيفه فرهنگي خود، نسبت به تبليغ و گسترش فرهنگ كتابخواني، عمل نكردهاند.(سايت انتشارات پرتو خورشيد)
مخبر كميسون فرهنگي مجلس:
توليدات صداوسيما به دهنكجي به ارزشها گرايش پيدا كرده است.توليدات راديو و تلويزيون در اثر غفلت و عدم نظارت صحيح به سمت ساختارشكني و دهن كجي به ارزش هاي فرهنگي و ديني گرايش پيدا كرده است.(رجا نيوز - یک شنبه 23 دی 1386)
مدير كل اداره ايدز وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي:
وي با انتقاد از صدا و سيما در زمينه اطلاع رساني نيز مي گويد: با وجود تأثير زياد صدا و سيما در زمينه اطلاع رساني به مردم، هنوز در اين رسانه در خصوص بيماري ايدز اطلاع رساني خوبي نشده است.(روزنامه قدس. شنبه 10آذر ماه 1386)
آقاي ساكت مدير عامل باشگاه سپاهان اصفهان:
ساکت ضمن انتقاد از صدا و سيما از اينکه بعد از بازى سپاهان، شبکه سوم بلافاصله به سراغ برنامههاى ديگر رفت و حتى آناليز مسابقه در دستور کار قرار نگرفت از اين مسأله گلايه کرد. لازم به ذكر است كه صدا و سيما از پخش نيمه اول بازي تيم سپاهان و كاوازاكي كه چند هفته قبل در اصفهان برگزار شد نيز خودداري كرده بود. (khabars.net)
آقاي يحيي زاده عضو كميسيون فرهنگي مجلس :
صداوسيما زحمات نيروي انتظامي را هدر داد. علي رغم حمايت قاطع رهبري از طرح ارتقاء امنيت اجتماعي، در برخي برنامه هاي سيما و حتي صدا، اين طرح به سخره گرفته شد.(رجا نيوز)
حجت الاسلام والمسلمين محمدتقي رهبر عضو كميسيون فرهنگي مجلس :
صداوسيما مروج بيبندوباري است.راديو جوان به جاي تصحيح عملكرد، توجيه ميكند. (رجا نيوز. چهارشنبه 19 دی 1386)
آقاي قاليباف شهردار تهران:
صدا و سيما گزينشي عمل ميكند...وي با انتقاد شديد از صدا و سيما و پخش گزينشي مسائل گفت: تا زماني كه صدا و سيما تاكسي خالي را نشان دهد و بعد بدون طرح مشكل بگويد، پس اين حمل و نقل عمومي كجاست، نمي توانيم اميدوار به حل مشكل باشيم.
آقاي احمد ضیائی معاون استاندار تهران و فرماندار کرج :
معاون استاندار تهران و فرماندار کرج از نحوه عملکرد و برنامه های زنده صدا و سیما انتقاد کرد..( 16 مرداد 1386. سايت خبري كرج ما)
دانشجويان اصولگرا:
گوش شنوايي در صداوسيما نيست. (رجا نيوز)
مداحان معروف تهران:
انتقاد مداحان معروف تهران از صداوسيما و سازمان تبليغات ... محور اكثر انتقادات مطرح شده نسبت به صدا و سيما، كيفيت برنامههاي پخش شده از سوي اين مجموعه، حضور و اظهارنظرهاي غيركارشناسانه در امور مذهبي و ... بوده است.(رجانيوز)
دكتر مهدي زاهدي وزير علوم تحقيقات و فن آوري:
متأسفانه تلويزيون انواع و اقسام تبليغات مصرف گرايانه کالاها را ترويج مي نمايد و فيلم هاي داخلي و خارجي مخالف فرهنگ را پخش مي کند.(فردانيوز- ۰۲ دي ۱۳۸۶)
امام جمعه خوي:
در صدا و سيما متاسفانه برخي نوحه خوانان كه صداي زيبايي دارند و از معلومات و اطلاعات كافي برخوردار نيستند معرفي مي شوند .(هفته نامه اورين خوي)
محسن صفايي فراهاني رييس كميته انتقالي فدراسيون فوتبال:
رييس كميته انتقالي فدراسيون فوتبال از صدا و سيما به خاطر آنچه كه آن را استفاده نامطلوب از رسانه ملي در جهت حل مشكلات فوتبال ميخواند، انتقاد كرد. (1 دی 1386- پورتال دانشگاهي دانشجويي پندار)
مهتاب درهشيري مدير حوزه علميه زنان يزد :
از صدا و سيما گله داريم.( روزنامه خاتم يزد.-3/11/85)
رييس اداره گاز شهرستان شاهرود :
رييس اداره گاز شاهرود با انتقاد از صدا و سيما گفت: بااينكه بيش از ۱۰روز از افت فشار و قطع گاز دراين شهر ميگذرد ولي در بخشهاي خبري رسانه ملي هيچ اشارهاي به قطع طولاني مدت گاز درشهر شاهرود نشده است.(خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۱۰/۲۳
شايد خواندن اين مطالب هم خالي از لطف نباشد
تمجید ضرغامی از صداوسیما
برنامهريزان صدا و سيما با تدوين استراتژي افق رسانه، توطئههاي خطرناك شبكههاي ماهوارهاي را شناسايي و با توليد آثار فاخر راديويي و تلويزيوني خنثي كردن اين توطئهها را در دستور كار خود قرار دادهاند.(فردا نيوز – 26 مرداد 86)
صرف هزینه های بالا در بخش های خبری سیما
صدا وسیما برای دومین بار طی مدت اخیر اقدام به تغییر دکوراسیون دو بخش خبری کرده است. مجموع هزینه های این تغییرات بالغ بر 5 میلیارد ریال بوده است..( فردا نيوز 20شهريور 86)
انتقاد ضرغامی از بودجه صداوسیما
...به هر حال ما از بودجه (صدا و سيما) ناراضی هستیم. ( فردا نيوز 28 آبان 86)
اما يك سؤال:
به راستي مشكل اساسي كجاست؟ كمي بودجه ؟! وسعت و گستردگي كار ؟! مشكلات معمول در پخش هاي زنده؟! ناكارآمدي مديران؟! مقايسه نظامي ديني با نظامهاي رايج بينالمللي؟! يا...
بعد نوشت: براي امانتداري در نقل مطالب سعي شد آنچه در بالا آمده عينا با ذكر منبع آورده شود. البته ناگفته پيداست كه صدا و سيما كارهاي بسيار مفيد و ارزشمندي را نيز ارائه كرده اما انتظاري كه از صدا و سيما ميرود بسيار بيشتر از آن چيزي است كه تا كنون بوده است.

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم ميهماني مفصّلي ترتيب دادند ، پس از مهماني همه مردم پراكنده شدند اما سه نفر همچنان در اتاق پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم ماندند و مشغول بحث و گفتگو بودند. حيا و شرم پيامبر خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم مانع ميشد كه به ايشان چيزي بگويند و آن ها را از منزل بيرون كنند ... تا اين كه اين آيه (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ....... وَ لا مُسْتَأْنِسينَ لِحَديثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيي مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيي مِنَ الْحَقِّ) نازل شد و چنين افرادي را از ادامه اين كار برحذر داشت .
چند ماهي بيشتر تا آغاز انتخابات مجلس هشتم باقي نمانده است . گروهها و جناحهاي سياسي هر كدام براي كسب بيشتر آراء مردمي و پيروزي در اين رقابت حسّاس به شيوهها و روشهايي رو آوردهاند و هر كدام سعي ميكنند گوي سبقت را از ديگري بربايد و به هر نحو ممكن بر صندليهاي مجلس كه مدّتي است آنها هم تغيير رنگ دادهاند و رنگشان از قرمز به سبز تغيير كرده ، تكيه زنند .
آنچه در اين نوشته در پي آنيم نه تأييد يا ردّ گروه يا جناح يا حزبي خاصّ است ، بلكه نكتهاي است بسيار ظريف و دقيق و فراتر از ردّ و يا تأييد شخص و گروهي .
در جلسات پرسش و پاسخ ،مصاحبهها و ديدارهاي مردمي كه اين روزها از طرف نامزدهاي احتمالي مجلس هشتم به صورت قارچگونه در همهي نقاط شهر و كشور رو به تزايد و افزايش است ، شاهديم كه بعض افرادي كه متّهم به دفاع از اصول و پايبندي به افكار و عقايد امام راحل و ارزشهاي اصولي نظام و پيروي از ولايت مطلقه هستند براي جلب نظر مردم و كسب آراء بيشتر ، به رويكردي غلط و خطرناك و در عين حال غير ارزشي و غير اخلاقي روي آوردهاند و آن رويكرد به تعبير بنده ، استدانة از عنوان مقدّس رهبري به نفع خود و حزب متبوع خويش است .
اين روزها بسيار ميشنويم كه چنين افرادي وقتي با اين سؤال مواجه ميشوند كه : آيا شما در انتخابات شركت ميكنيد يا خير؟ بلافاصله اوّلين تير تركش خود را به سمت رهبري نشانه رفته و حضورشان را در عرصه انتخابات موكول و منوط به نظر رهبري ميكنند. ( وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً)يعني دقيقا عكس همان چيزي كه بارها رهبر معظّم بر آن تأكيد كرده و فرمودهاند كه : از شخص يا جناح يا حزب خاصّي دفاع نكرده و نميكنند و مردم را در انتخاب افراد آزاد ميگذارند .
خوشبختانه رهبر معظّم انقلاب ، پس از ارتحال امام راحل عظيم الشأن آنچنان مقتدرانه و پرصلابت در اين جايگاه خطير و حسّاس حضور پيدا كردهاند كه به اعتراف دوست و دشمن ، سخنان و رهنمودها و عملكرد ايشان در گلوگاههاي سخت و نفس گير نظام فراجناحي و فراحزبي بوده است ، امّا چنين افرادي دانسته يا ندانسته درصددند تا قبل از انتخابات در نزد مردم اين گونه وانمود كنند كه نظر رهبري تأييد آنها و حزب متبوعشان است ؛ غافل از اين كه اگر رهبر معظّم انقلاب همواره بر حضور افراد و چهرههاي موجّه در انتخابات تأكيد دارند ، اين تأكيد نه به معناي تأييد شخص يا گروهي خاصّ است بلكه به منظور پرشور كردن صحنهي انتخابات و تشويق و ترغيب مردم به حضور در انتخابات و انتخابي آگاهانه و آزادانه از سوي آحاد جامعه است، نكتهي مهمّي كه چنين افرادي از آن غافلند و يا مايلند خود را به تغافل بزنند .
نتيجهاي كه از اتخاذ چنين رويكرد غلطي عايد اين افراد ميشود را مي توان در دو امر خلاصه كرد: يكي قبل از انتخابات و ديگري بعد از آن .
اما قبل از انتخابات، از آن جا كه حضور اين افراد در صحنه پس از چنين اظهار نظرهايي در نزد عموم اينگونه به ذهن مخاطب القاء ميكند كه رهبري به آن ها نظر مثبتي داشته اند طبعا مردم هم بيشتر به سمت و سوي آنها توجّه پيدا ميكنند و اين خود وسيلهاي مي شود براي كسب بيشتر آراء مردمي.
و اما بعد از انتخابات و آن در صورتي است كه به هر دليل ممكن با عدم اقبال مردمي روبرو شوند كه در آن صورت هم به جاي يافتن علل و عوامل اين بيتوجّهي مردمي و تصحيح رفتار و عملكردهاي گذشته خود، همه نگاهها را متوجّه شخص رهبري كرده و چنين وانمود ميكنند كه حضور آنها در انتخابات صرفا به خاطر توصيههاي رهبري بوده و خود ميلي به حضور در صحنه رقابت نداشتهاند .
لذا با همه احترام و ارزشي كه براي همه افكار و عقايد موجود و معتقد به نظام قائليم توجه آنها را به اين آيه شريفه معطوف ميكنيم كه : إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيي مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيي مِنَ الْحَقِّ ....
*** همين مطلب در پايگاه خبري تحليلي فردا نيوز fardanews.com ***

روز پنج شنبه۸/۹/۸۶ صدا و سيما در يك اقدام ناشيانه ، پس از اذان ظهر به جاي پخش اقامه نماز ظهر ، اقامه نماز جماعت عشاء مقام معظم رهبري مدظله را از شبكه ۳ پخش كرد .
البته در نگاهي خوشبينانه شايد بتوان اين اقدام عجيب و غريب صدا و سيما را با توضيح استفاده از تمام امكانات كشور براي آموزش قرائت و تجويد حمد و سوره و صحيح خواني نماز توجيه كرد .اما در نگاهي واقع بينانه اين امر تنها مي تواند ثمره به كارگيري نيروهاي غير متخصص در امور ديني و بيانگر مظلوميبت هميشگي جايگاه دين و امور مذهبی در برنامه هاي تلويزيوني باشد .
از همين جا برادرانه به مسئولان پخش شبكه هاي مختلف تلويزيوني توصيه ميكنيم در اين گونه موارد قدري بيشتر دقت نظر داشته باشند و از مسئولان عالي صدا و سيما هم متواضعانه می خواهیم تا در تولید- پخش و اجرای برنامه هاي ديني از كارشناسان مجرب استفاده كنند تا دیگر شاهد وقوع اين گونه موارد ساده و پيش پا افتاده و در عين حال دقيق و ظريف در اين رسانه ملّي و دانشگاه عمومي نباشيم .ان شاءالله تعالي
***همین خبر در پایگاه اطلاع رسانی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ***
بسماللهالرّحمنالرّحيم
مدتي بود كه زياد حرفهاي سياسي ميزدم و انتقادات فرهنگی میکردم، امّا ديگر از حرف سياسي زدن و سياسيكاري و مشكلات فرهنگي را مطرح كردن خسته شدم ، براي همين تصميم گرفتم امروز يه داستان شيرين و جذاب تعريف كنم ؛ پس خوب خوب بخونيد و سعي كنيد اونو براي بچههاتون هم تعريف كنيد.
*****

هر كسي ميدونه كه كيه :
- من يك قورباغه هستم .
- من هم يك جوجوي گردن درازم .
- من يك حلزون هستم .
- من يك زنبور هستم .
- من يك گُل هستم .
- من ... من ... نميدونم كه كي و چي هستم !!
- من نَه بال دارم و نَه لاك ... شبيه هيچ حيواني نيستم !!
- من ميدونم تو كي هستي !
- اسمِ من لاكپشت داناست ! من داناترين موجود اين بيشه هستم و جواب تمام سؤالها رو بلدم !
- راست ميگي ؟ ميدوني من چي هستم ؟
- بله ! با اون هيكل دراز و دو تا دندونِ نيش ، حتماً بايد يك جور مار باشي . اون طرف بيشه چند تا از همنوعانت زندگي ميكنند ، برو پيش اونها !
- ممنونم لاكپشت دانا ! من يك مار هستم !
- نميدونم اين مار چرا اينقدر لاغر و زشته ؟
- رسيدم ، اين هم مارها ... امّا خجالت ميكشم برم جلو ... آخه ... آخه ... من خيلي لاغر و بد قيافهام !
- اين بدقواره چي ميخواد ؟
- غصّه نخور كوچولو ... آخه اصلاً تو مار نيستي !
- چي ؟
- اسم من جيقيله ، تو هم يك دوشاخهي برق هستي كه سيمات به پلوپز برقيِ ما وصل بود ! ديروز كه اومديم گردش ، تو كنده شدي و جا موندي . حالا بيا برگرديم خونه ، تو فقط وقتي خوشبخت هستي كه به پلوپز ما وصل باشي !
- راست ميگي ؟ حقّ با توئه ! بهتر از اينه كه مارها بهم بگن : «بدقواره»
- صبر كن ! همهي مارها آنقدر ظاهربين نيستند . به نظر من اخلاق و رفتار خوب خيلي مهمتره . تازه تو خيلي هم بانمكي !
- واي ازم تعريف نكن ، خجالت ميكشم !
- با من ازدواج ميكني ؟
- با اجازهي بزرگترها : بعله !
- دِ ! جدّي جدّي ، سيم پلوپز ما ازدواج كرد و رفت !! حالا مامان چه جوري پلو بپزه ؟!
- بهش توجّه نكن . خدمتكارشون كه نيستي !
- يك سيمِ ديگه برا پلوپزتون پيدا كنيد ! (پايان) ( مجله دوست خردسالان - قصه های جیقیل )
قشنگ بود، نه؟ اين دقيقاً رونوشت قصّهاي بود كه در مجلّهي دوست خردسالان، سال پنجم ، شمارهي۲۴۸، پنجشنبه/۱شهريور/۸۶ چاپ شده و در اختيار نونهالان عزيز ما و شما قرار گرفته بود.
در ابتداي اين مجلّه كه با كمال تأسّف صاحب امتياز آن ، موسّسهي چاپ و نشر آثار امام (عليه الرّحمه) است آمده : پدر و مادر عزيز و مربّي گرامي ! اين مجموعه ويژهي خردسالان طرّاحي شده ....و افزايش مهارت هاي عملي خردسالان از اهداف اصلي آن است و....
چندي پيش در سايتهاي خبري مطالبي منتشر شده بود به اين مضمون كه يكي از حربههاي جديد غرب براي گسستن كانون خانواده (به تمام معنا) و محو كامل مفهوم و مصداق حيا و عفّت در جامعه، سلب دنياي كودكان از آنها و قرار دادن كودك در عالمي فراتر از عالم كودكي خويش است ، كه اين امر با آموزش مسائل و مفاهيم جنسي به كودكان تحقق مييابد و برخي كشورها براي دستيابي به اين هدف ، كتابهايي چاپ و منتشر و نمايشگاههايي نيز داير كردهاند. برخي از كشورها هم اين مسئله را به عنوان يك برنامهي درسي كه بايد بالاجبار در مدارس گذرانده شود ، تصويب كردهاند و...
جالب است بدانيد در چنين كشورهايي كه در حال حاضر هم اثري عيني از مفهوم خانواده و حيا و اخلاق و ... در آنها ديده نميشود،از اين قانون به عنوان يك قانون ضد اخلاقي و ضد ارزشي تعبير ميشود و به قول ما ايرانيها ، آن قدر آش را شور كردهاند كه خان (آشپز) هم فهميده؛ اما سؤال اصلي اين جاست كه چرا عليرغم وجود چنين وضعيّتي در جوامع غربي، براي تصويب و اجراي چنين قوانيني اعتراض و اعتصابات گسترده صورت ميگيرد ، امّا در كشورِ ما و آن هم در مجلّهاي كه صاحب امتيازش ، مؤسّسهي تنظيم و نشر آثار امام (عليه الرحمه) است ، چنين مفاهيمي ( كه ابداً هيچ گونه سنخيّت و همخواني با دنياي شيرين و دوران لطيف خردسالي و كودكي و نوجواني افراد ندارد) با دقّت هرچه تمامتر و لطافت هرچه بيشتر به كودكان و خردسالانمان آموزش داده ميشود؟ حال كدام هدف و مهارت عملي از چاپ اينگونه داستانها مدّ نظر مسئولان محترم در موسّسهي چاپ و نشر آثار امام (رحمه الله) است ، خود سوالي است كه بايد اين عزيزان پاسخگو باشند.
البتّه داستان به همين جا و همين يك مورد خلاصه نميشود، چرا كه متاسّفانه نظير اين قصّه و داستان و آموزش مفاهيم اين چنيني( ازدواج، عشق، طلاق و..) در كتابها و مجلّات مختص كودك و نوجوان كم نيست ! و با تاسّف بسيار بايد عرض كنيم كه در صداوسيما هم نظير چنين قصّهها و آموزش چنين مفاهيمي به وضوح مشاهده ميشود . كافي است مروري داشته باشيم بر برنامهي كودكِ چند هفته قبل كه روز جمعه از شبكهي يك سيما پخش شد .
در يكي از همين برنامههاي مختصّ ردههاي خردسال و كودك ، يعني برنامهي موش نمكي ، شاهد بوديم كه پس از آن كه هفتهها كودك شيفتهي شخصيّتهاي كارتوني آن شده بود،بالاخره اين قصّه با سرانجام شيرين ازدواج دو تا موش به كار خود پايان داد ؛ همان چيزي كه مدّتهاست اكثر فيلمهاي سينمايي توليد داخل و حتّي سريالهاي تلويزيوني پاياني جز آن ندارند(رسيدن عاشق به معشوق). اما فيلم سينمايي و سريال تلويزيوني براي مخاطبين خاصّ خود كجا و كارتون و برنامههاي ويژهي خردسالان و كودكان كجا؟
بعضي وقتها فكر ميكنم نكند يك دلار (و نه بيشتر) از ميليونها دلاري كه هر ساله دولتمردان آمريكا براي شبيخون فرهنگي و ضربه زدن به اين نظام مقدّس تصويب ميكنند،صرف آموزش اين مفاهيم نامربوط به خردسالان معصوم ما ميشود و ما بيخبر از همه جا همچون كبك سرمان را زير برف كردهايم و خوشحاليم كه براي خردسالمان اشتراك مجلّهي دوست خريدهايم !
يا خوشحاليم كه كودكمان به جاي دعوا و سر و صدا و اذيّت و آزار اين و آن ، با خيال راحت پاي تلويزيون نشسته و برنامههاي مخصوص خودش را نگاه ميكند!!
ترسم از آن است روزي از خواب بيدار شويم كه نسل كنوني كه امانتي است الهي در نزد ما ، از دستمان رفته باشد و ما مشمول اين حديث شريف شده باشيم كه :
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ : بَادِرُوا أَحْدَاثَكُمْ بِالْحَدِيثِ قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَكُمْ إِلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ
قبل از آنكه ديگران در تربيت كودكانتان بر شما پيشي گيرند آنها را دريابيد.(وسائلالشيعة ، ج17 ،ص331)
پناه بر خدا
*****
در قسمت نظرات خوانندگان یکی از مادران عزیز نظری داده اند که بسیار جالب و در عین حال بسیار باعث تاسف است که آن را عینا ذکر می کنیم.
با سلام خدمت روحانی عزیز . جانا سخن از زبان ما می گویی.
باید خدمتتون عرض کنم من هم پسری دارم که 7 سالشه و وقتی این داستان رو براش خوندم اولین حرفی که به من زد این بود که گفت مامان من میخوام بزرگ که شدم با شما ازدواج کنم تا خوشبخت بشم. به خدا قسم موندم چی بهش بگم. تو رو خدا یه کاری برای فرهنگ این مملکت بکنید.

يكي از مضرّات و معايب پيشرفت علم و تكنولوژي ، به خصوص در زمينهي ارتباطات و بالاخص در عرصه اينترنت آن است كه هر كس با هر ميزان سطح سواد و معلومات و تنها با داشتن يك دستگاه رايانه و خط تلفن ميتواند وارد اين دنياي عظيم و نامتناهي شود و افكار و عقايدش را (درست يا غلط) در سطح وسيع جامعه و بلكه دنيا منتشر كند و با افكار و عقايد ديگران نيز آشنا شود و متأسّفانه در اين ميان هستند افرادي كه به خاطر پايين بودن سطح معلومات و دانش عموميشان ، در دام فكريِ چنين اشخاصي گرفتار ميشوند و وقتي به خود ميآيند كه ديگر كار از كار گذشته است.
يكي از مصاديق سوء اين پيشرفتِ علميِ ناموزون و ناهماهنگ را ميتوان شكسته شدن ساحت مرجعيّت و روحانيّت ذكر كرد . با نگاهي اجمالي به دههي اخير ميتوان شاهد نمونههايي از اين موارد بود . توهين و اهانت به حضرات آيات مصباح يزدي ، صانعي ، جوادي آملي ، هاشمي رفسنجاني و... تنها مواردي است از حجم وسيع اهانتها و هتك حرمتها ، كه شخصي به جرم داشتن يك رويّه و نظر خاصّ فقهي كه طبيعتا نظر و عمل سياسي خاصّي را هم به دنبال دارد، مورد هجوم سيل انتقادات و تخريبها قرار ميگيرد .
در اين ميان آنچه بيشتر از هر چيز دل هر انقلابي مخلصي را به درد ميآورد حجم وسيع اهانتها و نسبتهاي ناروايي است كه به جناب آقاي هاشمي داده ميشود که پس از انتخاب ایشان به ریاست مجلس خبرگان بر حجم آنها افزوده شد . در يكي از سايتهاي خبري، مقالهاي در مقايسه آقاي هاشمي رفسنجاني با جناب آقاي ......... ديدم كه در آن از جناب آقاي هاشمي انتقاد شده بود كه چرا بعد از دوران رياست جمهوري مثل ساير كساني كه پس از رحلت امام (رحمه الله) و حتّي پيش از آن، خط و خطوطشان را با نظام و انقلاب جدا كردند و هر كدام به بهانههاي مختلف از جمله كار تحقيقي و پژوهش و تدريس در دانشگاه و غيره و غيره از خدمت به مردم و اين نظام كنار كشيدند ، ايشان هم از قدرت (به تعبير ايشان) كناره گيري نكردند و... ؟؟؟!!!
مع الاسف در بسياري از سايتهاي خبري امروزي ميتوان اهانتهاي آشكاري از اين قبيل كه در مواردي حتّي به ساحت مراجع معظّم نيز كشيده شده را به خوبي مشاهده كرد .
به راستي در جامعه چه ميگذرد كه رفتن به كنج عزلت و گوشهنشيني ، امتياز محسوب ميشود و خدمت به خَلق و ملّت ، رياستطلبي و قدرتطلبي ؟ (البته شايد از نگاه كساني كه اين روزها با تشکیل حزب و گروه و راه اندازی سایت و ... به تفسير حديث و قرآن و بازگو كردن علائم ظهور ميپردازند اين هم خود يكي از علائم ظهور باشد.!)
اما يك جمله خطاب به كساني كه سخنان امام راحل عظيم الشأن را حجت شرعي براي خود ميدانند :
حضرت امام خميني رحمه الله در كشفالاسرار ميفرمايند : «اينان (دشمنان) تنها چيزي كه براي پيشرفت مقاصد مسموم خود مقدّم بر هرچيز ميدانند ، آن است كه با ياوهسرايي و دروغپردازي و تهمت و افترا به علماء ، دست تودهي (مردم) را از (دامن) آنها كوتاه كنند و آنها را پيش مردم خوار و كوچك جلوه دهند و از نفوذ روحانيِ آنها با هر جانفشاني كه هست بكاهند تا ميدان تاخت و تاز براي آنها باز شود ... به شهادت تواريخ معتبر از بعد از رحلت پيغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم ، تا امروز تنها كسي كه دين مردم را نگاه داشته ... همين علماء بودهاند.»
علاّمه شعراني رضوان الله تعالي عليه هم ميفرمايند : «... اگر يكي از علماء را ببيني كه بر كلام ديگري انگشتي نهد و خرده گيرد ، براي آن است كه حقيقت را بيش از همه چيز دوست دارد و اگر كسي سهوي يا خطائي كرده كه بايد بر كلامش نكته گرفت براي آن است كه معصوم نبوده ....»
مقام معظم رهبری مدظله العالی هم در دیدار با اعضای محترم مجلس خبرگان با درایت خاص خود جواب تمام تهمتها و نسبتهای ناروا به مجلس خبرگان و جناب آقای هاشمی را اینگونه بیان می دارند :
با اين تفاسير آيا اين قبيل نوشتنها و قلمزدنها و تفسيرهاي غلط و انحرافي آب به آسياب دشمن ريختن نيست ؟
آيا سزاوار است كه دوّمين استوانهي سياسي كشور را اينگونه بيرحمانه نقد و ترور شخصيّت كنيم ؟
آيا نظير همين تخريبها درخصوص امثال شهيد بهشتي و طالقاني و... نبود؟ آيا نبودند افرادي كه پس از شهادت شهيد بهشتي گريبان ميدريدند و راه توبه در پيش گرفتند كه چرا ندانسته و نفهميده و بعضاً هم دانسته و مغرضانه به شخصيّتي مانند ايشان چنين تهمتهايي را روا داشتند ؟
آيا هاشمي رفسنجاني هم بايد سرنوشتي همانند شهيد بهشتي پيدا كند تا همه به خود آييم ؟
آيا اين همان هاشمياي نيست كه رهبر انقلاب آن را ذخيرهي انقلاب ناميدند و فرمودند : «هيچكس براي من هاشمي نميشود؟»
آيا همهي مسائل و مشكلات خارجي و داخلي را در سايتها و رسانههاي نوشتاري و گفتاري و ديداريمان حلّ كردهايم و تنها مشكل پيش رو ترور شخصيّت آقاي هاشمي است كه اگر آن را به انجام نرسانيم بايد در پيشگاه خداي متعال جوابگو باشيم؟
آيا با كنار گذاشتن امثال هاشمي و مصباح يزدي و جوادي آملي و... ديگر چيزي براي اين نظام و انقلاب باقي ميماند ؟
آيا دخول و خلود در جهنّم ، واجبي عيني است كه هر كدام از ما به هر بهايي از جمله تهمت و نسبت ناروا و ريختن آبروي مؤمن و ... حاضريم موجبات آن را فراهم كنيم؟
جالب اين جاست كه تمام منتقدين اين بزرگان از جمله منتقدين آقاي هاشمي ، مبناي نقد و تخريب خود را حدسيّات و فرضيّات و اضغاث احلام قرار ميدهند و هيچ كدام حجّتي روشن و قابل عرضه در پشگاه خداي متعال و ملّت، ندارند .
به راستي چرا معدود افرادی كه ادّعاي پيروي از ولايت مطلقه را دارند ، آن هم در سال اتّحاد ملّي چنين حرفها و نوشتههاي دشمن شاد كني را ميزنند و مينويسند؟ آیا این نوشتنها و گفتنها همسویی با بیگانگان و دشمنان این ملک و ملت نیست؟ چنان چه خبرگزارى آمريكايى آسوشيتدپرس، ساعتى بعد از انتخاب رئيس مجلس خبرگان، طى گزارشى می گوید:انتخاب هاشمى رفسنجانى نظر غرب را تامين كرده است!!!!!!
در آخر ، كلام خود را با گفتاري نوراني از امام رضا عليه السلام به پايان ميبرم كه :
عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عليهم السلام قَالَ : قَالَ النَّبِيُّ صلّي الله عليه و آله و سلّم: أَسْرَعُ الذُّنُوبِ عُقُوبَةً كُفْرَانُ النِّعْمَةِ
عقوبت كفران نعمت ، سريعتر از همه گناهان ، دامن انسان را ميگيرد. (وسائلالشيعة،ج 16 ،ص312 )
بياييم به جاي كفران نعم الهي كه لا تعد و لا تحصي است از جمله داشتن رهبري عادل و فرزانه، خدمتگذاراني دلسوز و مردمي ، كشوري آباد و مستقل، مردمي بيدار و در صحنه و... شكر نعمتهاي الهي را به جاي آوريم .
بعد نوشت : آنچه ذكر شد به معناي نبود نقص و كاستي در سياستهاي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني نيست . طبعاً سياستهاي ايشان هم همچون سايرين، بنا بر گفته متخصصين و كارشناسان منصف ، داراي نقص و كاستيهايي است ، امّا ناديده گرفتن شخصيّتي با اين عظمت و زير پا گذاشتن تمام اين خدمات و ارزشها به بهانههاي واهي ، ظلمي است عظيم و گناهي است نابخشودني.
برای خواندن همین مطلب درسایت خبری تحلیلی فردانیوزfardanews.com اينجا را كليك كنيد.
تاريخي مختصر از زندگاني امام صادق عليه السلام

نام آن امام همام جعفر، كنيه : ابوعبدالله ، لقب: صادق ، پدر ارجمندشان امام محمد باقر عليه السلام و مادر گراميشان ام فروه (عليها السلام) ميباشد .
آن امام همام در هفدهم ربيع الاول سال 83 هجري در مدينه منوره جهان را به وجود مبارك خويش منور فرمودند.
در سن 65 سالگي و در سال 148 هجري ، جهان در ماتم ايشان به سوگ نشست و از نعمت وجود ايشان محروم گشت . آن امام همام در قبرستان بقيع در كنار مرقد پدر بزرگوارشان مظلومانه به خاك سپرده شدند.
عظمت علمي امام صادق عليه السلام
ابوحنيفه پيشواي مشهور فرقه حنفي ميگويد : منصور دوانيقي مرا طلبيد و گفت : مردم ، شيفته جعفربن محمد شدهاند و اين امر براي ما ناخوشايند است و تو بايد براي محكوم ساختن وي، خودت را مهيا نمايي . من نيز 40 مسئله از دشوارترين مسائلي كه خود ميدانستم آماده كردم تا بدين جهت (امام ) جعفر بن محمد (عليهما السلام) را در تنگنا قرار دهم . وقتي وارد مجلس شدم ديدم جعفربن محمد (عليهمالسلام) در سمت راست منصور نشسته است . آن قدر تحت تاثير ابهت و عظمت ايشان قرار گرفتم كه تا كنون چنين حالي از ديدن منصور به من دست نداده بود . منصور دوانيقي كه منتظر بود من با سوالات علمي ام از قدر و منزلت امام در نزد شيعيان بكاهم رو به من كرد و گفت : اي ابوحنيفه هر چه ميخواهي از ابوعبدالله (عليه السلام) بپرس! من هم اطاعت كردم . اما هر مسئله اي كه ميپرسيدم امام (عليه السلام) پاسخ ميدادند كه عقيده شما در اين باره چنين است و عقيده اهل مدينه چنين است و... بدين ترتيب چهل مسئله ام را مطرح كردم و ايشان همه را پاسخ گفت . ابو حنيفه ميگويد : وقتي كار به اينجا رسيد و نقشه منصور نقش بر آب شد با اشاره با امام صادق (عليه السلام) گفتم : ايشان دانشمندترين مردمان است.....(بحارالانوار ج47، ص217)
ذكر معجزهاي از امام جعفر صادق (عليه السلام)
ابو بصير كه فردي نابينا بود ميگويد : به دنبال امام صادق (عليه السلام) بودم و ميخواستم بازوي آن حضرت را بگيرم . امام فرمودند : اي ابا بصير ! دوست داري مرا ببيني ؟ عرض كردم بله فدايتان شوم ! آن گاه حضرت دست مباركشان را بر چشمانم كشيدند ناگهان ديدگانم به وجود ايشان بينا شد . سپس فرمودند : اي ابا بصير اگر بگو مگوهاي مردم نبود تو را بر اين حال بينايي رها ميكردم اما درست نيست چنين كنم . آن گاه دوباره دست مبارك را بر چشمانم كشيدند و من به حال نابينايي اول باز گشتم . ( شايد منظور امام عليه السلام غلو كردن هاي بي مورد مردم در مقام اهل بيت (عليهم السلام) بوده است . والله العالم ) ( كشف الغمه ج2، ص420)
همین مطلب درسایت خبری تحلیلی فردانیوزfardanews.com


درباره شعر و شاعري نظرات مختلف و گاه با 180 درجه اختلاف و تضاد وجود دارد . يكي شاعر را كافر ميداند و شعر را كفر و سحر مينامد و ديگري شاعر را آن چنان بالا برده كه مقامي فراتر از انسان عادي و معمولي برايش متصور ميشود و... چنانچه در روايات ائمه معصومين (عليهم السلام) هم به نحوي به اين موضوع(شعر و شاعري) اشاراتي شده است.
دستهاي از روايات هستند كه در ذيل آيه شريفه : و الشعراء يتّبعم الغاوون و امثال اين آيه شريفه وارد شدهاند كه بي شك ناظر به اشعار لهوي و غنايي و اشعاري كه به نحوي موجب گمراهي مردم و فساد دين آنهاست ميباشند: عن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فِي قَوْلِهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ قَالَ مَنْ رَأَيْتُمْ مِنَ الشُّعَرَاءِ إِنَّمَا عَنَى بِهَذَا الْفُقَهَاءَ الَّذِينَ يُشْعِرُونَ قُلُوبَ النَّاسِ الْبَاطِلَ وَ هُمُ الشُّعَرَاءُ الَّذِينَ يُتَّبَعُونَ (مستدركالوسائل،ج 17، ص 310)
دسته اي از روايات هم هستند كه سرودن شعر را در ازمنه و امكنه مختلف علّتي براي قلّت رزق و كوتاهي عمر ميدانند به عنوان نمونه سرودن شعر در شب ، در روز جمعه ، در ماه مبارك رمضان ، در مسجد و... از جمله مواردي هستند كه از جانب معصومين عليهم السلام نهي بر آنها وارد شده است .اما بي شك همه اشعار را نميتوان تحت چنين رواياتي جاي داد چرا كه هم عقل سليم حكم به خلاف اين مسئله ميكند و هم شواهد تاريخي و روايات بيشمار ديگري از معصومين عليهم السلام در مدح شعراء ، مويّد اين مطلب است . چنانچه در تاريخ ثبت است كه امام عليه السلام به دعبل بن علي الخزاعي 50 هزار سكه طلا به خاطر سرودن شعري در مدح اميرالمؤمنين عليه السلام عطا فرمودند .
و يا روايات زيادي به اين مضمون وارد شده كه هر كس شعري در مدح امام حسين عليه السلام بسرايد و يك نفر را بگرياند بهشت بر او واجب ميشود. در روايات ديگري هم چنين وارد شده كه سرودن يك بيت شعر در مدح امام عليه السلام موجبي است براي وجوب بهشت .
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام : مَنْ قَالَ فِينَا بَيْتَ شِعْرٍ بَنَى اللَّهُ تَعَالَى لَهُ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ (وسائلالشيعة،ج14،ص 597 ).
اما در خبرهاي امروز خواندم و شنيدم كه شاعر محبوب و انقلابي آقاي دكتر قيصر امين پور هم رفت كه رفت. يكي نوشته بود خداحافظ قيصر! ديگري با عنوان روم بي قيصر شد از اين حادثه تلخ ياد كرده بود ، شخصي از خاموش شدن چراغ عمر قيصر سخن رانده بود و خلاصه هر كس به نحوي سوز و گداز دروني خويش را با جملات و كلمات بيان ميكرد اما با گذري كوتاه و تاملي اندك در روايات ائمه معصومين عليهم السلام (نظير روايت فوق) و رجوع به اذهان و قلوب مردم شاعر دوست و به عبارتي شاعر پرست ايران ، همان مردمي كه پس از گذشت قرنها از مرگ مولوي و حافظ و سعدي و فردوسي و عطار و .... براي آنان گنگره و سمينار و شب شعر و مراسم بزرگداشت ميگيرند ، همان مردمي كه در قفسه كتابخانههاي كوچك منازلشان پس از قرآن كريم و نهج البلاغه شريف و مفاتيح ، كتابهاي حافظ و فردوسي و سعدي و مولوي و...جلوهگري ميكند ،و در جامعه اي كه بهترين هديه عروس و داماد در ابتداي زندگي مشتركشان ديوان حافظ و رباعيات باباطاهر و شاهنامه فردوسي و... است،
در جامعه اي كه معمار فقيد آن داراي ديواني است كه اگر نگوييم با ديوان حافظ شيراز برابري ميكند بي شك كمتر از آن هم نيست ، در جامعه اي كه رهبر فرزانه آن (مد ظله ) هر از چند گاهي ساعت و ساعتهايي را براي شنيدن شعر شعراء اختصاص ميدهند و آن را جزء شيرينترين لحظات عمر ميشمارند ،در جامعه اي كه هر گويندهاي از استاد دانشگاه گرفته تا دبير و معلم و مجري تلويزيوني و... همه و همه آغازگر كلام خود را شعري از شعراء شيرين سخن زبان پارسي قرار ميدهند ( به نام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه برنگذرد ..... اي نام تو بهترين سرآغاز بي نام تو نامه كي كنم باز ؟ و....) در جامعهاي كه اصول دين و مذهب آن را از ابتدا در قالب شعر به كودكان و حتّي خردسالان آموزش ميدهند ( اصول دين پنج بود ... دانستنش گنج بود .... منم بچه مسلمان كتابم هست قرآن ) در جامعه اي كه براي آرامش كودك و خوابانيدن آرام تر او از اشعار نغز شعراء معاصر استفاده ميشود ( لالا لا لايي لالا لالايي .... لالا لا لايي لالا لالايي گنجشك لالا ....آمد دوباره مهتاب لالا ) و... و در جامعهاي كه افتخار آن ، پيروي از ائمه طاهرين عليهم السلام و عمل به يك يك دستورات ديني آن بزرگواران است،
با این همه و با توجه به رواياتي كه در مقام شعراء اهل بيت عليهم السلام وارد شده و دقت در بعض اشعار آقاي امين پور که به نحوي با اهل بيت عليهم السلام و حب ايشان گره خورده پس به ناچار باید بپذيريم كه امين پور زنده است چون شعر قيصر امين پور زنده است.
ز دست عشق در عالم هياهوست تمام فتنه ها زير سر اوست
متن پيام تسليت رهبر فرزانه انقلاب مدظله العالي
برای دیدن همین مطلب در سایت خبری تحلیلی فردا نیوزfardanews.com اينجا را كليك كنيد.
برای دیدن همین مطلب درسایت قیصر امین پور اينجا را كليك كنيد.

ديشب شب جمعه بود . شبي كه اكثر مردم مشهد برا زيارت امام رضا (عليه السلام) به حرم مطهر مشرف ميشوند. اما بر عكس همه ، ما ديشب رو رفتيم نمايشگاه نيروي انتظامي. (خب اينم برا خودش يه فكره ديگه) .
از در نمايشگاه كه وارد شديم انواع ماشينهاي زرهي و پليسي از بنز و تويوتا و ... گرفته تا ماشينهاي ضد شورش و آب پاش و خمپاره انداز و ضد هوايي و ... همه و همه با ترتيب و نظم خاصي تو محوطه و فضاي بيروني نمايشگاه چيده شده بودند. ماشينهايي كه تا چند روز پيش حتي فكر نزديك شدن به آنها هم براي هر كودك و نوجوان و جواني يك آرزوي دست نيافتني و بزرگ محسوب ميشد را ميديدي كه حالا بچهها و حتي بسياري از بزرگترها براي گرفتن عكس يادگاري با آن ، حتي فرصت بسته شدن در رو هم به اون نمیدادن .حتي بنزهاي الگانسي كه ظاهرا ربطي به چينش نمايشگاه نداشتند و در حال رفت و آمد بودند هم از دست بازديدكنندگان در امان نبودند .
جناب سرهنگي كه عمري را در راه خدمت به مردم و مسلما در جبههها سپري كرده بود و ستارههاي زيبا و درخشان نيرو بر روي شانههايش سنگيني و خودنمايي ميكرد را ميديدي كه متواضعانه در مقابل خواهش يك پسر بچه 6-5 ساله از ماشين پياده ميشد و با احترام زياد به كناري ميايستاد تا پسر بچه با خيال راحت به بزرگترين آرزوي خودش كه گرفتن يك عكس يادگاري با ماشين پليس است برسد . ...
خلاصه آن كه محوطه و فضاي نمايشگاه بيشتر و پيشتر از آنكه جايي براي نمايش اقتدار نيروي انتظامي جمهوري اسلامي باشد به محلّي گرم و پر از عاطفه ، براي تعامل و نزديكي و صميميتر شدن بيشتر مردم با اين نيرو تبديل شده بود و اين به عقيده بنده (علاوه بر موفقیتهای بزرگ دیگر) بزرگترين موفّقيّت براي اين نيرو در حال حاضر است.
ضمن عرض تبريك اين هفته به زحمتكشان عرصه نظم و امنيّت جامعه از همين جا بر دست تمامي اين عزيزان بوسه افتخار ميزنيم.
اينجا مشهد است . ساعت ۹ شب. خيابانها پُر ماشين ، كوچهها مملو از جمعيّت ، اتوبوسها فقط يك مسير دارند ، اتوبوسهايي كه تا چند ساعت پيش مردم را از اين سر شهر به آن سر شهر ميبردند حالا فقط يك مسير دارند . روي شيشه جلوي تمام آنها نوشته شده : فقط حرم مطهّر. آنهايي هم كه يا وقت نكردهاند بنويسند يا به هر دليل ننوشتهاند ، وقتي سوار ميشوي با صداي زمخت راننده مواجه ميشوي كه ميگويد : فقط حرم ميريم ها ؛ كوهسنگي ... نه ، وكيلآباد ... نه ، ترمينال ... نه ، فقط حرم .
صداي مداحي آقاي كريمي و عليمي و حداديان و... از همهي ايستگاههاي صلواتي و حسينهها و مساجد گوشت را نوازش ميدهد .
لطفا به ادامه مطلب بروید....
برای خواندن همین مطلب و نظرات خوانندگان محترم سایت فردا نیوز اینجا را کلیک کنید.
التماس دعا
ادامه مطلب
قصد نوشتن اين مقاله را نداشتم ، با خود ميگفتم بايد سوخت و ساخت ، ولي ، ديدم متأسّفانه صدا و سيما هر روز بدتر از ديروز ميشود ، لذا به خاطر احساس مسئوليّت و نه نقد غيرمنصفانه و بيرحمانه ، قلم به دست گرفتم و اين چند سطر را انشاء نمودم .
در چند شب پيش (شب چهارشنبه) شاهد بوديم كه صدا و سيما در يك بيبرنامگي آشكار اقدام به پخش سخنان مقام معظّم رهبري مدظله در جمع مسئولان نظام از شبكهي سه و همزمان پخش سخنان رئيس محترم جمهور در دانشگاه كلمبيا از شبكه يك نمود ؛ البتّه نظير اين بيبرنامگيها و شايد هم برنامهريزيهاي هدفدار ، در صدا و سيما زياد به چشم ميخورد ، از آن جمله ميتوان به طرح اين مطلب اشاره كرد كه ، يك ماه قبل از ماه مبارك رمضان ، مسئولان و مديران شبكههاي سيما ، بينندگان تلويزيون را به برنامهريزي دقيق براي پخش سريالهاي شبكههاي سيما مژده ميدادند و چنين ميگفتند كه به گونهاي برنامهريزي شده تا بينندگان محترم تلويزيون بتوانند با خيال آسوده به برنامههاي مذهبي خود پرداخته و سريالهاي تلويزيوني كه حدّاقل نيم ساعت بعد از اذان و مناجات پخش ميشود را مشاهده نمايند .
برای خواندن ادامه مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید و برای مشاهده نظرات خوانندگان سایت فردا اینجا را کلیک کنید.
همین مطلب در پایگاه اطلاع رسانی حزب الله
ادامه مطلب

مدّتي است در جامعه شاهد اجراي طرح ارتقاء امنيّت اجتماعي از سوي ناجا هستيم .
صرف نظر از بررسي موفقيّت يا عدم موفّقيّت طرح ، آن چه امروز و در اين نوشته به دنبال آن هستيم اشتباهات مكرّري است كه در گفتار و رفتار مسئولان ناجا و ديگر عزيزان فرهنگي به چشم ميخورد .
اشتباهي كه سردار رادان ، رييس محترم پليس تهران و ديگر مسئولان فرهنگي دچار آن شدهاند اين است كه به اعتقاد ايشان ....
ادامه مطلب
24.jpg)
چندي پيش در گشت و گذار در وبلاگها به وبلاگ دوست عزيزم ، حسين آقاي گُل رسيدم ، در مروري گذرا در وبلاگ ايشان ، نگاهم به مطلبي با نام اسلام و خشونت افتاد ؛ پس از مطالعه آن بر خود لازم ديدم تا مطلبي هرچند كوتاه به عنوان نقد نوشتهي ايشان بنويسم .
ايشان نوشته بودند كه نامهي پيامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم در ابتداي دعوت خويش كه براي سران كشورهاي مهمّ آن روزگار از جمله به خسروپرويز نگاشتند با رأفت و برادري و محبّت منافات دارد و سؤال كردهاند كه كدام دين الهي دعوت خود را با دعوت به جنگ و خونريزي شروع كرده است ؟!
لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب

چند سال پيش در زمان رياست آقاي لاريجاني بر صدا و سيما ، وقتي مسئولان اين نهاد به محضر مقام معظّم رهبري شرفياب شدند ، معظم له در سخنان مبسوط و مهمّي، نقش صدا و سيما را در فرهنگسازي جامعه گوشزد فرمودند . از جمله سخنان ايشان آن بود كه ؛ صدا و سيما بايد در برنامههاي خود به نحوي عمل كند كه از رفتارها و برنامههاي مخرّبِ فرهنگ و ترويج بد فرهنگي و بيبندوباري اجتناب كامل كند و مثال روشني زدند و فرمودند : اگر قرار باشد كارهايي كه ديگران ميكنند ، ما هم بكنيم پس فرق صدا و سيماي اسلامي با سايرين چيست ؟!!!!!!
با اين همه با نگاهي حتّي سطحي به برنامههاي صدا و سيما در مييابيم كه به تنها چيزي كه عمل نشده همين نظر معظم له است . دليل بر اين سخن هم برنامههايي است كه از صدا و سيماي جمهوري اسلامي پخش ميشود . اگر به 10 يا 15 سال پيش برگرديم ، ميبينيم كه موسيقي مبتذل و غربي آن قدر در نزد افكار عمومي زشت و قبيح و به نحوي گناه شمرده ميشد كه كمتر در انظار و اماكن عمومي شاهد پخش اين گونه موسيقيها بوديم ، امّا عملكرد صدا و سيماي جمهوري اسلامي به گونه اي بوده و هست كه قبح اينگونه موارد كاملا برداشته شده است .
نمونهي اين برنامهها در صدا و سيما كم نيست ؛ از برنامههاي راديو مخصوصاً ، راديو جوان گرفته تا برنامههاي تلويزيون . اگر بپذيريم كه فرهنگسازي در جامعه از سنين كودكي و نوجواني پايهريزي ميشود و اگر نگاهي گذرا به برنامههاي كودك و نوجوان ساخت داخل كنيم ، (مخصوصاً برنامههايي همچون فيتيله جمعه تعطيله و... ) به خوبي ميتوان فهميد كه موسيقيهاي مبتذل قبل از انقلاب و يا بعد از انقلاب كه هيچ وقت مجوّز پخش و توزيع از وزارت ارشاد دريافت نكردهاند را با چه ظرافت خاصّي با همان موسيقي و ريتم و آهنگ و فقط با عوض كردن شعر آن به خورد كودكان و نوجوانان معصوم ما ميدهند و كسي هم در فكر اصلاح نيست .
در يك كلام ؛ بايد بگوييم كه متأسّفانه فرهنگسازي جامعهي ما در حال حاضر به دست امثال آقاي قنّاد و گروه سه نفري ايشان و نيز امثال آقاجون سليمون و افتاده است . آنچه بيشتر دل انسان را به درد ميآورد آن است كه در پايان اين نوع برنامهها مثلاً يادي هم از امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ميشود و براي به دست آوردن دل امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ترانهاي هم تقديم به آن امام بزرگوار ميشود تو گويي آن وجود نازنين برای ظهور مبارکشان يك چيز كم دارند و آن هم ترانه های آقاجون سليمون و گروه فيتيله جمعه تعطيله ......... است .



