
و اینک عرفه...
شب قدري ديگر ، اما نه در رمضان كه در ذيحجّه...
و باز هم خداي مهربان به دنبال بهانه اي است براي عفو و گذشت بندگان
تو گويي در ماه رمضان آن گونه كه بايد و شايد نبخشيد و اينك همچون پدر مهرباني كه دنبال بهانهاي است براي بخشش فرزند خطاكارش روز عرفه را قرار داد و مردم را فرا ميخواند كه بياييد و بگيريد...
و اينك عرفه...
بهانه اي ديگر براي رفتن و خواهش و رسيدن...
ایام شهادت مظلومانه باقر العلوم علیه السلام تسلیت باد

نام مبارک : محمّد علیه السلام
پدر : امام سجّاد عليه السلام،
مادر: فاطمه علیها السلام (دختر امام حسن مجتبى علیه السلام)از اين رو، آن حضرت هم از ناحيه پدر و هم از ناحيه مادر، به بنى هاشم، منسوبند.
لقب: باقر
كُنيه: ابو جعفر
تولّد: اوّل رجب، يا سوّم صفر سال 57 هجرى در مدينه.
شهادت: روز دوشنبه 7 ذيحجّه سال 114 ه ق در سنّ 57 سالگى، به دستور هشام بن عبد الملك، مسموم شدند و در مدينه به شهادت رسيدند.
مرقد شريف: بهشت بقيع. (اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک)
آن حضرت از نظرسنّى بزرگترين فرزند نبوده اند، امّا براى تصدّى منصب امامت ازديگران شايستگى بيشترى داشتند، زهرى، از امام سجادعليه السلام مى پرسد: اى فرزند رسول خدا چرا به بزرگترين فرزندانتان وصيّت ننمودید؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند:اى ابو عبداللَّه امامت به خردى است و به بزرگى نيست بلكه رسول خدا اين گونه مقدر كردند و ما آن را اين گونه در لوح و صحيفه يافته ايم.
مادر گرامى آن حضرت، چنان كه امام صادق علیه السلام فرموده اند: صديقه اى بود كه در خاندان امام حسن همتا و نظير نداشتند. علیها افضل صلوات المصلین
داستان راستان
هشام بن عبدالملك جهت انجام مراسم حجّ به مكّه معظّمه رفته بود، در همان سال نيز امام محمّد باقر عليه السلام به همراه فرزندشان ، حضرت صادق عليه السلام تشرّف يافته بودند.پس از انجام مراسم حجّ، هشام به سوى دمشق و امام باقر عليه السلام به سمت مدينه منوّره رهسپار شدند و بعد از گذشت چند روزى ، هشام نامه اى به والى و استاندار مدينه فرستاد مبنى بر اين كه ابوجعفر، امام محمّد باقر را به همراه حضرت صادق عليهماالسلام روانه دمشق سازد.
امام صادق عليه السلام می فرمايند:چون وارد دمشق شديم ، دربان هشام به مدّت سه روز مانع از دخول ما بر هشام گرديد و چون روز چهارم داخل كاخ شديم ، هشام بر تخت سلطنتى نشسته و افسران و وزيران و ديگر اطرافيان با حالت خاصّى در مقابلش سرپا و دست به سينه ايستاده بودند و نيز سربازان مسلّح در اطراف حضور داشتند.
همچنين در گوشه اى ، شاخصى نصب كرده بودند و تيراندازان ماهر به آن تيراندازى مى كردند.همين كه چشم هشام بر پدرم ، حضرت باقرالعلوم عليه السلام افتاد، گفت : تو هم مانند ديگر تيراندازان ، كمان را به دست بگير و تيراندازى كن .
امام باقر عليه السلام تقاضاى عفو نمود، ولى هشام اصرار كرد و به ناچار پدرم پيشنهاد او را پذيرفتند ، پس آن گاه ، كمانى را گرفت و تير را رها نمود، كه در مقابل چشمان بُهت زده حاضران ، تير به وسط خال اصابت كرد و تا 9 مرتبه تير انداخت و هر بار تيرها به همان جاى اوّل اصابت مى كرد.
هشام از ديدن چنين صحنه شگفت آوری، مضطرب شد؛ و بى اختيار گفت : عجب تيرانداز ماهرى هستى كه در عرب و عجم مثل شما يافت نمى شود و سپس در حالتى كه من و پدرم در مقابل او ايستاده بوديم ، سر به زير انداخت . سپس پدرم را مخاطب قرار داد و گفت :آيا فرزندت ، جعفر مثل خودت به فنون تيراندازى آشنا و آگاه است ؟
پدرم فرمودند: آرى ، ما - اهل بيت نبوّت - تمام كمالات و علوم و فنون را همانند پيغمبران از يكديگر به ارث برده و مى بريم ؛ و هيچ موقع زمين از حجّت خدا خالى نخواهد بود.
احادیث زندگی ساز آن امام همام علیه السلام
۱- إ نَّ الْمُؤْمِنَ اخُ الْمُؤ مِنِ لا يَشْتِمُهُ، وَ لا يُحَرِّمُهُ، وَ لا يُسيى ءُ بِهِ الظَّنَّ.
مؤ من برادر مؤ من است ، بايد او را دشنام ندهد، سرزنش و بدگوئى نكند، و او را از خوبيها محروم نگرداند، و به او بدگمان نباشد.
۲- إ نَّ الْمُؤ مِنَ إ ذا صافَحَ الْمُؤ مِنَ تَفَرَّقا مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ.
فرمود: همانا مؤ منى كه با برادر مؤ منش ديدار و مصافحه نمايد، گناهانشان ريخته مى شود و بدون گناه از يكديگر جدا خواهند شد.
۳- مَنْ حَمَلَ جِنازَةً مِنْ اَرْبَع جَوانِبِها، غَفَرَ اللّهُ لَهُ اَرْبَعينَ كَبيرَةً.
فرمود: هركس جنازه اى را تشييع نمايد و چهار جانب تابوت را بر شانه خود حمل كند، خداوند چهل گناه از گناهانش را مى آمرزد.
۴- إ نّا نَاءمُرُ صِبْيانَنا بِالصَّلاةِ إ ذا كانُوا بَنى خَمْسِ سِنين ، فَمُرُوا صِبْيانَكُمْ إ ذا كانوا بَنى سَبْعِ سِنين .
ما - اهل بيت عصمت و طهارت - كودكان خود را از دوران پنج سالگى به انجام نماز دستور مى دهيم ، ولى شما - دوستان و پيروان ما - فرزندان خود را از سنين هفت سالگى وادار به نماز نمائيد.
۵- اَلْجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى الْفَتّانينَ الْمشّائينَ بِالنَّميمَةِ.
بهشت - و نعمت هاى حيات بخش آن - براى اشخاص فتنه گر و سخن چينِ آشوب طلب ، حرام است
۶-مَنْ حَمَلَ اءخاهُ عَلى رَحْلِهِ بَعَثَهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ إ لىَ الْمَوْقِفِ عَلى ناقَةِ مِنْ نُوْقِ الْجَنَّةِ يُباهى بِهِ الْمَلائِكَةَ.
كسى كه برادرش را (و هركس كه در مسير راه بدون وسيله است ) سوار وسيله نقليه خود كند - و حتّى الا مكان او را به مقصد برساند - خداوند متعال او را در قيامت سوار شترى از شترهاى بهشتى مى گرداند - كه سريع او را به مقصد برساند و از شدائد و سختى هاى محشر در امان گردد -، و به بر ملائكه مباهات و افتخار مى كنند.
۶- نَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اوْحى إ لى شُعَيْبٍ النَّبى صلى الله عليه و آله : إ نّى مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَةَ الْفٍ، ارْبَعينَ الْفا مِنْ شِرارِهِمْ وَ سِتّينَ الْفا من خِيارِهِمْ.فقال : يارَبِّ هؤُلاءِ الاْ شْرار فَما بالُ الاْ خْيار؟ فَاءوحىَ اللّهُ إ لَيْهِ: إ نَّهُمْ داهَنُوا اءهْلَ الْمَعاصى وَ لَمْ يَغْضِبُوا لِغَضَبى .
همانا خداوند متعال ، براى حضرت شعيب عليه السلام وحى فرستاد: من از قوم تو يكصد هزار نفر را عذاب و هلاك مى نمايم كه شصت هزار نفر ايشان ، اشرار و چهل هزار نفر ديگرشان از خوبان و عبادت كنندگان خواهند بود. حضرت شعيب عليه السلام سؤ ال نمود: اشرار كه مستحقّ عذاب هستند ولى خوبان را چرا عذاب مى نمائى ؟خداوند وحى نمود: به جهت آن كه اين افراد، نسبت به گناهكاران بى تفاوت بوده و با ايشان سازش مى كردند.
۷-اُقْسِمُ بِاللّهِ وَ هُوَ حَقُّ، مافَتَحَ رَجُلٌ عَلى نَفْسِهِ بابَ الْمَسْئلَةِ إ لاّ فَتَحَ اللّهُ عَلَيْهِ بابَ فَقْرٍ.
سوگند به خدائى كه بر حقّ است ، چنانچه شخصى در موردى ، تقاضاى خود را به يكى از هم نوعان خود بگويد و بدون توجّه به خداوند متعال درخواست كمك نمايد، خداوند درى از درهاى فقر و تنگ دستى را بر او بگشايد.
۸-ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللّهُ لِاءحَدٍ فيهِنَّ رُخْضةً: اءداءُ الاْ مانَةِ إ لَى الْبِرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبِّرِ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَيْنِ بِرَّيْنِ كانا اَوْ فاجِرَيْنِ.
خداوند سبحان در سه چيز رخصت قرار نداده است :
امانت را سالم تحويل صاحبش دادن ، خواه آن كه صاحبش آدم خوبى باشد يا فاجر.
وفاى به عهد نسبت به هر شخصى خوب باشد يا بد.
نيكى و احسان به پدر و مادر خوب باشند يا بد.
برای مطالعه و آشنایی بیشتر درباره زندگانی این امام همام اینجا را کلیک کنید.
آقای علی محمد سلام علیکم.
کامنت(نظر) شما یا بهتر بگم درد دل شما رو که صمیمانه و صادقانه بیان کرده بودین خوندم.
لطفا اگه دوباره گذرتون به این وبلاگ افتاد ایمیل یا نشانی وبلاگ یا هر چیز
دیگه ای که بتونم باهاتون تماس بگیرم بذارین. ممنون
از خوانندگان صمیمی وبلاگ هم به خاطر این پست (ظاهرا) عجیب و غریبم پوزش می خوام.
به بهانه اول ذيحجه سالروز پيوند آسماني امير مؤمنان با بي بي دو سرا روحي فداهما
امير دو سرا علي عليه السلام براي خواستگاري بانوي دو عالم حضرت زهرا عليها السلام به محضر رسول مهر و محبّت ، فخر عالم و آدم ، شرفياب ميشوند، پيشنهادشان را با رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم مطرح مينمايند. پيامبر رحمت كه همه دستورات لازم را از جانب خداي سبحان دريافت كردهاند،موافقت خويش را با اين وصلت آسماني اعلام و اظهار مي دارند.
**** **** **** **** **** ****
ابن عباس ميگويد : در هنگام ازدواج فاطمه سلام الله عليها با علي عليه السلام , پيامبرصلي الله عليه و آله و سلّم روبروي حضرت فاطمه سلام الله عليها ، جبرئيل در سمت راست و ميكائيل در سمت چپ و هفتاد هزار فرشته در پشت سر حضرت زهرا سلام الله عليها حركت مي كردند و اين خيل ملائك تا طلوع فجر به تسبيح و تقديس خداوند مشغول بودند...
و چه پيوند مبارك و ميموني!!!
(طبقات الكبري ابن سعد و تاريخ بغداد ي)
سالروز شهادت مظلومانه ميوه دل امام رضا حضرت جوادالائمه(علیهما السلام) تسلیت باد.
مختصری از زندگانی امام جواد علیه السلام
ولادت : آن حضرت طبق مشهور، شب جمعه،دهم ماه رجب ، سال ۱۹۵هجرى قمرى
نام : محمّد صلوات اللّه و سلامه عليه .
كنيه : ابوجعفر ثانى و ابوعلى .
لقب:جواد، قانع،مرتضى،نجيب،تقىّ،منتخب،هادى القضاة،سيّدالهداة،مصباح المتهجّدين،جوادالا ئمّه و...
پدر:امام علىّ بن موسى الرّضا، مُغيث الشّيعة والزّوّار عليهماالصلاة والسّلام .
مادر:از خانواده ماريه قبطى بوده ، و به چند نام و لقب معروف است : درّه ، سبيكه،ريحانه،خيزران و ... .
نقش انگشتری:نِعْمَ الْقادِرُ اللّهُ.
*********
پس از آن كه حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام توسطّ ماءمون عبّاسى به شهادت رسيدند؛ مردم،مخصوصا سادات بنى الزّهراء نسبت به جنايات خليفه آگاه شدند، ماءمون از خطرات احتمالى بيمناك شد. و امام محمّد جواد عليه السلام را از مدينه احضار كرد و در بغداد كنار دربار خود منزلى برايش تهيّه نمود تا از هر جهت امام عليه السلام تحت نظر باشد.وي در ظاهر امام عليه السلام را بسيار مورد احترام و تكريم قرار مى داد.
برهمين اساس ، پس از گذشت مدّتى ، ماءمون جهت تداوم سياست عوام فريبانه خود و نجات از خطرات احتمالى ، دخترش ، امّ الفضل را به ازدواج آن حضرت در آورد، تا هم جلب توجّه افكار عموم را نموده باشد و هم تمام موارد زندگى و حركات آن حضرت را تحت كنترل خود در آورد، به طورى كه هر لحظه چنانچه كوچك ترين اتّفاقى رخ مى داد، بلافاصله ماءمون توسّط ماءمورين و جاسوسان خود از آن آگاه مى گشت، آن هم با تحريفات مختلف و جعليات و به عبارت ديگر، يك كلاغ چهل كلاغ شدن . چندين مرحله نيز به جهت گزارشات كذب و بى مورد جاسوسان حكومتى و خصوصا همسر آن حضرت امّ الفضل -، آن امام مظلوم مورد شكنجه هاى روحى و جسمى قرار گرفت .
طبق روايت علىّ بن ابراهيم ، مردم از اقشار و طبقات مختلف به محضر مبارك و پُر فيض حضرت جوادالائمّه عليه السلام وارد مى شدند و پيرامون مسائل و فنون مختلف از آن حضرت سؤ ال مى كردند؛ و جواب مى گرفتند. گفته شده در دوران ده سالگى ، در يك مجلس ، سى هزار مسئله از آن حضرت سؤال شد؛ و در همان مجلس نيز تمامى آن مسائل را، به طور كامل پاسخ فرمود.
مدّت امامت : بنابر مشهور، آن حضرت در روز جمعه يا دوشنبه ، آخر ماه صفر، سال ۲۰۳ يا ۲۰۶ هجرى قمرى پس از شهادت مظلومانه پدر بزرگوارش به منصب والاى امامت و خلافت نائل آمد؛ و حدود هيجده سال امامت و رهبرى جامعه اسلامى را بر عهده داشت .
مدّت عمر: حضرت مدّت هفت يا هشت سال و چهار ماه در زمان حيات پدر بزرگوارش ؛ و پس از شهادت و رحلت پدر نيز حدود هيجده سال به عنوان رهبر و امام مسلمين ، هدايت گرى جامعه را عهده دار بود.
بنابر اين ، عمر شريف و مبارك آن حضرت را حدود ۲۵ سال گفته اند.
شهادت : بنا بر مشهور، روز سه شنبه ، پنجم ماه ذى الحجّه ، سال۲۲۰ - و بنا بر نظر علامه مجلسي ، شيخ عباس قمي ، سيد محمد كاظم قزويني آخر ماه ذيقعده سال ۲۲۰هجري و در زمان حكومت معتصم و به وسيله زهر توسّط همسرش - امّ الفضل - مسموم شدند و به شهادت رسيدند؛
محل دفن : پيكر مطهّرشان در قبرستان بنى هاشم كنار قبر مقدّس جدّش ، امام موسى كاظم عليه السلام دفن گرديد.
خلفاء هم عصر: امامت آن حضرت هم زمان با حكومت مأمون عبّاسى و معتصم مصادف گرديد.
تعداد فرزندان : طبق آنچه مورّخين آورده اند: حضرت داراى دو فرزند پسر و سه دختر بوده است .
احاديث زندگي ساز آن امام همام
۱- مُلاقاةُ الاْ خوانِ نَشْرَةٌ، وَ تَلْقيحٌ لِلْعَقْلِ وَ إ نْ كانَ نَزْرا قَليلا.
ملاقات و ديدار با دوستان و برادران - خوب - ، موجب صفاى دل و نورانيّت آن مى گردد و سبب شكوفائى عقل و درايت خواهد گشت ، گرچه در مدّت زمانى كوتاه انجام پذيرد.
۲- مَنْ خَطَبَ إ لَيْكُمْ فَرَضيتُمْ دينَهُ وَ أ مانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ، إ لاّ تَفْعَلُوهُ تَكْنُ فِتْنَةٌ فِى الاْ رْضِ وَ فَسادٌ كَبيرْ.
هر كه به خواستگارى دختر شما آيد و به تقوا و تديّن و امانتدارى او مطمئن مى باشيد با او موافقت كنيد و گرنه شما سبب فتنه و فساد بزرگى در روى زمين خواهيد شد.
۳- لَوْ سَكَتَ الْجاهِلُ مَااخْتَلَفَ النّاسُ
چنانچه افراد جاهل و بى تجربه ساكت باشند مردم دچار اختلافات و تشنّجات نمى شوند.
۴- الاْدَبُ عِنْدَالنّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لاغَيْرُ، وَ هذا لايُعْتَدُّ بِهِ مالَمْ يُوصَلْ بِها إ لى رِضَااللّهِ سُبْحانَهُ، وَالْجَنَّةِ، وَالاْ دَبُ هُوَ اءدَبُ الشَّريعَةِ، فَتَاءدَّبُوا بِها تَكُونُوا اءُدَباءَ حَقّا.
مفهوم و معناى ادب از نظر مردم ، تنها خوب سخن گفتن است كه ركيك و سبك نباشد، وليكن اين نظريّه قابل توجّه نيست تا مادامى كه انسان را به خداوند متعال و بهشت نزديك نگرداند.
بنابر اين ادب يعنى رعايت احكام و مسائل دين ، پس با عمل كردن به دستورات الهى و ائمّه اطهار عليهم السلام ، ادب خود را آشكار سازيد.
۵-الاْمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىُ عَنِ الْمُنْكَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَمْن نَصَرَهُما اءعَزَّهُ اللّهُ، وَمَنْ خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
امر به معروف و نهى از منكر دو مخلوق الهى است ، هر كه آن ها را يارى و اجراء كند مورد نصرت و رحمت خدا قرار مى گيرد و هر كه آن ها را ترك و رها گرداند مورد خذلان و عِقاب قرار مى گيرد.
۶-إ نَّ بَيْنَ جَبَلَىْ طُوسٍ قَبْضَةٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّةِ، مَنْ دَخَلَها كانَ آمِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ النّار.
همانا بين دو سمت شهر طوس قطعه اى مى باشد كه از بهشت گرفته شده است ، هر كه داخل آن شود و با معرفت زيارت كند، روز قيامت از آتش در اءمان خواهد بود.
برگرفته از كتاب:چهل داستان و چهل حديث از امام جواد عليه السلام / مؤ لّف : عبداللّه صالحى

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم ميهماني مفصّلي ترتيب دادند ، پس از مهماني همه مردم پراكنده شدند اما سه نفر همچنان در اتاق پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم ماندند و مشغول بحث و گفتگو بودند. حيا و شرم پيامبر خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم مانع ميشد كه به ايشان چيزي بگويند و آن ها را از منزل بيرون كنند ... تا اين كه اين آيه (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ....... وَ لا مُسْتَأْنِسينَ لِحَديثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيي مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيي مِنَ الْحَقِّ) نازل شد و چنين افرادي را از ادامه اين كار برحذر داشت .
چند ماهي بيشتر تا آغاز انتخابات مجلس هشتم باقي نمانده است . گروهها و جناحهاي سياسي هر كدام براي كسب بيشتر آراء مردمي و پيروزي در اين رقابت حسّاس به شيوهها و روشهايي رو آوردهاند و هر كدام سعي ميكنند گوي سبقت را از ديگري بربايد و به هر نحو ممكن بر صندليهاي مجلس كه مدّتي است آنها هم تغيير رنگ دادهاند و رنگشان از قرمز به سبز تغيير كرده ، تكيه زنند .
آنچه در اين نوشته در پي آنيم نه تأييد يا ردّ گروه يا جناح يا حزبي خاصّ است ، بلكه نكتهاي است بسيار ظريف و دقيق و فراتر از ردّ و يا تأييد شخص و گروهي .
در جلسات پرسش و پاسخ ،مصاحبهها و ديدارهاي مردمي كه اين روزها از طرف نامزدهاي احتمالي مجلس هشتم به صورت قارچگونه در همهي نقاط شهر و كشور رو به تزايد و افزايش است ، شاهديم كه بعض افرادي كه متّهم به دفاع از اصول و پايبندي به افكار و عقايد امام راحل و ارزشهاي اصولي نظام و پيروي از ولايت مطلقه هستند براي جلب نظر مردم و كسب آراء بيشتر ، به رويكردي غلط و خطرناك و در عين حال غير ارزشي و غير اخلاقي روي آوردهاند و آن رويكرد به تعبير بنده ، استدانة از عنوان مقدّس رهبري به نفع خود و حزب متبوع خويش است .
اين روزها بسيار ميشنويم كه چنين افرادي وقتي با اين سؤال مواجه ميشوند كه : آيا شما در انتخابات شركت ميكنيد يا خير؟ بلافاصله اوّلين تير تركش خود را به سمت رهبري نشانه رفته و حضورشان را در عرصه انتخابات موكول و منوط به نظر رهبري ميكنند. ( وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً)يعني دقيقا عكس همان چيزي كه بارها رهبر معظّم بر آن تأكيد كرده و فرمودهاند كه : از شخص يا جناح يا حزب خاصّي دفاع نكرده و نميكنند و مردم را در انتخاب افراد آزاد ميگذارند .
خوشبختانه رهبر معظّم انقلاب ، پس از ارتحال امام راحل عظيم الشأن آنچنان مقتدرانه و پرصلابت در اين جايگاه خطير و حسّاس حضور پيدا كردهاند كه به اعتراف دوست و دشمن ، سخنان و رهنمودها و عملكرد ايشان در گلوگاههاي سخت و نفس گير نظام فراجناحي و فراحزبي بوده است ، امّا چنين افرادي دانسته يا ندانسته درصددند تا قبل از انتخابات در نزد مردم اين گونه وانمود كنند كه نظر رهبري تأييد آنها و حزب متبوعشان است ؛ غافل از اين كه اگر رهبر معظّم انقلاب همواره بر حضور افراد و چهرههاي موجّه در انتخابات تأكيد دارند ، اين تأكيد نه به معناي تأييد شخص يا گروهي خاصّ است بلكه به منظور پرشور كردن صحنهي انتخابات و تشويق و ترغيب مردم به حضور در انتخابات و انتخابي آگاهانه و آزادانه از سوي آحاد جامعه است، نكتهي مهمّي كه چنين افرادي از آن غافلند و يا مايلند خود را به تغافل بزنند .
نتيجهاي كه از اتخاذ چنين رويكرد غلطي عايد اين افراد ميشود را مي توان در دو امر خلاصه كرد: يكي قبل از انتخابات و ديگري بعد از آن .
اما قبل از انتخابات، از آن جا كه حضور اين افراد در صحنه پس از چنين اظهار نظرهايي در نزد عموم اينگونه به ذهن مخاطب القاء ميكند كه رهبري به آن ها نظر مثبتي داشته اند طبعا مردم هم بيشتر به سمت و سوي آنها توجّه پيدا ميكنند و اين خود وسيلهاي مي شود براي كسب بيشتر آراء مردمي.
و اما بعد از انتخابات و آن در صورتي است كه به هر دليل ممكن با عدم اقبال مردمي روبرو شوند كه در آن صورت هم به جاي يافتن علل و عوامل اين بيتوجّهي مردمي و تصحيح رفتار و عملكردهاي گذشته خود، همه نگاهها را متوجّه شخص رهبري كرده و چنين وانمود ميكنند كه حضور آنها در انتخابات صرفا به خاطر توصيههاي رهبري بوده و خود ميلي به حضور در صحنه رقابت نداشتهاند .
لذا با همه احترام و ارزشي كه براي همه افكار و عقايد موجود و معتقد به نظام قائليم توجه آنها را به اين آيه شريفه معطوف ميكنيم كه : إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيي مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيي مِنَ الْحَقِّ ....
*** همين مطلب در پايگاه خبري تحليلي فردا نيوز fardanews.com ***
بدون شرح...

با عرض پوزش از كاربران محترم به دليل اينكه مدتي توفيق ذكر ختومات و اذكار حاصل نشد . اين هفته به ذكر چند مورد از ختومات مفيد و اذكار مجرب بسنده مي كنيم .انشاءالله مورد استفاده قرار گيرد .
۱-دعا براى پيدا شدن گم شده
حضرت امام رضا عليه السلام ميفرمايند : براى يافتن چيزي كه گم شده بگو:
و عنده مفاتح الغيب لايعلمها الا هو و يعلم ما فى البر و البحر و ما تسقط من ورقه الا يعلمها و لا حبه فى ظلمات الارض و لا رطب و لا يابس الا فى كتاب مبين اللهم انك تهدى من الضلاله و تنجى من العمى و ترد الضاله صل على محمد و آله و اغفر لى و رد ضالتى و صل على محمد و آله و سلم .
۲-ختم سوره مباركه واقعه جهت وسعت رزق :
جهت وسعت رزق از شب جمعه شروع كند و در شب جمعه ديگر ختم كند و در هر شب پنج مرتبه سوره مباركه واقعه را بخواند و بعد از هر مرتبه اين دعا را بخواند:
اللهم انى اسئلك رزقا واسعا حلالا طيبا بغير كدٍّ و استجب دعائى بغير رد ٍّو اعوذ بك من الفقر و الدِّيْنِ و صلى اللّه على محمد و آله الطاهرين .
۳- توسل به حضرت حجة عليه السلام جهت گشايش هر كارى
گفتن هفتاد مرتبه ذكر : يا اللّه يا محمد يا على يا فاطمه يا صاحب الزمان ادركنى و لاتهلكنى
در برآمدن حاجت بسيار مؤثر است انشاءالله
۴- چند عمل باعث استجابت دعا است
اول - گفتن بسم اللّه الرحمن الرحيم در اول دعا
دوم - مدح خداوند عالم
سوم - صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد
چهارم - نا اميد شدن از مردم
پنجم - حضور قلب و اميدوار شدن به استجاب دعا
ششم - اصرار كردن در دعا
هفتم - انگشتر عقيق در دست داشتن
هشتم - انگشتر فيروزه در دست كردن
نهم - دعا كردن چهل مومن قبل از دعا
دهم - خواندن صد آيه از قرآن و پس از آن هفت مرتبه گفتن(يا اللّه )
يازدهم - ختم كردن دعا به (ماشاء اللّه لا حول و لا قوه الا باللّه )
منبع : گنجينه هاى معنوى : مؤ لف : رضا جاهد
ذکری برای بچه دار شدن
مرحوم كلينى از حارث نصرى حكايت مىكند كه او گويد: «به امام صادق عليهالسلام گفتم: خاندان من همه منقرض شدهاند و من هم فرزندى ندارم. (كنايه از اين كه به من دعايى تعليم كن تا به بركت آن فرزنددار شوم).حضرت فرمود: در سجده بگو: «رَبِّ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَةً طَيِّبَةً إنَّكَ سَميعُ الدُّعاء»، «رَبِّ لا تَذَرْنى فَرْداً وَانْتَ خَيْرُ الْوارِثينَ».حارث گويد: من به دستور حضرت عمل كردم و در سجدهام اين دو آيه را خواندم. خداوند به من دو پسر به نامهاى على و حسين عطا كرد.» كافى، ج6، ص8 و نيز مجمع البيان، ج7، ص61.
على بن محمد صيمرى كاتب گويد: «با دختر جعفر بن محمد كاتب ازدواج كردم و او را بسيار دوست داشتم، اما از اين ازدواج فرزندى نصيبم نشد. به سراغ امام هادى عليهالسلام رفتم و داستان خود را براى او باز گفتم. او تبسّم كرد و فرمود: انگشترى فراهم كن كه نگينش فيروزه باشد و بر آن بنويس: «رَبِّ لا تَذَرْنى فَرْداً وَأنْتَ خَيْرُ الْوارِثينَ». صيمرى گويد: به دستور حضرت عمل كردم، يك سال نگذشت كه از آن همسر پسرى روزىام شد.» نور الثقلين، ج3، ص456.
روايات ديگرى نیز درباره نحوه طلب فرزند در كافى، ج6، ص7 ـ 10؛ نور الثقلين، ج3، ص456. و ... آمده است.

روز پنج شنبه۸/۹/۸۶ صدا و سيما در يك اقدام ناشيانه ، پس از اذان ظهر به جاي پخش اقامه نماز ظهر ، اقامه نماز جماعت عشاء مقام معظم رهبري مدظله را از شبكه ۳ پخش كرد .
البته در نگاهي خوشبينانه شايد بتوان اين اقدام عجيب و غريب صدا و سيما را با توضيح استفاده از تمام امكانات كشور براي آموزش قرائت و تجويد حمد و سوره و صحيح خواني نماز توجيه كرد .اما در نگاهي واقع بينانه اين امر تنها مي تواند ثمره به كارگيري نيروهاي غير متخصص در امور ديني و بيانگر مظلوميبت هميشگي جايگاه دين و امور مذهبی در برنامه هاي تلويزيوني باشد .
از همين جا برادرانه به مسئولان پخش شبكه هاي مختلف تلويزيوني توصيه ميكنيم در اين گونه موارد قدري بيشتر دقت نظر داشته باشند و از مسئولان عالي صدا و سيما هم متواضعانه می خواهیم تا در تولید- پخش و اجرای برنامه هاي ديني از كارشناسان مجرب استفاده كنند تا دیگر شاهد وقوع اين گونه موارد ساده و پيش پا افتاده و در عين حال دقيق و ظريف در اين رسانه ملّي و دانشگاه عمومي نباشيم .ان شاءالله تعالي
***همین خبر در پایگاه اطلاع رسانی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ***
بسماللهالرّحمنالرّحيم
مدتي بود كه زياد حرفهاي سياسي ميزدم و انتقادات فرهنگی میکردم، امّا ديگر از حرف سياسي زدن و سياسيكاري و مشكلات فرهنگي را مطرح كردن خسته شدم ، براي همين تصميم گرفتم امروز يه داستان شيرين و جذاب تعريف كنم ؛ پس خوب خوب بخونيد و سعي كنيد اونو براي بچههاتون هم تعريف كنيد.
*****

هر كسي ميدونه كه كيه :
- من يك قورباغه هستم .
- من هم يك جوجوي گردن درازم .
- من يك حلزون هستم .
- من يك زنبور هستم .
- من يك گُل هستم .
- من ... من ... نميدونم كه كي و چي هستم !!
- من نَه بال دارم و نَه لاك ... شبيه هيچ حيواني نيستم !!
- من ميدونم تو كي هستي !
- اسمِ من لاكپشت داناست ! من داناترين موجود اين بيشه هستم و جواب تمام سؤالها رو بلدم !
- راست ميگي ؟ ميدوني من چي هستم ؟
- بله ! با اون هيكل دراز و دو تا دندونِ نيش ، حتماً بايد يك جور مار باشي . اون طرف بيشه چند تا از همنوعانت زندگي ميكنند ، برو پيش اونها !
- ممنونم لاكپشت دانا ! من يك مار هستم !
- نميدونم اين مار چرا اينقدر لاغر و زشته ؟
- رسيدم ، اين هم مارها ... امّا خجالت ميكشم برم جلو ... آخه ... آخه ... من خيلي لاغر و بد قيافهام !
- اين بدقواره چي ميخواد ؟
- غصّه نخور كوچولو ... آخه اصلاً تو مار نيستي !
- چي ؟
- اسم من جيقيله ، تو هم يك دوشاخهي برق هستي كه سيمات به پلوپز برقيِ ما وصل بود ! ديروز كه اومديم گردش ، تو كنده شدي و جا موندي . حالا بيا برگرديم خونه ، تو فقط وقتي خوشبخت هستي كه به پلوپز ما وصل باشي !
- راست ميگي ؟ حقّ با توئه ! بهتر از اينه كه مارها بهم بگن : «بدقواره»
- صبر كن ! همهي مارها آنقدر ظاهربين نيستند . به نظر من اخلاق و رفتار خوب خيلي مهمتره . تازه تو خيلي هم بانمكي !
- واي ازم تعريف نكن ، خجالت ميكشم !
- با من ازدواج ميكني ؟
- با اجازهي بزرگترها : بعله !
- دِ ! جدّي جدّي ، سيم پلوپز ما ازدواج كرد و رفت !! حالا مامان چه جوري پلو بپزه ؟!
- بهش توجّه نكن . خدمتكارشون كه نيستي !
- يك سيمِ ديگه برا پلوپزتون پيدا كنيد ! (پايان) ( مجله دوست خردسالان - قصه های جیقیل )
قشنگ بود، نه؟ اين دقيقاً رونوشت قصّهاي بود كه در مجلّهي دوست خردسالان، سال پنجم ، شمارهي۲۴۸، پنجشنبه/۱شهريور/۸۶ چاپ شده و در اختيار نونهالان عزيز ما و شما قرار گرفته بود.
در ابتداي اين مجلّه كه با كمال تأسّف صاحب امتياز آن ، موسّسهي چاپ و نشر آثار امام (عليه الرّحمه) است آمده : پدر و مادر عزيز و مربّي گرامي ! اين مجموعه ويژهي خردسالان طرّاحي شده ....و افزايش مهارت هاي عملي خردسالان از اهداف اصلي آن است و....
چندي پيش در سايتهاي خبري مطالبي منتشر شده بود به اين مضمون كه يكي از حربههاي جديد غرب براي گسستن كانون خانواده (به تمام معنا) و محو كامل مفهوم و مصداق حيا و عفّت در جامعه، سلب دنياي كودكان از آنها و قرار دادن كودك در عالمي فراتر از عالم كودكي خويش است ، كه اين امر با آموزش مسائل و مفاهيم جنسي به كودكان تحقق مييابد و برخي كشورها براي دستيابي به اين هدف ، كتابهايي چاپ و منتشر و نمايشگاههايي نيز داير كردهاند. برخي از كشورها هم اين مسئله را به عنوان يك برنامهي درسي كه بايد بالاجبار در مدارس گذرانده شود ، تصويب كردهاند و...
جالب است بدانيد در چنين كشورهايي كه در حال حاضر هم اثري عيني از مفهوم خانواده و حيا و اخلاق و ... در آنها ديده نميشود،از اين قانون به عنوان يك قانون ضد اخلاقي و ضد ارزشي تعبير ميشود و به قول ما ايرانيها ، آن قدر آش را شور كردهاند كه خان (آشپز) هم فهميده؛ اما سؤال اصلي اين جاست كه چرا عليرغم وجود چنين وضعيّتي در جوامع غربي، براي تصويب و اجراي چنين قوانيني اعتراض و اعتصابات گسترده صورت ميگيرد ، امّا در كشورِ ما و آن هم در مجلّهاي كه صاحب امتيازش ، مؤسّسهي تنظيم و نشر آثار امام (عليه الرحمه) است ، چنين مفاهيمي ( كه ابداً هيچ گونه سنخيّت و همخواني با دنياي شيرين و دوران لطيف خردسالي و كودكي و نوجواني افراد ندارد) با دقّت هرچه تمامتر و لطافت هرچه بيشتر به كودكان و خردسالانمان آموزش داده ميشود؟ حال كدام هدف و مهارت عملي از چاپ اينگونه داستانها مدّ نظر مسئولان محترم در موسّسهي چاپ و نشر آثار امام (رحمه الله) است ، خود سوالي است كه بايد اين عزيزان پاسخگو باشند.
البتّه داستان به همين جا و همين يك مورد خلاصه نميشود، چرا كه متاسّفانه نظير اين قصّه و داستان و آموزش مفاهيم اين چنيني( ازدواج، عشق، طلاق و..) در كتابها و مجلّات مختص كودك و نوجوان كم نيست ! و با تاسّف بسيار بايد عرض كنيم كه در صداوسيما هم نظير چنين قصّهها و آموزش چنين مفاهيمي به وضوح مشاهده ميشود . كافي است مروري داشته باشيم بر برنامهي كودكِ چند هفته قبل كه روز جمعه از شبكهي يك سيما پخش شد .
در يكي از همين برنامههاي مختصّ ردههاي خردسال و كودك ، يعني برنامهي موش نمكي ، شاهد بوديم كه پس از آن كه هفتهها كودك شيفتهي شخصيّتهاي كارتوني آن شده بود،بالاخره اين قصّه با سرانجام شيرين ازدواج دو تا موش به كار خود پايان داد ؛ همان چيزي كه مدّتهاست اكثر فيلمهاي سينمايي توليد داخل و حتّي سريالهاي تلويزيوني پاياني جز آن ندارند(رسيدن عاشق به معشوق). اما فيلم سينمايي و سريال تلويزيوني براي مخاطبين خاصّ خود كجا و كارتون و برنامههاي ويژهي خردسالان و كودكان كجا؟
بعضي وقتها فكر ميكنم نكند يك دلار (و نه بيشتر) از ميليونها دلاري كه هر ساله دولتمردان آمريكا براي شبيخون فرهنگي و ضربه زدن به اين نظام مقدّس تصويب ميكنند،صرف آموزش اين مفاهيم نامربوط به خردسالان معصوم ما ميشود و ما بيخبر از همه جا همچون كبك سرمان را زير برف كردهايم و خوشحاليم كه براي خردسالمان اشتراك مجلّهي دوست خريدهايم !
يا خوشحاليم كه كودكمان به جاي دعوا و سر و صدا و اذيّت و آزار اين و آن ، با خيال راحت پاي تلويزيون نشسته و برنامههاي مخصوص خودش را نگاه ميكند!!
ترسم از آن است روزي از خواب بيدار شويم كه نسل كنوني كه امانتي است الهي در نزد ما ، از دستمان رفته باشد و ما مشمول اين حديث شريف شده باشيم كه :
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ : بَادِرُوا أَحْدَاثَكُمْ بِالْحَدِيثِ قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَكُمْ إِلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ
قبل از آنكه ديگران در تربيت كودكانتان بر شما پيشي گيرند آنها را دريابيد.(وسائلالشيعة ، ج17 ،ص331)
پناه بر خدا
*****
در قسمت نظرات خوانندگان یکی از مادران عزیز نظری داده اند که بسیار جالب و در عین حال بسیار باعث تاسف است که آن را عینا ذکر می کنیم.
با سلام خدمت روحانی عزیز . جانا سخن از زبان ما می گویی.
باید خدمتتون عرض کنم من هم پسری دارم که 7 سالشه و وقتی این داستان رو براش خوندم اولین حرفی که به من زد این بود که گفت مامان من میخوام بزرگ که شدم با شما ازدواج کنم تا خوشبخت بشم. به خدا قسم موندم چی بهش بگم. تو رو خدا یه کاری برای فرهنگ این مملکت بکنید.

