با سلام به همه کاربران محترم و عزیز
عیدی میلاد با سعادت امام رئوف علیه السلام معرفی یکی از غنی ترین پایگاههای کتب الکترونیکی است امیدوارم مورد توجه و استفاده قرار گیرد.
برای استفاده از این پایگاه لطفا اینجا را کلیک کنید.

اين روزها ملائكهي آسمان ، آرام و بيصدا از يكديگر نشانی مشهد را ميگيرند . آرام به زمين ميآيند تا مبادا همان آدمهايي كه روزي مأمور سجدهي بر آنها شده بودند ، از وجودشان مطّلع شوند و چشمهاشان در چشم آنها افتد، اگر چه ايشان در آن مقطع حسّاس خلقت انسان ، زبان به شكايت و مخالفت با اين فرمان انقلابي خداي بزرگ نگشودند ، امّا شايد بعضي از اين كه چرا بعد از اين همه سال عبادت و بندگي و سر بر آستان يار نهادن ، بايد اين چنين بر موجودي ضعيف و ناشناخته سجده كنند، در تعجّب بودند و اين روزها بهترين فرصت است براي به دست آوردن دل خداي خويش ، تا به نحوي از آن افكار باطني خود ابراز ندامت كنند و اكنون پس از گذشت هزاران هزار سال از آن ماجرا ، آرام و بي سر و صدا ميآيند و هر كدام با كنار زدن ديگري ميكوشد تا با لمس و مسح و بوسهي بر خشتها و آجرها و سنگفرشها و گلدستهها و گنبد منور حريم رضوي ، در بهشت قرب الهي درجهاي بر درجات خود بيفزايد و وسيلهاي یابد براي مباهات بر ديگري....
در يكي از همين روزهاي بهشتي بود كه دلم هواي صحن و سراي باصفاي مولاي رئوفم را كرد ، يا علي گفتم و راهي شدم ؛ اما نه با پاي تن كه با پاي دل . هنوز چند قدمي مانده بود تا توفيق تشرف به حريم ملكوتياش را پيدا كنم كه خنكي نسيم خوش آمدي اش را حسّ ميكردم و روحم به وجد ميآمد . ناخودآگاه دلم پر كشيد و وقتي به خود آمدم خودم را بر بالاي گنبد زيبايش حس كردم . همراه با كبوتران عاشق و ترانهخوان حرم ، دور گنبد طلايي و نورانياش چرخيدم و سلامي دادم ، سلامي كه با هر حرفش جاني تازه ميگرفتم و لطافت عليك ايشان را به وضوح احساس ميكردم . مقابل پنجره فولادش بست نشستم ، آهسته آهسته دستهايم را در شبكه هاي زرد آن چنگ كردم ، فريادي زدم و با تمام وجود او را و محبّت و نگاهش را طلب كردم و او با همان وقار و زيبايي هميشگياش كه بارها و بارها و بارها در لحظات سخت آن را تجربه كرده بودم آرامم كرد و پدرانه در آغوشم كشيد و اطمينانم داد به آنچه كه در طلب آن بودم ....
و من قلب شدم ، دل شدم و روحم دوباره پر كشيد . اما اين بار احساس سبكي عجيبي ميكردم . سبك شده بودم سبكِ سبك . سبكتر از پَرِ پروانهها و بال كبوتران گِرد حريمش . اوج گرفتم و ملتمسانه نگاه مهربانش را براي هميشه آرزو كردم و از اين نگاه آن چنان آرامشي يافتم كه مثل و مانندش را هيچ كجا نيافته و نخواهم يافت.
اين ابيات نيز از چشمه فياض فيض ايشان در وجودم جاري گشت.اگر عيبي و ايرادي بر آن وارد است كه هست بي شك از نقص و كوچكي و ترك خوردگي ظرف وجود من است.
امروز رضـا (ع) ميآيد از عرش برين تا گام نهـد به ناز بر فرش زميـــن
از جانب كاظمين،هفتم كوكب (ع) آينــد به توس با امام نهميـــن (ع)
معصومه(س)دوان دوان ز قم ميآيد تا مژده دهد به زائر زار و حــزين
كي زائر غمــــديدهي نالان، لختي بيـــدار شو و جمال جانـــانه ببين
بيچاره كسي كه اندر اين مهمـــاني رفته است سراغ سفرهاي بهتر از اين

يكي از مضرّات و معايب پيشرفت علم و تكنولوژي ، به خصوص در زمينهي ارتباطات و بالاخص در عرصه اينترنت آن است كه هر كس با هر ميزان سطح سواد و معلومات و تنها با داشتن يك دستگاه رايانه و خط تلفن ميتواند وارد اين دنياي عظيم و نامتناهي شود و افكار و عقايدش را (درست يا غلط) در سطح وسيع جامعه و بلكه دنيا منتشر كند و با افكار و عقايد ديگران نيز آشنا شود و متأسّفانه در اين ميان هستند افرادي كه به خاطر پايين بودن سطح معلومات و دانش عموميشان ، در دام فكريِ چنين اشخاصي گرفتار ميشوند و وقتي به خود ميآيند كه ديگر كار از كار گذشته است.
يكي از مصاديق سوء اين پيشرفتِ علميِ ناموزون و ناهماهنگ را ميتوان شكسته شدن ساحت مرجعيّت و روحانيّت ذكر كرد . با نگاهي اجمالي به دههي اخير ميتوان شاهد نمونههايي از اين موارد بود . توهين و اهانت به حضرات آيات مصباح يزدي ، صانعي ، جوادي آملي ، هاشمي رفسنجاني و... تنها مواردي است از حجم وسيع اهانتها و هتك حرمتها ، كه شخصي به جرم داشتن يك رويّه و نظر خاصّ فقهي كه طبيعتا نظر و عمل سياسي خاصّي را هم به دنبال دارد، مورد هجوم سيل انتقادات و تخريبها قرار ميگيرد .
در اين ميان آنچه بيشتر از هر چيز دل هر انقلابي مخلصي را به درد ميآورد حجم وسيع اهانتها و نسبتهاي ناروايي است كه به جناب آقاي هاشمي داده ميشود که پس از انتخاب ایشان به ریاست مجلس خبرگان بر حجم آنها افزوده شد . در يكي از سايتهاي خبري، مقالهاي در مقايسه آقاي هاشمي رفسنجاني با جناب آقاي ......... ديدم كه در آن از جناب آقاي هاشمي انتقاد شده بود كه چرا بعد از دوران رياست جمهوري مثل ساير كساني كه پس از رحلت امام (رحمه الله) و حتّي پيش از آن، خط و خطوطشان را با نظام و انقلاب جدا كردند و هر كدام به بهانههاي مختلف از جمله كار تحقيقي و پژوهش و تدريس در دانشگاه و غيره و غيره از خدمت به مردم و اين نظام كنار كشيدند ، ايشان هم از قدرت (به تعبير ايشان) كناره گيري نكردند و... ؟؟؟!!!
مع الاسف در بسياري از سايتهاي خبري امروزي ميتوان اهانتهاي آشكاري از اين قبيل كه در مواردي حتّي به ساحت مراجع معظّم نيز كشيده شده را به خوبي مشاهده كرد .
به راستي در جامعه چه ميگذرد كه رفتن به كنج عزلت و گوشهنشيني ، امتياز محسوب ميشود و خدمت به خَلق و ملّت ، رياستطلبي و قدرتطلبي ؟ (البته شايد از نگاه كساني كه اين روزها با تشکیل حزب و گروه و راه اندازی سایت و ... به تفسير حديث و قرآن و بازگو كردن علائم ظهور ميپردازند اين هم خود يكي از علائم ظهور باشد.!)
اما يك جمله خطاب به كساني كه سخنان امام راحل عظيم الشأن را حجت شرعي براي خود ميدانند :
حضرت امام خميني رحمه الله در كشفالاسرار ميفرمايند : «اينان (دشمنان) تنها چيزي كه براي پيشرفت مقاصد مسموم خود مقدّم بر هرچيز ميدانند ، آن است كه با ياوهسرايي و دروغپردازي و تهمت و افترا به علماء ، دست تودهي (مردم) را از (دامن) آنها كوتاه كنند و آنها را پيش مردم خوار و كوچك جلوه دهند و از نفوذ روحانيِ آنها با هر جانفشاني كه هست بكاهند تا ميدان تاخت و تاز براي آنها باز شود ... به شهادت تواريخ معتبر از بعد از رحلت پيغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم ، تا امروز تنها كسي كه دين مردم را نگاه داشته ... همين علماء بودهاند.»
علاّمه شعراني رضوان الله تعالي عليه هم ميفرمايند : «... اگر يكي از علماء را ببيني كه بر كلام ديگري انگشتي نهد و خرده گيرد ، براي آن است كه حقيقت را بيش از همه چيز دوست دارد و اگر كسي سهوي يا خطائي كرده كه بايد بر كلامش نكته گرفت براي آن است كه معصوم نبوده ....»
مقام معظم رهبری مدظله العالی هم در دیدار با اعضای محترم مجلس خبرگان با درایت خاص خود جواب تمام تهمتها و نسبتهای ناروا به مجلس خبرگان و جناب آقای هاشمی را اینگونه بیان می دارند :
با اين تفاسير آيا اين قبيل نوشتنها و قلمزدنها و تفسيرهاي غلط و انحرافي آب به آسياب دشمن ريختن نيست ؟
آيا سزاوار است كه دوّمين استوانهي سياسي كشور را اينگونه بيرحمانه نقد و ترور شخصيّت كنيم ؟
آيا نظير همين تخريبها درخصوص امثال شهيد بهشتي و طالقاني و... نبود؟ آيا نبودند افرادي كه پس از شهادت شهيد بهشتي گريبان ميدريدند و راه توبه در پيش گرفتند كه چرا ندانسته و نفهميده و بعضاً هم دانسته و مغرضانه به شخصيّتي مانند ايشان چنين تهمتهايي را روا داشتند ؟
آيا هاشمي رفسنجاني هم بايد سرنوشتي همانند شهيد بهشتي پيدا كند تا همه به خود آييم ؟
آيا اين همان هاشمياي نيست كه رهبر انقلاب آن را ذخيرهي انقلاب ناميدند و فرمودند : «هيچكس براي من هاشمي نميشود؟»
آيا همهي مسائل و مشكلات خارجي و داخلي را در سايتها و رسانههاي نوشتاري و گفتاري و ديداريمان حلّ كردهايم و تنها مشكل پيش رو ترور شخصيّت آقاي هاشمي است كه اگر آن را به انجام نرسانيم بايد در پيشگاه خداي متعال جوابگو باشيم؟
آيا با كنار گذاشتن امثال هاشمي و مصباح يزدي و جوادي آملي و... ديگر چيزي براي اين نظام و انقلاب باقي ميماند ؟
آيا دخول و خلود در جهنّم ، واجبي عيني است كه هر كدام از ما به هر بهايي از جمله تهمت و نسبت ناروا و ريختن آبروي مؤمن و ... حاضريم موجبات آن را فراهم كنيم؟
جالب اين جاست كه تمام منتقدين اين بزرگان از جمله منتقدين آقاي هاشمي ، مبناي نقد و تخريب خود را حدسيّات و فرضيّات و اضغاث احلام قرار ميدهند و هيچ كدام حجّتي روشن و قابل عرضه در پشگاه خداي متعال و ملّت، ندارند .
به راستي چرا معدود افرادی كه ادّعاي پيروي از ولايت مطلقه را دارند ، آن هم در سال اتّحاد ملّي چنين حرفها و نوشتههاي دشمن شاد كني را ميزنند و مينويسند؟ آیا این نوشتنها و گفتنها همسویی با بیگانگان و دشمنان این ملک و ملت نیست؟ چنان چه خبرگزارى آمريكايى آسوشيتدپرس، ساعتى بعد از انتخاب رئيس مجلس خبرگان، طى گزارشى می گوید:انتخاب هاشمى رفسنجانى نظر غرب را تامين كرده است!!!!!!
در آخر ، كلام خود را با گفتاري نوراني از امام رضا عليه السلام به پايان ميبرم كه :
عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عليهم السلام قَالَ : قَالَ النَّبِيُّ صلّي الله عليه و آله و سلّم: أَسْرَعُ الذُّنُوبِ عُقُوبَةً كُفْرَانُ النِّعْمَةِ
عقوبت كفران نعمت ، سريعتر از همه گناهان ، دامن انسان را ميگيرد. (وسائلالشيعة،ج 16 ،ص312 )
بياييم به جاي كفران نعم الهي كه لا تعد و لا تحصي است از جمله داشتن رهبري عادل و فرزانه، خدمتگذاراني دلسوز و مردمي ، كشوري آباد و مستقل، مردمي بيدار و در صحنه و... شكر نعمتهاي الهي را به جاي آوريم .
بعد نوشت : آنچه ذكر شد به معناي نبود نقص و كاستي در سياستهاي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني نيست . طبعاً سياستهاي ايشان هم همچون سايرين، بنا بر گفته متخصصين و كارشناسان منصف ، داراي نقص و كاستيهايي است ، امّا ناديده گرفتن شخصيّتي با اين عظمت و زير پا گذاشتن تمام اين خدمات و ارزشها به بهانههاي واهي ، ظلمي است عظيم و گناهي است نابخشودني.
برای خواندن همین مطلب درسایت خبری تحلیلی فردانیوزfardanews.com اينجا را كليك كنيد.

متاسفانه دیروز ظهر با خبر شدم که پدر گرامی یکی از دوستان عزیز سبک بال به میهمانی حضرت حق شتافت و ....
از همین جا این ضایعه مولمه را به ایشان و بیت مکرمشان تسلیت عرض میکنم و از همه کاربران محترم این وبلاگ درخواست میکنم جهت شادی روح این عزیز و همه کسانی که در این میهمانی الهی بر ما سبقت گرفتند و ما نیز روزی به آنها ملحق می شویم(انشاءالله) حمد و سوره ای قرائت کنند ....
این چند بیت فی البداهه به ذهنم خطور کرد که آن را تقدیم میکنم به روح بلند پدر این عزیز
امروز فضای خانه پر غم شده بود امروز پـــــدر مسافر ِ یَم شده بود
امروز دگــــــــر پدر سر سفره نبود امـــــروز دلم اسیر ماتم شده بود
بر سفـــــــره ما آب و غذا بود ولی این بار نمک از سر آن کم شده بود
من مادر خویش را همی می دیدم کز داغ پدر قامت او خم شده بــود
تاريخي مختصر از زندگاني امام صادق عليه السلام

نام آن امام همام جعفر، كنيه : ابوعبدالله ، لقب: صادق ، پدر ارجمندشان امام محمد باقر عليه السلام و مادر گراميشان ام فروه (عليها السلام) ميباشد .
آن امام همام در هفدهم ربيع الاول سال 83 هجري در مدينه منوره جهان را به وجود مبارك خويش منور فرمودند.
در سن 65 سالگي و در سال 148 هجري ، جهان در ماتم ايشان به سوگ نشست و از نعمت وجود ايشان محروم گشت . آن امام همام در قبرستان بقيع در كنار مرقد پدر بزرگوارشان مظلومانه به خاك سپرده شدند.
عظمت علمي امام صادق عليه السلام
ابوحنيفه پيشواي مشهور فرقه حنفي ميگويد : منصور دوانيقي مرا طلبيد و گفت : مردم ، شيفته جعفربن محمد شدهاند و اين امر براي ما ناخوشايند است و تو بايد براي محكوم ساختن وي، خودت را مهيا نمايي . من نيز 40 مسئله از دشوارترين مسائلي كه خود ميدانستم آماده كردم تا بدين جهت (امام ) جعفر بن محمد (عليهما السلام) را در تنگنا قرار دهم . وقتي وارد مجلس شدم ديدم جعفربن محمد (عليهمالسلام) در سمت راست منصور نشسته است . آن قدر تحت تاثير ابهت و عظمت ايشان قرار گرفتم كه تا كنون چنين حالي از ديدن منصور به من دست نداده بود . منصور دوانيقي كه منتظر بود من با سوالات علمي ام از قدر و منزلت امام در نزد شيعيان بكاهم رو به من كرد و گفت : اي ابوحنيفه هر چه ميخواهي از ابوعبدالله (عليه السلام) بپرس! من هم اطاعت كردم . اما هر مسئله اي كه ميپرسيدم امام (عليه السلام) پاسخ ميدادند كه عقيده شما در اين باره چنين است و عقيده اهل مدينه چنين است و... بدين ترتيب چهل مسئله ام را مطرح كردم و ايشان همه را پاسخ گفت . ابو حنيفه ميگويد : وقتي كار به اينجا رسيد و نقشه منصور نقش بر آب شد با اشاره با امام صادق (عليه السلام) گفتم : ايشان دانشمندترين مردمان است.....(بحارالانوار ج47، ص217)
ذكر معجزهاي از امام جعفر صادق (عليه السلام)
ابو بصير كه فردي نابينا بود ميگويد : به دنبال امام صادق (عليه السلام) بودم و ميخواستم بازوي آن حضرت را بگيرم . امام فرمودند : اي ابا بصير ! دوست داري مرا ببيني ؟ عرض كردم بله فدايتان شوم ! آن گاه حضرت دست مباركشان را بر چشمانم كشيدند ناگهان ديدگانم به وجود ايشان بينا شد . سپس فرمودند : اي ابا بصير اگر بگو مگوهاي مردم نبود تو را بر اين حال بينايي رها ميكردم اما درست نيست چنين كنم . آن گاه دوباره دست مبارك را بر چشمانم كشيدند و من به حال نابينايي اول باز گشتم . ( شايد منظور امام عليه السلام غلو كردن هاي بي مورد مردم در مقام اهل بيت (عليهم السلام) بوده است . والله العالم ) ( كشف الغمه ج2، ص420)
همین مطلب درسایت خبری تحلیلی فردانیوزfardanews.com


درباره شعر و شاعري نظرات مختلف و گاه با 180 درجه اختلاف و تضاد وجود دارد . يكي شاعر را كافر ميداند و شعر را كفر و سحر مينامد و ديگري شاعر را آن چنان بالا برده كه مقامي فراتر از انسان عادي و معمولي برايش متصور ميشود و... چنانچه در روايات ائمه معصومين (عليهم السلام) هم به نحوي به اين موضوع(شعر و شاعري) اشاراتي شده است.
دستهاي از روايات هستند كه در ذيل آيه شريفه : و الشعراء يتّبعم الغاوون و امثال اين آيه شريفه وارد شدهاند كه بي شك ناظر به اشعار لهوي و غنايي و اشعاري كه به نحوي موجب گمراهي مردم و فساد دين آنهاست ميباشند: عن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فِي قَوْلِهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ قَالَ مَنْ رَأَيْتُمْ مِنَ الشُّعَرَاءِ إِنَّمَا عَنَى بِهَذَا الْفُقَهَاءَ الَّذِينَ يُشْعِرُونَ قُلُوبَ النَّاسِ الْبَاطِلَ وَ هُمُ الشُّعَرَاءُ الَّذِينَ يُتَّبَعُونَ (مستدركالوسائل،ج 17، ص 310)
دسته اي از روايات هم هستند كه سرودن شعر را در ازمنه و امكنه مختلف علّتي براي قلّت رزق و كوتاهي عمر ميدانند به عنوان نمونه سرودن شعر در شب ، در روز جمعه ، در ماه مبارك رمضان ، در مسجد و... از جمله مواردي هستند كه از جانب معصومين عليهم السلام نهي بر آنها وارد شده است .اما بي شك همه اشعار را نميتوان تحت چنين رواياتي جاي داد چرا كه هم عقل سليم حكم به خلاف اين مسئله ميكند و هم شواهد تاريخي و روايات بيشمار ديگري از معصومين عليهم السلام در مدح شعراء ، مويّد اين مطلب است . چنانچه در تاريخ ثبت است كه امام عليه السلام به دعبل بن علي الخزاعي 50 هزار سكه طلا به خاطر سرودن شعري در مدح اميرالمؤمنين عليه السلام عطا فرمودند .
و يا روايات زيادي به اين مضمون وارد شده كه هر كس شعري در مدح امام حسين عليه السلام بسرايد و يك نفر را بگرياند بهشت بر او واجب ميشود. در روايات ديگري هم چنين وارد شده كه سرودن يك بيت شعر در مدح امام عليه السلام موجبي است براي وجوب بهشت .
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام : مَنْ قَالَ فِينَا بَيْتَ شِعْرٍ بَنَى اللَّهُ تَعَالَى لَهُ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ (وسائلالشيعة،ج14،ص 597 ).
اما در خبرهاي امروز خواندم و شنيدم كه شاعر محبوب و انقلابي آقاي دكتر قيصر امين پور هم رفت كه رفت. يكي نوشته بود خداحافظ قيصر! ديگري با عنوان روم بي قيصر شد از اين حادثه تلخ ياد كرده بود ، شخصي از خاموش شدن چراغ عمر قيصر سخن رانده بود و خلاصه هر كس به نحوي سوز و گداز دروني خويش را با جملات و كلمات بيان ميكرد اما با گذري كوتاه و تاملي اندك در روايات ائمه معصومين عليهم السلام (نظير روايت فوق) و رجوع به اذهان و قلوب مردم شاعر دوست و به عبارتي شاعر پرست ايران ، همان مردمي كه پس از گذشت قرنها از مرگ مولوي و حافظ و سعدي و فردوسي و عطار و .... براي آنان گنگره و سمينار و شب شعر و مراسم بزرگداشت ميگيرند ، همان مردمي كه در قفسه كتابخانههاي كوچك منازلشان پس از قرآن كريم و نهج البلاغه شريف و مفاتيح ، كتابهاي حافظ و فردوسي و سعدي و مولوي و...جلوهگري ميكند ،و در جامعه اي كه بهترين هديه عروس و داماد در ابتداي زندگي مشتركشان ديوان حافظ و رباعيات باباطاهر و شاهنامه فردوسي و... است،
در جامعه اي كه معمار فقيد آن داراي ديواني است كه اگر نگوييم با ديوان حافظ شيراز برابري ميكند بي شك كمتر از آن هم نيست ، در جامعه اي كه رهبر فرزانه آن (مد ظله ) هر از چند گاهي ساعت و ساعتهايي را براي شنيدن شعر شعراء اختصاص ميدهند و آن را جزء شيرينترين لحظات عمر ميشمارند ،در جامعه اي كه هر گويندهاي از استاد دانشگاه گرفته تا دبير و معلم و مجري تلويزيوني و... همه و همه آغازگر كلام خود را شعري از شعراء شيرين سخن زبان پارسي قرار ميدهند ( به نام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه برنگذرد ..... اي نام تو بهترين سرآغاز بي نام تو نامه كي كنم باز ؟ و....) در جامعهاي كه اصول دين و مذهب آن را از ابتدا در قالب شعر به كودكان و حتّي خردسالان آموزش ميدهند ( اصول دين پنج بود ... دانستنش گنج بود .... منم بچه مسلمان كتابم هست قرآن ) در جامعه اي كه براي آرامش كودك و خوابانيدن آرام تر او از اشعار نغز شعراء معاصر استفاده ميشود ( لالا لا لايي لالا لالايي .... لالا لا لايي لالا لالايي گنجشك لالا ....آمد دوباره مهتاب لالا ) و... و در جامعهاي كه افتخار آن ، پيروي از ائمه طاهرين عليهم السلام و عمل به يك يك دستورات ديني آن بزرگواران است،
با این همه و با توجه به رواياتي كه در مقام شعراء اهل بيت عليهم السلام وارد شده و دقت در بعض اشعار آقاي امين پور که به نحوي با اهل بيت عليهم السلام و حب ايشان گره خورده پس به ناچار باید بپذيريم كه امين پور زنده است چون شعر قيصر امين پور زنده است.
ز دست عشق در عالم هياهوست تمام فتنه ها زير سر اوست
متن پيام تسليت رهبر فرزانه انقلاب مدظله العالي
برای دیدن همین مطلب در سایت خبری تحلیلی فردا نیوزfardanews.com اينجا را كليك كنيد.
برای دیدن همین مطلب درسایت قیصر امین پور اينجا را كليك كنيد.
يكي از ختم هاي مجرب براي گرفتن هر حاجتي ، مادي يا معنوي، فرستادن صلوات و هديه اين صلوات به محضر نوراني معصومين عليهم السلام است چنان چه رسول اعظم صلي الله عليه و آله و سلم ميفرمايند : هر كه روزي بر من صلوات فرستد حق تعالي درِ عافيت را بر وي گشايد و حاجت معنوي و مادي ، دنيايي و اخروي او به حرمت صلوات بر محمد و آل محمد عليه و عليهم صلوات الله بر آورده ميشود .( جامع الاخبار ، ص 67 و مستدرك الوسايل ج5 ،ص100 . )
و بهتر آن است كه اين ختوم به عدد نام اين بزرگواران انتخاب شود . در زير راهنماي شمارنده اعداد نامهاي چهارده معصوم عليهم السلام طبق حروف ابجد جهت ختم گرفتن ذكر ميشود .(به عنوان مثال به يمن و بركت نام مبارك امير المؤمنين عليه السلام و به عدد نام ايشان صد و ده صلوات فرستاده شود و...)
1- نام مبارك پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم = 92
2- نام مبارك اميرالمومنين عليه السلام = 110
3- نام مبارك حضرت فاطمه زهراء عليها السلام = 135
4- نام مبارك امام حسن عليه السلام = 118
5- نام مبارك امام حسين عليه السلام = 128
6- نام مبارك امام سجاد عليه السلام = 110
7- نام مبارك امام محمد باقر عليه السلام = 92
8- نام مبارك امام صادق عليه السلام = 353
9- نام مبارك امام كاظم عليه السلام = 116
10- نام مبارك امام رضا عليه السلام = 110
11- نام مبارك امام جواد عليه السلام = 92
12 - نام مبارك امام هادي عليه السلام = 110
13 - نام مبارك امام حسن عسكري عليه السلام = 118
14- نام مبارك امام عصر عليه السلام = 59
يك روايت در فضيلت صلوات
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ميفرمايند : ديشب خواب عجيبي ديدم . ديدم مردي از امت من در حال گذشتن از پل صراط ميلرزد و در هر قدمي ميلغزيد. اما ديدم صلواتي كه بر من فرستاده بود آمد و دست او را گرفت و به سلامت او را از پل صراط گذرانيد .( آثار و بركات صلوات ، ص 143 .)
همین نوشته در سایت خبری تحیلی فردانیوزfardanews.com
نكته مهم :
در طول اين مدت كه اين مطلب رو در وبلاگ نوشتم دوستان زيادي در پيامهاي خصوصي و بعضا آف گذاشتن از طريق ياهو سوالاتي رو پرسيده بودند . شخصي از اينكه چرا در مقابل نام اميرالمومنين و امام سجاد عليهما السلام و... يك عدد نوشته شده با وجود اينكه نام اين بزرگواران متفاوت است پرسيده بودند . در جواب بايد عرض كنم : ملاك در اين محاسبه ، نام اصلي اين بزرگواران است نه لقب و كنيه ائمه عليهم السلام .
تعدادي هم از اينكه چرا با وجود همنام بودن امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف با نام مبارك پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله ، شماره درج شده در مقابل اين اسامي مبارك متفاوت است و... پرسيده بودند در جواب اين عزيزان هم عرض ميكنيم كه : در هم نام بودن امام عصر با رسول اعظم صلوات الله عليهما شكي نيست اما از آنجا كه در زمان فعلي ، شيعه از بردن نام و مخاطب ساختن امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف به نام اصلی (م ح م د)نهي شده و روايات بسياري شيعه را امر به استفاده القاب مشهور اين امام همام كردهاند و نيز در لسان خود روايات از آن بزرگوار بيشتر با نام مبارك مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ياد شده مثل : المهدي طاووس اهل الجنه ...و : المهدي من ولدي و ... و نيز به خاطر تبعيت از علماي گذشته لذا نام مبارك مهدي براي تعداد صلوات ها انتخاب شده است.

